در اینجا هستیم تا داستان زیبا و الهامبخش یک زوج کنگرهای را بخوانیم که با سفر خود به کنگره و خدماتی که در این مسیر انجام دادهاند، زندگی خود را به شکل چشمگیری تغییر دادهاند. کنگره به عنوان محلی برای رهایی، آموزش و خدمت، به آنها کمک کرده تا با چالشهای زندگی به شیوهای نوین مواجه شوند و روابط خود را بهبود ببخشند. در این مصاحبه، به بررسی تجربیات، آموختهها و تغییرات مثبتی خواهیم پرداخت که این زوج با آنها روبرو شدهاند. تا ما از درک عمیقتری از عشق، خدمت و همدلی در کنگره بهرهمند شویم. داستانهای آنان میتواند چراغ راهی باشد برای تمام کسانی که در جستجوی امید و تغییر در زندگی خود هستند.
مسافر قاسم با تخریب آنتیایکس مصرفی تریاک و شیره وارد کنگره شدند. به مدت ۱۰ ماه به روش DST و داروی درمان اپیوم به راهنمایی مسافر محمد و همسفر آمنه سفر کردند. ایشان در حال حاضر ۸سال و ۹ ماه است که با دستان پرتوان آقای مهندس آزاد و رها هستند.
.jpg)
کنگره و خدمت در کنگره چه تأثیری در زندگی شما گذاشته است ؟
راهنمامسافر قاسم:
تاثیر کنگره بر روی من در ابتدا به من فکر کردن را آموخت و با شروع سفر اول خدمت کنگره برای من شروع شد و این خدمت در سه موضوع جسم جهان بینی و روان بود شناخت جسم که خود جسم از یک جهان تشکیل شده و شهر وجودی من هست و خود جسم یک شخصیت متفاوت دارد که باید به جسم احترام گذاشت و این جسم من هست که تعیین میکند چند سال در روی این کره خاکی زندگی کنم کنگره به من آموخت بدون جهان بینی نمیتوانم این شهر عظیم جسم را مدیریت کنم جهان بینی یعنی شناخت قوانین هستی قوانین که در این کره خاکی همیشه ثابت هستند و من باید به آنها احترام بگذارم و از این قوانین ثابت عدول نکنم و یاد گرفتم شناخت قوانین و باور آنها همیشه ثابت و تغییر ناپذیر هستند و این آگاهی به من کمک کرد که این قوانین را در زندگی خودم کاربردی کنم و کاربردی کردن این قوانین سبب سلامتی آرامش و آسایش من در زندگی شد.
خدمت در کنگره سبب شد تا آنچه به صورت تئوری و به صورت کلمه یاد گرفته بودم در جایگاههای مختلف خدمتی به معنا و مفهوم آن کلمات برسم مثلاً از کلمه محبت در کنگره زیاد صحبت میشود تا خدمت نکنی به معنای واقعی باکلمه ی محبت آشنا نخواهی شد محبت به نظر من خدمت بلاعوض و بدون توقع است.
آقای مهندس فرمودند محبت این نیست که به روی همه بخندی همه فکر کنند دیوانهای بعضی وقتها محبت میشود خشم بعضی وقت میشود دانستن اندازهها. محبت میشود سقوط آزاد در نهایت محبت میشود عدالت یعنی نمیشود فردی که تلاش نکرده درست سفر نکرده سی دی نمینویسد او را به رهایی ببریم و به او بگویی اشکالی ندارد محبت یعنی در زمان مناسب مکان مناسب و اندازه مناسب استفاده شودامیدوارم بمانم و به معنا و مفاهیم بیشتری از کلمات که قبلاً معنای اشتباهی از آنها داشتم با آموزشهای کنگره مفاهیم را درست درک کنم.
