چهارمین جلسه از دوره سیزدهم از سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی دلیجان با استادی راهنما مسافر ابراهیم ، نگهبانی مسافر مجید و دبیری مسافر علی با دستور جلسه:"کمک من به کنگره و کمک کنگره به من"، در روز چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
تشکر میکنم از ایجنت محترم شعبه، گروه مرزبانی، راهنمای لژیون دوم، راهنماآقای ابوذر و نگهبان جلسه که اجازه دادند در این جایگاه آموزش بگیرم. خیلی خوشحالم که دوباره شما را دیدم. پس از چند سال، آمدم و شعبه را پر از انرژی یافتم. امیدوارم امروز نیز جلسهی خوبی را در کنار هم داشته باشیم. دستور جلسهی امروز ما «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من» است.
اگر بخواهیم در مورد کمک کنگره به من صحبت کنیم، ساعتها میشود در این باره سخن گفت. من به صورت تیتروار تجربهی خودم را عرض میکنم و انشاالله از تجربههای شما نیز استفاده کنیم. اولین چیزی که کنگره ۶۰ به فردی که وارد میشود میدهد، همان روز اول، واژهی «مسافر» است. به محض ورود به لژیون، این واژه جایگزین «معتاد» میشود. یعنی واژهی معتاد را از شخص میگیرد و انگار تمام بار روانی اعتیاد را از دوش او برمیدارد. خود شخص نیز به این باور میرسد که اگرچه ممکن است هنوز مواد مصرف کند یا دارو بگیرد، اما دیگر آن بار روانی و فشار اعتیاد بر دوشش نیست.
پس از این، با مسافر شدن، یک راهنما در اختیار شخص قرار میگیرد تا تجربههایش را در اختیار فرد سفر اولی بگذارد. اگر مسافر در طول سفر اول گوش به فرمان راهنما باشد، انشاالله میتواند درمان شود. پس از آن، فرایند درمان آغاز میشود؛ یعنی شخص به درمان اعتیاد به مواد مخدر میرسد. چیزی که در کل دنیا هیچکس ادعا نمیکند حتی یک نفر آن را تجربه کرده باشد. سپس درمان سیگار و اضافهوزن انجام میشود. مهمتر از همه، یک معلم در اختیارش قرار میگیرد به نام آقای مهندس حسین دژاکام که علم زندگی و هر آنچه در طول زندگی نیاز داریم به ما میآموزد.
آقای مهندس بارها فرمودهاند که: «من یک معلم و محقق هستم». ما با اعتقاد کامل میگوییم که آقای مهندس محقق و معلمی است که شاید در طول قرنها تکرار نشده باشد. معلمی که میآید مشکلات بشر را تشخیص میدهد، میپردازد و هر آنچه در مسیر تکامل نیاز داریم به ما میدهد. خداوند این اجازه را به تکتک ما داده که از آموزشهای آقای مهندس که برگرفته از کلامالله است استفاده کنیم.
مهمتر از همه که در کنگره اتفاق میافتد – جدا از درمان، تغییر افکار، اندیشه و جهانبینی که همه میبینید و روز به روز رخ میدهد – این است که خداوند اجازهی فهمیدن به ما داده تا حقیقت جهان هستی و آنچه در اطرافمان میگذرد را درک کنیم. بسیاری از علمای بیرون هنوز این اجازه را از خداوند نگرفتهاند که بتوانند بسیاری از اتفاقات هستی را درک کنند. در کلامالله نیز آمده است که کمیاباند کسانی که میتوانند به این نقطه برسند. آیا هر گوشی شنوای کلام حق است؟ یا هر چشمی میتواند واقعیتهای هستی را ببیند؟ قطعاً چنین نیست. همانطور که در سفر اول، بسیاری از افراد در کنگره قرار میگیرند ولی درمان نمیشوند؛ زیرا هر شخصی نمیتواند به درمان برسد. در کلامالله نیز همواره آمده که کماند افرادی که به این نقطه میرسند. خداوند این اجازه را به ما داده که از این آموزشها استفاده کنیم. انشاالله باشیم، در کنگره بمانیم، کنگرهمان سربلند شود و بتوانیم در کنار آقای مهندس از آن آموزشها بهره ببریم و آنها را انتقال دهیم.
قطعاً این آموزشهای ناب در هیچکجای دنیا یافت نمیشود. قبل از آمدن به کنگره، حاضر بودم هر چه دارم بدهم تا یک روز مصرفکنندهی مواد مخدر نباشم. یعنی دوست داشتم صبح ببینم آدمهای عادی چطور زندگی میکنند؟ چه حس و حالی دارند؟ اصلاً نیامدهبودم برای جهانبینی، نیامدهبودم ببینم در هستی چه اتفاقی میافتد یا آن چیزهایی که آقای مهندس میگوید را بفهمم و هیچ اعتقادی به آنها نداشتم. فقط آمدهبودم یک روز را بدون مواد مخدر سپری کنم. اما آقای مهندس با لطف و آموزشهایشان نه تنها اعتیاد را از من گرفت، بلکه به بسیاری از افراد دیگر نیز کمک میکند تا بتوانند… باید بتوانم این را حل کنم و این تفاوت بزرگی است که در کنگره رخ داده.
در قسمت دوم، یعنی کمک من به کنگره و خدمت کردن، من با این واژه رابطهی خوبی ندارم. هر وقت به این فکر میکنم که چه کمکی به کنگره کردهام یا چه خدمتی ارائه دادهام، میبینم هرچه در این مسیر جلوتر میروی و هرچه بیشتر خدمت میکنی، بیشتر وامدار کنگره میشوی و بدهکارتر میگردی. زیرا آنچه کنگره به من داده، فراتر از چیزی است که با خدمت کردن جبران شود. با خدمت کردن، در واقع گرههای درونی خودت را باز میکنی. به نظر من، خدمت کردن به معنای خدمت به خود شخص است.
اما کاری که یک مسافر میتواند بکند، چیزی است که آقای مهندس در نوشتههایشان اعلام کردهاند و دوستانمان هم اکنون خواندند. بهترین کاری که یک مسافر میتواند انجام دهد، این است که در راستای اهداف کنگرهی ۶۰ قرار بگیرد. و اگر شخصی در راستای اهداف کنگرهی ۶۰ قرار بگیرد، در هر جایگاهی که باشد، کار خود را میداند.
در سفر اول میداند که بهترین کار برای قرار گرفتن در راستای اهداف کنگرهی ۶۰، خوب سفر کردن است. مسافر وقتی خوب سفر کند، یعنی تمام آنچه آقای مهندس و راهنما میگویند را اجرا میکند و هم به خود لطف میکند، هم به درمان برخی افراد که بیرون هستند.
من بعضی اوقات متأسف میشوم که پسرعمویم مصرفکننده است، برادرم مصرفکننده است، ولی چرا به کنگره نمیآید؟ میگویم چون تو خوب عمل نکردی، چون تغییرات را در تو ندیده است. و ما موظفیم آن تغییرات را بیرون به مصرفکنندهها نشان دهیم تا بگوییم راه درمان اعتیاد پیدا شده است. بسیاری از افراد بیرون راه را پیدا نکردهاند و تاوان میدهند، چه بهای سنگینی میپردازند، چه خانوادههایی بدبخت میشوند. فقط به این خاطر که راه درمان اعتیاد پیدا نشده است. و ما به عنوان کسانی که راه را پیدا کردهایم، بیانصافی است اگر خوب عمل نکنیم تا دیگران نیز بیایند. قطعاً کسانی که میآیند را دیدهاید، افرادی که در سطح زبالهها زندگی میکنند… آنها که در سرما و گرما و تابستان به خاطر تأمین پول موادشان تلاش میکنند. و قطعاً بارها اقدام به درمان اعتیاد کردهاند، بارها ترک رفتهاند و خواستهاند ترک کنند، اما راه را پیدا نکردهاند. و ما فردا باید به این سؤال پاسخ دهیم که چرا وقتی این مسیر را پیدا کردی، به ما نگفتی؟ قطعاً از ما گلایه خواهند کرد.
در سفر دوم، مرزبان هم میتواند کار خود را انجام دهد. راهنما اگر در مسیر خود قرار بگیرد و برای درمان افراد کمک کند و گرههای درونی خود را باز کند، در مسیر اهداف کنگره است. و اگر افراد کنگره بدانند کجا قرار بگیرند، قطعاً کار خود را انجام میدهند. قطعاً، قطعاً کار خود را انجام میدهند.
گاهی در سفر دوم، گرهها عوض میشوند. چون همهی ما گرههای درونی داریم که آمدهایم آنها را باز کنیم و کنگره نیز سفید مطلق نیست. در سالنهای اطراف نیز با گرههای مختلف جمع شدهایم. اگر من به درمان گرههای خودم بپردازم، قطعاً کارم را درست انجام دادهام. یک وقت به حاشیه میروم، با مرزبان درگیر میشوم، با ایجنت درگیر میشوم، که هم خود را از مسیر دور میکنم، هم به دیگران لطمه میزنم. به قول آقای مهندس: «اگر آب نمیآوری، لااقل کوزه را نشکن». همین که شأن مرزبان را حفظ کنیم، گوش به حرف ایجنت دهیم و کار را درست انجام دهیم، بهترین کمکی است که من میتوانم به کنگره انجام دهم.متشکرم
تهیه و ارسال خبر: همسفر مسعود
نمایندگی دلیجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
2206