قبل از هر چیز، خداوند بزرگ را شاکر هستم به خاطر وجود آقای مهندس و خانواده محترم ایشان و خداوند را شاکر هستم به خاطر اذن ورودم به کنگره۶۰. کنگره به من چه داده است و کمک من به کنگره چیست؟
قلم و نوشتن چه قاصر است برای بیان آنچه کنگره۶۰ به من داده است، ولی در حد توان مینویسم آنچه را که بهصورت رایگان به من بخشیده است. اولین چیزی که کنگره به من داد امید بود؛ چیزی که سالها در دل من مرده بود. با اولین روز ورودم به کنگره، آنچنان نور امیدی در دلم روشن شد که مرا وادار کرد در روزهای بعد نیز حضور پیدا کنم.
کنگره۶۰، مسافر مرا به من بازگرداند؛ مسافری که سالیان زیادی مانند یک مرده متحرک بود و من ذرهذره احیاء او را میدیدم، حس میکردم و لمس مینمودم. کنگره خودِ گمشدهام را به من بازگرداند. من کاملاً خودم را فراموش کرده بودم و من دوباره خودم را پیدا کردم. راه درست زیستن، راه راست و صراط مستقیم را به من نشان داد. کنگره همان گمشده من بود؛ جایی که شدیداً به آن نیاز داشتم.
همیشه این در ذهن من بود که روزی، در جایی و به واسطه شخصی، لطف خداوند شامل حالم خواهد شد. من این را از امام رئوف، امام رضا(ع)، خواستم و به لطف قادر مطلق این راه برای من نمایان شد؛ راهی که تا بینهایت، تا رسیدن به قدرت مطلق و خالق خود ادامه دارد. کنگره۶۰ نیروهای مثبت و منفی را به من شناساند و صور پنهان و آشکار را به من معرفی کرد.
صور آشکار، همین جسم ظاهری من است که به خودم نشان داد چگونه از این شهر یا بلد محافظت کنم، اجزاء آن را بشناسم و تغذیه سالم داشته باشم و صور پنهان من که شامل روح، نفس، ذهن و جان انسان است را به من آموزش داد. کنگره تفکر کردن را به من آموخت؛ اینکه چگونه تفکری سالم، با حسی سالم و عملی سالم داشته باشم. من در این مکان انفاق و سخاوت را یاد گرفتم و فهمیدم تا نبخشی، به تو نمیبخشند؛ باید ببخشی، چه مادی و چه معنوی.
کنگره۶۰ اینبار عشق را به من آموخت؛ عشق به خالق، به انسانها و به مخلوقات و عشقِ خدمت کردن به همنوع خود. محبت کردن و ازخودگذشتگی را آموختم. فهمیدم که هیچ مخلوقی جهت بیهودگی پا به حیات نمینهد و هیچکدام از ما «هیچ» نیستیم. در کنگره باارزش بودن خودم را فهمیدم و با تمام وجود، احساس رضایت از وجود خود را تجربه کردم. تغییر کردن، تزکیه، پالایش و تبدیل شدن را آموختم و یاد گرفتم انسانی هدفمند و مثمرثمر برای خود، اطرافیان و جامعه باشم و هر لحظه در رفتارم بذر نیکو بکارم تا به تعادل روحی، روانی و حتی جسمی و به تکامل برسم.
کنگره۶۰ به اعضاء خود: علم درمان اعتیاد با متد DST, آموزش جهانبینی، راه درست زندگی کردن، فرصتی دوباره برای شروع، حال خوش، حس انسانیت، رهایی از تاریکیها، لذت بخشیدن، لذت کمک به همنوع و فرصت تغییر و تبدیل شدن داده است.
حال اگر بخواهم راجعبه کمک من به کنگره۶۰ بگویم؛ این است که من تا به حال کاری درخور برای کنگره انجام ندادهام؛ فقط میتوانم قدردان این سیستم باشم. باور دارم که هر کدام از ما رسالتی داریم و باید برای آن تلاش کنیم؛ الگوی خوبی باشم، رسالتی را که دارم درست انجام دهم، گذشته خود را فراموش نکنم و به یاد داشته باشم که کجا بودم و حالا کجا هستم. خدمتی صادقانه داشته باشم، چه مادی و چه معنوی که بازتاب آن دوباره به خودم بازمیگردد.
