بهنام قدرت مطلق الله
«کمک من به کنگره و کمک کنگره به من» در مورد کمک کنگره به من خوب میدانم که من سالهای زیادی از درس خواندن، کتاب و نوشتن به دور بودم. با علمی که در کنگره فرا گرفتم توانستم روز به روز به دانش و آگاهی خود بیفزایم. با نوشتن سیدیها و گوش دادن به آنها تمام راه و مسیر زندگی و جامعه که با علم روز هماهنگ هست را آموزش میگیرم و دانش من افزون میشود و با آن آموزشها به نتایج مطلوبی خواهم رسید.
سالها مسافرم گرفتار اعتیاد بود و همین دلیل باعث شده بود که سرخورده، غمگین، افسرده شده بودم. تمام راهها را رفته و نتیجهای بهدست نیاوردم، باز برگشت میخوردم، هرچه زمان میگذشت تحمل زندگی برای من سخت و زجرآور شده بود. هیچ کس نمیتوانست کمکم کند؛ حتی خانواده خودم هم نتوانستند برای من کاری انجام دهند. همه دکترها و روانشناسهایی که برای مشاوره و درمان نزد آنها میرفتم نتوانستند، درمانی برای درد من پیدا کنند، هر روز آرزوی مرگ میکردم.
از اقوام و فامیل دور شده و تبدیل به فردی منزوی و گوشهگیر شده بودم. مصرف مواد مسافرم، باعث شده بود همیشه بچههایم مورد سرزنش دیگران قرار بگیرند و به چشم یک بچه معتاد به آنها نگاه میکردند. این موضوع واقعاً برای خودم و دخترم که بزرگتر بود، زجر آور شده بود. خانواده خودم هم نتوانستند هیچ کاری برای من انجام دهند، چه دکترها و روانشناسانی که برای مشاوره و درمان میرفتم و چه هزینههایی که متحمل میشدم. همه بینتیجه بود، هر روز برای خودم آرزوی مرگ می کردم. همیشه از اقوام و فامیل به دور بودم و مصرف مواد مسافرم باعث شده بود که نتوانیم در جمع خانواده باشیم.
الآن خدا را شکر که در مسیر سبز کنگره قرار گرفتم و تا حدود زیادی مشکلاتم کم شده، تحقیرها، سرخوردگیها، بیتوجهیها، آن نگاههای زجرآور که تحمل میکردم خیلی کم شده است. آن روزهای سخت را پشت سر گذاشتم و در کنار مسافرم در حال آموزش گرفتن از کنگره هستیم تا بتوانیم با آموزشهای ناب، یک زندگی سالم و بدون درد بسازیم و تلاش کنیم، برای ساختن زندگیهایی که مثل زندگی خودمان در حال فرو پاشی است، باشیم.
حال خوب به همراه آموزشهای ناب آرزوی هر دردمند گرفتار بیماری اعتیاد است. من با تلاش بسیار آنچه را که آموزش دیدهام؛ باید چشمهای باشم و با حرکت کردن و آموزش دادن و همراهی کردن در این مکان، دیگران را دعوت کنم تا آنها هم، این حال خوبی که امروز من دارم تجربه کنند؛ البته من هم میتوانم مُبلغ خوبی برای شناساندن کنگره باشم و هم با کمکهای مالی عامل رشد، علمی کنگره در تحقیقات علمی آن باشم. کمکهای کوچک امروز من میتواند، فردای روشنی برای تمام عزیزان گرفتار در دام اعتیاد و بعضی بیماریها باشد. استاد امین نه تنها استاد جهانبینی هستند؛ بلکه بهترین مشاور برای درمان بیماریها میباشد، بسیار ممنون و سپاسگزارم که با مهربانی و دلسوزی به کمک ما آمدند.
ایشان نوری بودند در تاریکیهای زندگی فرزندانم، برای درمان دخترم با مشاورههای درمانی که دادند باعث شد که روند درمان دخترم تغییر کند؛ چون ایشان از لحاظ جسمی و روحی مشکل داشت و تقریباً اکثر دکترها گفتند: باید با این مشکل کنار بیایید؛ ولی راهنماییهای استاد امین، نور امید در دل فرزندم روشن شد که با توکل بر خدا دخترم به درمان خواهد رسید؛ چون تغییر وضعیت جسمی فرزندم نشانههایی بر بهبودی است.
با اضافه وزن وارد کنگره شدم به لژیون جونز رفتم و در حال درمان به روش دژاکام هستم و با کاهش ۱۱ کیلو طی چند ماه ادامه میدهم تا به وزن مناسب برسم. من مسئولیت سنگینی برعهده دارم و فکر میکنم هرچند تلاش و خدمت کنم، باز هم بدهکار هستم و دوست دارم تا زمانی که نفس میکشم در حال خدمت، فرمانبرداری، خدمترسانی در راه کنگره باشم؛ چون به آنچه آرزو داشتم رسیده و میرسم. به امید این که تمام اسیران بند اعتیاد، مسیر سبز کنگره را پیدا کنند و این با همکاری من و تمام رها یافتگان میسر میشود.
منبع: دستور جلسه هفتگی
نویسنده: همسفر زینب عضو لژیون سردار
ویرایش و ارسال: همسفر رخساره نگهبان سایت
همسفران نمایندگی تختجمشید شیراز
- تعداد بازدید از این مطلب :
52