من تمام آرامش و حال خوش زندگیام را مدیون کنگره هستم؛ آرامشی که اکنون نه تنها در وجود من ریشه دوانده، بلکه نور آن به فضای زندگی فرزندانم نیز تابیده و حال خوش آنها را نیز تضمین کرده است.
وقتی به گذشتهی پرفراز و نشیب خود نگاه میکنم، حجم آن آشفتگی و بههمریختگی ذهنی چنان عظیم بود که مرا از ارتباطی ساده و صادقانه با همنوعانم بازمیداشت. در واقع، در آن روزها، با وجود حضور فیزیکی در جمعها، روح من درگیر جنگی درونی و بیپایان بود؛ دائماً در حال تلاش برای پنهان کردن دردهایم بودم. آن روزها، حتی با وجود تلاشی که برای “خوب به نظر رسیدن” انجام میدادم، از بسیاری از بیماریهای روحی و جسمی رنج میبردم، چرا که مسیر انتخابیام برای رسیدن به حال خوب، مسیری نبود که از ابتدا درست تعریف شده باشد.
اما از لحظهای که قدم به کنگره گذاشتم و آموزشهای کنگره را دریافت کردم، پردهها کنار رفت و من توانستم دقیقاً بفهمم که منشأ آن همه مشکلات ریشهای، روحی و جسمی از کجا نشأت میگرفت.
امروز، من همه چیز را، چه از لحاظ مادی که نظم یافته و چه از لحاظ معنوی که غنی شده، از این مکان مقدس کسب کردهام. اکنون، سنگینترین دین بر گردن من قرار دارد؛ دینی که باید با تمام وجودم، با تلاشی صادقانه، چه با جانم و چه با هر آنچه در توان دارم، آن را به بهترین شکل ممکن ادا نمایم و این تجربه ناب را به دیگران نیز برسانم.
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر سعیده رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون اول)
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون سوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی دلیجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
34