رعایت حرمتها و قوانین کنگره۶۰، خدمت به همنوع و همدرد خود، گوش به فرمان بودن و رعایت اصول، کمک من است که تا ابدیت و برای تمام بشریت ادامه خواهد داشت؛ اگر خداوند رخصت دهد و همیشه سپاسگزار خداوند، آقای مهندس و خانواده محترم ایشان هستم. پس با خدمت کردن در کنگره و انتقال آموزشها به خانوادههای آسیبدیده یا خدمت در هر جایگاهی، در واقع به خودم خدمت کردهام تا به حال خوش برسم.
کنگره۶۰ هیچ حسابی با من ندارد؛ حسابش صفر است، اما اگر من حسابم را با کنگره صفر نمیبینم به این خاطر است که باز هم در حال خدمت به خودم هستم. چشمهایم را باز کرده بودم و جزء زشتی چیزی نمیدیدم، اما اکنون هر آنچه میبینم زیبایی است؛ طبیعت، خانواده، دوست و از دیدن همه اینها لذت میبرم و نسبت به همهچیز حس خوبی دارم.
کنگره۶۰ به من استقلال فردی، عزتنفس، حس انسانیت، انساندوستی و دلسوزی نسبت به همنوع را داد؛ همه آن حسهایی که خداوند بهصورت رایگان به همه انسانها داده است و ابزارهایی هستند برای آسایش، آرامش در زندگی و رشد دادن دیگران. در کنگره۶۰، همه غیرممکنها ممکن میشوند. کنگره به من گوش کردن را آموخت، صحبت کردن را آموخت و حقیقت را به من شناساند. کنگره به من یاد داد که چگونه با ترسهایم مقابله کنم و صبر کردن و توکل را به معنای واقعی به من آموخت تا بتوانم جایگاه واقعی خود را تا حدودی پیدا کنم، کنگره به ما علم و دانش آموزش داد.
ما با استفاده از علم کنگره، صورتمسئله اعتیاد را یاد گرفتیم و با بهرهگیری از این علم و دانش، مفهوم اعتیاد را فهمیدیم؛ اینکه اعتیاد چیست، مصرفکننده مواد مخدر در چه جایگاهی قرار دارد و چگونگی درمان اعتیاد چگونه است. علمی که در هیچ جای دنیا وجود ندارد و فقط توسط آقای مهندس، با تلاش فراوان و تحقیقات بسیار، شکل گرفته است.
متد DST بهطور قطع پیشرفتهترین، جامعترین و کاملترین متد درمانی برای درمان اعتیاد است که وجود دارد. یکی دیگر از کمکهای کنگره، مکان آن است با تمام امکاناتی که در اختیار من قرار میدهد؛ از جمله ساختمان، فضا، میز و صندلی، تا بتوانم در نهایت آسایش و راحتی در کلاسها شرکت کنم.
کمک دیگر کنگره۶۰؛ حق انتخابی است که به من داده شده است تا راهنمای خود را با حس و شناخت خودم انتخاب کنم. دوستان عزیزی را یافتم که در هیچ جای دیگری یافت نمیشوند؛ دوستانی که از شادی من شاد و از ناراحتی من ناراحت میشوند، دوستانی که صادقانه موفقیت مرا میخواهند و همه با هم در کنار یکدیگر، لذت میبریم. در کنگره۶۰، تمام امکانات مادی و معنوی دست به دست هم میدهند تا یک انسان از دام اعتیاد رها شود.
منابع: کتاب چهارده وادی عشق
نویسنده: همسفر خدیجه رهجو راهنما همسفر سمیه(لژیون اول)
رابط خبری: همسفر مریم(د)رهجو راهنما همسفر سمیه(لژیون اول)
ویرایش: همسفر زینب رهجو راهنما همسفر مریم(لژیون دوم)دبیر سایت
ارسال: همسفر زهرا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی اسبیکو خرمآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
65