آموزشهای کنگره چه تغییری در ساختار خانواده شما ایجاد کرده است؟
راهنما همسفر طیبه:
آموزشها با نهادینه کردن تفکر، جهانبینی و منطق به جای احساسات و هیجانات، فضای خانم را از یک خانواده کنترلگر و پر توقع به یک خانواده پذیرش مسئولیت و احترام متقابل تبدیل کرده است. این تغییرات به خاطر این بود که من یاد گرفتم وظیفه من تغییر دادن نیست بلکه تغییر کردن خودم است. این تغییر در من و آموزشها، چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیر مستقیم، روی فرزندانم اثر گذاشته و این آموزشها آرامش را جایگزین تنش کرد و فضای خانه را از استرس و ترس به سوی تفاهم هل داده است. ما باور داریم که برای رسیدن به هر خواسته باید بهای آن را پرداخت کنیم، چون اگر خواسته قوی باشد، حتماً تقدیر من میشود و فرمان الهی صادر میشود. آموزشهای کنگره تأثیر عمیقی بر زندگی من و خانوادهام گذاشته است. دید و نگرش ما نسبت به زندگی کاملاً دگرگون شده و خواستههایمان رنگ تازهای گرفتهاند. امروز به این درک رسیدهایم که برای رسیدن به هر هدفی باید بهای آن را با تلاش، صبر و پشتکار پرداخت کنیم. مهمتر از همه، با تمام وجود باور کردهایم که هر آنچه در مسیر زندگی پیش میآید، بر اساس تقدیر و فرمان الهی است. این باور به ما آرامش، پذیرش و امید بیشتری بخشیده و باعث شده روابط خانوادگیمان سرشار از محبت، درک و همدلی شود. در حقیقت، آموزشهای کنگره به ما یاد داد چگونه زیستن را بیاموزیم، نه فقط زندگی کردن را.
.jpg)
در کنگره چه اتفاقی برای فرد میافتد که بعد از اتمام سفر اول به صورت رایگان و داوطلبانه خدمت می کند ؟
راهنما مسافر قاسم:
وقتی در سفر اول درست سفر کنی بزرگترین نعمتی که در این کره خاکی دنبالش بودیم را بدست میآوریم و آن نعمت ،سلامتی، آرامش و آسایش و همین موضوع سبب میشود که فرد در کنگره بماند.
در پیام سفر اول هم به همین موضوع اشاره شده که بعد از پایان سفر اول بند عشق محکمی به فرد زده میشود و این بند عشق همان خدمت به خود و همنوعان خودمان است.
خیلی از همسفرها در مقطعی از سفر حال خوبی ندارند و احساس میکنند دیگر نمیتوانند ادامه دهند. شما چه پیامی برای کسانی دارید که در این روزها در تاریکی و ناامیدی هستند؟
راهنما همسفر طیبه:
اگر من فلسفه و هدف کنگره را درک کرده باشم و به این حقیقت رسیده باشم که چرا در کنگره سفر میکنم، دیگر هیچ مانع و نیروی منفی نمیتواند بین من و کنگره فاصله و جدایی ایجاد کند و هیچ مشکلی باعث دلسردی و ناامیدی من نخواهد شد. این میسر نمیشود مگر در این مسیر، با تمام مشکلات که خواهد بود، بمانم تا با کاربردی کردن آموزشها به این حقیقت برسم. اگر میبینیم حالم بد است، یعنی هنوز در حال کار کردن بر روی خودم هستم و جنگ درون دارم. باید با وجود حال بد به اجرای آموزشها و فرمانهای راهنمایم ادامه بدهم و رهایی مسافر در گروی ماندن و اجرای دقیق آموزشهاست. فقط در این مسیر بمانید.
