خداوند را هزاران بار شاکرم که اذن ورود مسافرم و من به کنگره صادر شد. قبل از ورود به کنگره، هر روز با خدای خودم راز و نیاز میکردم و با چشمانی گریان از او میخواستم که همسرم اعتیادش را ترک کند.
مسافر من تخریب زیادی داشت و ما هر دو در قعر تاریکیها بودیم. خدا را شکر که در بدترین شرایط، در کنگره به روی مسافرم باز شد. در طول سفر او فراز و نشیبهای زیادی را تجربه کردیم تا اینکه اذن ورود من هم صادر شد.
کنگره به ما آموزش داد و ما را از تاریکیها، منیت، حسادت، غرور، تکبر و بسیاری از ضد ارزشها به سمت روشنایی هدایت کرد و زندگی دوبارهای به ما بخشید. برای من، کنگره واقعاً بهشت روی زمین است. هیچوقت زندگی نابسامان قبل از کنگره را فراموش نمیکنم و هر لحظه شکرگزار خداوند هستم برای کمکهایی که کنگره به من کرد.
اما این سؤال پیش میآید: کمک من به کنگره چیست؟ واقعیت این است که من هیچوقت نمیتوانم کمکهایی را که کنگره به من کرده جبران کنم. من خودم و خانوادهام را مدیون کنگره میدانم؛ حتی خودم را مدیون همان صندلی میدانم که روی آن نشستم و آموزش گرفتم.
اما میتوانم با درست سفر کردن، کاربردی کردن آموزشها، خدمت کردن در کنگره و کمک مالی قدردانی خودم را نشان بدهم. در پایان، از جناب مهندس عزیز و مهربان، خانواده محترم ایشان، استاد توانمندم و تمامی خدمتگزاران کنگره۶۰ صمیمانه سپاسگزارم.
نویسنده: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون یازدهم)
رابط خبری: همسفر مهین رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون یازدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر نیلوفر رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پرستار
- تعداد بازدید از این مطلب :
78