زمانی که یک فرد وارد دنیای اعتیاد میشود، تاریکی تمام نور و امید او را با خود میبرد. روزی که فهمیدم همسرم مصرفکننده است، انگار همه دنیا برایم تاریک شد و روزها را با سختی و رنج میگذراندم. به واسطه تخریبهای مسافرم، حسهای من هم بسته شده بود؛ تا اینکه وارد کنگره شدم.
درست است که هنوز مسافرم سفر موفقی نداشته، اما حال من خوب است. امید دارم که نور کنگره به زندگی من هم بتابد و باور دارم که این زندگی دوباره احیا و بازسازی میشود. خودم را در قبال این رشد، آگاهی و امید مسئول میدانم؛ چون هیچجای دیگری نمیتوانستم در کنار یک مصرفکننده، چنین حال خوشی را تجربه کنم.
برای پایداری و استوار ماندن چنین سیستمی، وظیفه دارم هر کاری که از دستم برمیآید انجام دهم؛ تا جایی که توان دارم قدردان این مکان باشم و خدمتگزار این سیستم. کوچکترین کمکی که میتوانم انجام دهم، فرمانبرداری از قوانین و حرکت در مسیر صراط مستقیم است.
امیدوارم بتوانم این آموزشها را در تمام مراحل زندگیام کاربردی کنم و فردی مفید برای کنگره۶۰ باشم. به نظر من جایی که انسان را از تاریکی، نیروهای اهریمنی و ضد ارزشها دور میکند و به تعادل میرساند، چیزی جز بهشت نمیتواند باشد. خدا را شکر برای وجود چنین بهشتی روی زمین.
نویسنده: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون یازدهم)
رابط خبری: همسفر مهین رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون یازدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر نیلوفر رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پرستار
- تعداد بازدید از این مطلب :
95