.jpg)
از نظر شما رابطه خدمت کردن و رسیدن به حال خوش چگونه است ؟
راهنمامسافرقاسم:
رابطه خدمت و رسیدن به حال خوش از نظر من خدمت یک کلمه است و این در جامعه معنا های متفاوتی دارد مثلاً کسی که خدمت میکند توقعهایی هم دارد که به او احترام بگذارند و یا به واسطه خدمت در بعضی جاها به او امتیازاتی بدهند و اگر این اتفاقات برای او انجام نشود باعث حال خرابی و تخریب میشود ولی در کنگره باید به فرد اجازه خدمت بدهند و این یک لطف و نعمت خداوند است خدمت در کنگره باید بلاعوض و بدون توقع طبق حرمتها باشد نتیجه این خدمت زمانی مشخص میشود که شما بتوانی شب راحت بخوابی و همیشه حالت خوش باشد.
اگر همسفر در مسیر درمان و آموزش نباشد، چه تأثیری در روند رهایی مسافر ایجاد میشود؟
راهنما همسفر طیبه:
در کنگره گفته میشود همسفر بال پرواز مسافر است، چون مسافر با ورود به کنگره و شروع سفر با آموزش دیدن، تفکرات و دیدگاههایش کاملاً تغییر میکند. اگر همسفر پا به پای مسافر آموزش ببیند، همراه و همزبان مسافرش میشود و در کنار هم قرار میگیرند، نه در مقابل هم. ولی اگر همسفر دور از آموزش باشد، نیروی بازدارنده میشود و مسیر رهایی مسافر را دشوارتر و طولانیتر میکند.
.jpg)
چه عاملی باعث شد در کنگره بمانید و تا به الان خدمت کنید ؟
راهنمامسافر قاسم:
عاملی که باعث شد من در کنگره بمونم همین حال خوشه سفر اولم بود چون آنقدر در سفر اول حالم خوب بود و لذت بردم که هیچ وقت این لذت را از یاد نمیبرم و این خوشحالی را می خواستم به دیگران هم ا انتقال بدهم بعد با آموزشهای کنگره و پیامهای استاد سردار به این موضوع آگاه شدم که انسان هرچه قدر خدمتگزارتر باشد با ارزشتر و موثرتر خواهد بود و باید کالا خالص باشد تا خریدار داشته باشد و فهمیدم تا فرصت هست باید جبران خسارت کنم و تنها راه جبران خسارت خدمت به خودم و به همنوعان خودم هست
و در این راستا حرکت کردم و تابع انضباط حرمتهای کنگره سعی میکنم خدمت کنم تا ابتدا خودم از خودم راضی شوم و بعد خداوند از من راضی شود.
متشکرم که زحمت کشیدید زمان گذاشتید تا من هم بتوانم تجربیات خودم را به دوستان انتقال بدم.
در طی سالها رفت و آمد در کنگره، بزرگترین آموزشی که باعث شد تغییر کنید و تبدیل به کمک راهنمای فعال شوید، چه بوده است؟
راهنما همسفر طیبه:
بزرگترین آموزشی که وجودم را متحول کرد و مرا به جایگاه کمک راهنمایی رساند، این بود که آقای مهندس در یکی از سیدیها گفتند: «دروازه ورود به خودشناسی شال نارنجی است». چون من از اول که وارد کنگره شدم، هدفم از سفر در این مسیر فقط خودشناسی بود. روز به روز پاسخ سوالاتی که سالها دنبالشان بودم را میگرفتم و همیشه سعی میکردم آماده و با دست پر به شعبه بیایم و سر لژیون قرار بگیرم. چون من معتقد هستم کنگره مثل دریای بزرگی است که هر کس به اندازه ظرف خودش از این دریای بزرگ آب برمیدارد.
اگر در پایان سخنی دارید بفرمایید؟
راهنما مسافر قاسم:
از اینکه چند دقیقهای به بنده اجازه دادید صحبت کنم از همگی سپاسگزارم و امیدوارم همه موفق و سلامت باشید.
مصاحبهکننده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون دوم)
عکاس: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر مریم نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سنایی
- تعداد بازدید از این مطلب :
511