English Version
This Site Is Available In English

بهترین کمک من به کنگره در مسیر بودن است

بهترین کمک من به کنگره در مسیر بودن است

همسفر صفورا:
تمام هستی بر مبنای دریافت و پرداخت بنا شده است، یعنی ما باید بگیریم و بدهیم، در باب دستور جلسه مسئله تشخیص است ما باید بدانیم که به واسطه کنگره چقدر تغییرات و تبدیلات در ما به وجود آمده‌ است، قطعاً نقطه اول من با نقطه جدید بسیار متفاوت است و هرچه سعی و تلاش در این مسیر پر توان‌تر باشد تغییرات هم وسیع‌تر خواهد بود. دیدن یک مصرف‌کننده در خانواده که دچار تخریب جسم شده برای خودش و دیگران آزار دهنده است، من ترمیم این تخریب را با آمدن مسافرم به کنگره حس و تجربه کردم، کاری که کنگره برای اعضا انجام می‌دهد چیزی فراتر از کمک است بهتر است بگوییم احیای یک انسان، گویی همه نفوس احیا می‌گردد و این موضوع قابل اندازه‌گیری نیست. برای هر یک از مسافران و همسفران سفر اول یا سفر دوم قبل از آشنایی با کنگره۶۰، فکرِ قطع مصرف یا درمان کامل، آرزویی محال بود برای مصرف‌کنندگانی همچون شیشه، حشیش، اکستازی و ... کابوسی شیرین بود؛ زیرا انواع و اقسام روش‌های مرسوم ترک را آزموده و با هر بار قطع مصرف، گویی دردی به درد آن‌ها اضافه می‌شد.

کنگره۶۰ فضای مناسبی برای اعضا فراهم نموده تا بتوانند باز پرداخت بدهی خود را نسبت به تخریب‌های وحشتناکی که در دوران اعتیاد در خانواده و جامعه به جا گذاشته‌اند به طریق مختلف جبران نمایند. فردی که وارد کنگره۶۰ می‌شود کم کم  اعتماد به‌ نفس او شکل می‌گیرد، اولین چیزی که کنگره به فرد می‌دهد عقلِ زایل‌ شده‌اش است و از نظر جسمی فرد را برمی‌گرداند و فرد جوان‌تر می‌شود، کنگره کابوس‌های شبانه، ضد ارزش‌ها و توقع را از فرد می‌گیرد و در عوض امنیت و آرامش را به او باز می‌گرداند، کنگره حقارت، دروغ، ترس و ریا را از ما گرفت و به جای آن آرامش، صداقت و انسانیت را به ما بخشید. کنگره۶۰ نیاز به کمک من ندارد، اگر من کمکی می‌کنم در اصل به خودم و دیگران کمک کرده‌ام.

نجات مسافران از دام اعتیاد زکاتی را بر گردن ما می‌نهد که هر لحظه باید این زکات را پرداخت کنیم. خدمت باید با شناخت دقیق آغاز گردد و با تفکر و حس درست انجام شود وگرنه باعث تخریب خواهد شد، بهترین کمک من به کنگره از نظر من در مسیر بودن است و مستمر در حال تلاش بودن؛ چون روزی به واسطه این تلاش‌ها، تبدیلات درون شخص صورت می‌گیرد که در روند و تداوم کنگره مؤثر خواهد بود. خدمت ما بایستی نسبت به خداوند و بدهی ما به سیستم الهی باشد؛ وقتی باورها با محبت واقعی عجین می‌شوند، معنی محبت را لمس می‌نماییم بهترین کمک من احترام به قوانین کنگره، فرمان‌برداری خوب، آموزش دیدن و خدمت کردن و مهم‌تر از همه قدرشناسی و سپاسگزاری از کمک‌هایی که از سوی کنگره بر ما شده است. بخشش و خدمت کردن به کنگره همه به خودمان برمی‌گردد؛ حتی جا به‌ جا کردن یک صندلی و حرف آخر: گذشتگان کاشتند و ما خوردیم و ما بکاریم تا دیگران بتوانند در آینده از امکانات سازمان بهره ببرند.

همسفر نرگس:
به نظر من بزرگترین کمک را کنگره به من و مسافرم کرده است، اگر این مکان مقدس نبود خدا می‌داند که چه اتفاقی برای ما می‌افتاد، من این حال خوب خودم و مسافرم را مدیون کنگره۶۰ هستم و باید بدانم که چه از نظر مادی و چه از نظر معنوی باید به کنگره کمک کنم؛ چون من را از تاریکی‌ها و ضد ارزش‌ها به سوی روشنایی، نور و ارزش‌ها سوق می‌دهد، آموزش‌ها و رفتارهای بسیار خوبی که از همه اعضای کنگره می‌بینم، ناخودآگاه به این فکر فرو می‌روم که چگونه به کنگره کمک کنم، در کنگره هر کس به هر طریقی به دیگران کمک می‌کند یکی در آبدارخانه، یکی در نشریات، یکی در مرزبانی، راهنماهای عزیز و ایجنت محترم همه و همه با جان دل به من همسفر و دیگران کمک می‌کنند تا به حال خوب برسیم.

من با احترام به آن‌ها و با حضور به موقع خودم، رعایت قوانین و همین‌طور حرمت‌های کنگره و با خدمتی که می‌توانم انجام بدهم، دین خودم را به کنگره ادا می‌کنم، کنگره تنها جایی است که احساس آرامش و امنیت می‌کنم و این را مدیون آقای مهندس حسین دژاکام هستم، آقای مهندس نیاز به کمک من ندارد، اگر من  کمکی در کنگره می‌کنم اول به خودم و بعد به دیگران است. علم، دانش و آموزشی که آقای مهندس در اختیار ما قرار داده در هیچ دانشگاهی دیده نمی‌شود، از خدا می‌خواهم به من کمک کند که خدمتگزار این مجموعه امن و مقدس باشم، خدا را شکر می‌کنم که به کنگره آمدم تا به این حال خوب و خوشی که همیشه آرزو آن را داشتم برسم.

همسفر سهیلا:
کمک کنگره به من، در درجه اول باید به یاد بیاورم که در کجا قرار داشته‌ام درمانده، افسرده، غمگین و عصبی و ... بودم و حالا در کجا قرار گرفته‌ام، کنگره به من کمک کرد تا بتوانم ناامیدی را کنار بگذارم، تفکرم را عوض کنم و از افکار منفی دور بشوم و مثبت اندیش باشم، راه و رسم درست زندگی کردن را به من  آموزش داد، من و مسافرم را از بند تاریکی‌ها نجات داد و به سمت روشنایی هدایت کرد، در کنگره یاد گرفتیم که هر شخص جایگاه خودش را پیدا کند و در جایگاهش قرار بگیرد، نظم در زندگی که مهم‌ترین نقش را دارد به ما آموزش می‌دهد تا به آرامش در زندگی برسیم و کمک من به کنگره، کنگره نیازی به کمک من ندارد در اصل به خودم و دیگران کمک می‌کنم، در مقابل تمام خدمت‌هایی که به من کرد شاید با قدردانی، احترام به قوانین کنگره و رعایت اصول، فرمانبرداری و ... بتوانم ذره‌ای جبران کمک‌های کنگره را انجام دهم؛ چون با این کار به آرامش و حال خوش می‌رسم و باعث می‌شود احساس کنم که قطره‌ای از این  اقیانوس عظیم و بیکران هستم.

همسفر اکرم:
اگر از من بپرسند کنگره برای من چه کرد؛ باید بگویم کنگره۶۰ نوری بود که مرا از دل تاریکی‌ها، یأس، ترس و دلواپسی ناشی از تخریب عزیزم نجات داد. من در حالی به این مکان قدم گذاشتم که زندگی‌ام سرشار از حال بد و اضطرابی ویرانگر بود، اینجا بود که من به عنوان یک همسفر به درک عمیقی رسیدم، کنگره به من آموخت که اعتیاد یک بیماری سه ضلعی است و من نیز در این تخریب سهمی از جهان‌بینی ناسالم داشتم، با دریافت آموزش‌های ناب جهان‌بینی و هدایت‌های دلسوزانه راهنما یاد گرفتم که معنای واقعی زندگی عشق بلاشرط و بخشش را نه در کنترل دیگران بلکه در تغییر حال خودم پیدا کنم. نتیجه این آموزش‌ها بازگشت تدریجی آرامش به وجود خودم و خانه‌ام بود. امروز من به لطف این مکان از یک همسفر مضطرب و درگیر به یک تکیه گاه محکم، صبور و امیدوار تبدیل شدم، که توانایی حمایت از مسافرش و حفظ خانواده را پیدا کرده است. هرچه دارم از کنگره است و برای جبران این دین بزرگ با تمام توانم در مسیر خدمت ثابت قدم هستم، خدمت من نه فقط برای مسافرم بلکه برای انتقال امید و دانش به همسفرانی است که امروز در ابتدای تاریکی قرار دارند و حال بد من در گذشته را تجربه می‌کنند، من متعهد هستم که با پایبندی به اصول، حرمت‌ها و قوانین همواره پاسدار و خدمتگزار این چراغ روشن بمانم تا این نور همچنان به دل‌های محتاج راه پیدا کند.

رابط خبری: همسفر نجمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر سوزان رهجوی راهنما همسفر صغری (لژیون ششم)
همسفران نمایندگی بروجن

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .