English Version
This Site Is Available In English

اسارت اهریمن

اسارت اهریمن

ابتدا شکر بی‌کران آفریدگاری را به‌ جا می‌آورم که عاشق آفریده‌های خویش است؛خالقی که عاشق مخلوقات خود است و فرمود: «من از رگ گردن به شما نزدیک‌ترم».

پیش از ورود به کنگره۶۰، درک درستی از این جمله نداشتم. با خود می‌گفتم اگر خداوند عاشق بندگانش است، پس این‌ همه سختی، رنج، مشقت، بدبختی و سیاه‌بختی برای چیست؟ اما زمانی که وارد کنگره شدم، تازه فهمیدم معنای خداوند از رگ گردن به من نزدیک‌تر است چیست. خداوند با قرار دادن کنگره۶۰ در مسیر زندگی من، نعمت را بر من تمام کرد و به من زندگی دوباره بخشید.

در زمانی که تمام وجود و تار و پودم پر شده بود از قهر، ترس، نفرت، افکار منفی، اندیشه‌های نادرست و ضدارزش‌ها؛ زمانی که این تاریکی‌ها در ذره‌ذره وجودم رسوخ کرده بود و مرا از خودم گرفته بود؛ منی که غرق در این همه ظلمت بودم و نه می‌توانستم مادر خوبی باشم، نه همسر خوبی و نه انسانی مفید برای اطرافیان و جامعه و خواسته یا ناخواسته، در چنگال‌های اهریمن اسیر شده بودم.

اگر انسانی در زندان باشد و حکم اعدام داشته باشد و شخصی او را تنها از اسارت ظاهری نجات دهد، آن فرد می‌گوید: «زندگی‌ام را مدیون او هستم». اما کنگره۶۰ نه‌ تنها ظاهر، بلکه باطن مرا نیز از اسارت اهریمن رها کرد؛ من، زندگی‌ام را مدیون کنگره۶۰ هستم و اگر تمام عمر خود را صرف خدمت به کنگره کنم، باز هم اندک است و نمی‌توانم جبران این آزادی و رهایی را بکنم.

دیگر کمک‌های کنگره۶۰ بماند؛ رهایی مسافران از بند اعتیاد، لژیون ویلیام، لژیون تغذیه سالم، سلامتی‌ که برای ما به ارمغان آورد، علم و آگاهی‌ که موجب رشد شد، روش DST و ورزش که هرکدام، همچون یک رشته دانشگاهی، ده‌ها شاخه دارند و قابل شمارش نیستند.

پس در پایان، این سؤال برای من مطرح می‌شود: کمک من به کنگره۶۰ چه بوده است؟

نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون یازدهم)
رابط خبری: همسفر مهین رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون یازدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر نیلوفر رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پرستار

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .