«ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند، تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری»
اگر خوب دقت کنیم، میبینیم که هیچکدام از ما بدون حضور و کمک دیگران قادر به تأمین نیازهای خود نیستیم. قبل از ورود به کنگره همیشه از خالق خودم گلهمند بودم؛ چرا من؟ چرا فرزند من؟ وقتی وارد کنگره شدم، از نظر روحی و روانی کاملاً بههمریخته بودم. اما به مرور و با دریافت آموزشها فهمیدم که این موضوع در تقدیر من بوده و من به خاطر جهل و ناآگاهی، از اعتیاد فرزندم یک تابو ساخته بودم.
کنگره به من آموخت که اعتیاد یک بیماری و قابل درمان است. یاد گرفتم برای شناخت اعتیاد و راه درمان آن باید کفش آهنین بپوشم و در کنار مسافرم تلاش کنم تا زندگی از دسترفته و فرزند از دسترفتهام را دوباره احیا کنم.
کنگره مرا با خودم آشنا کرد؛ آدرس گمشدهام را به خودم برگرداند. به من یاد داد که باید مقاوم باشم و برای سلامت جسم، روح و روانم تلاش کنم تا تغییرات اتفاق بیفتد و بر اثر تغییرات، تبدیلات شکل بگیرد. سعی کردم روزبهروز محکمتر از قبل در این مسیر قدم بردارم.
خدا را شاکرم که در این مسیر به حال خوش و آرامش رسیدم و مسافرم از بند تاریکی نجات پیدا کرد. به واسطه رهایی او، زندگی دوباره روی خوش خود را به ما نشان داد. همه اینها را مدیون کنگره هستم؛ چرا که کنگره فرزندم را به من برگرداند.
کنگره به من یاد داد که زندگی یک گذر است و در این گذر باید کاشت و برای برداشت و به ثمر رسیدن محصول، تلاش، کوشش و صبر لازم است. من و خانوادهام تا زنده هستیم خود را مدیون و بدهکار کنگره میدانیم. با خدمت کردن، فرمانبرداری و کمک مالی میتوانیم کنگره را در پیشبرد اهدافش یاری کنیم.
در پایان، از جناب مهندس و خانواده گرامی ایشان سپاسگزارم که چنین بستر امن و مقدسی را برای ما فراهم کردند. از خداوند متعال طول عمر، صحت و سلامتی برای جناب مهندس و خانواده محترم ایشان خواستارم.
نویسنده: همسفر مهین رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون یازدهم)
رابط خبری: همسفر مهین رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون یازدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر نیلوفر رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پرستار
- تعداد بازدید از این مطلب :
87