جلسه هشتم از دوره یازدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی زالپارس به استادی همسفر زهرا، نگهبانی همسفر معصومه و دبیری همسفر گلثوم با دستور جلسه «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من» روز یکشنبه ۱۴ دیماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز بهکار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
وقتی باورها با محبت واقعی عجین شود معنی محبت را لمس مینمایید. از نگهبان، گروه مرزبانی، ایجنت همسفر زهره و راهنمای خودم تشکر میکنم که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم. در مورد این دستور جلسه باید بگویم کمکی که من میتوانم برای کنگره انجام بدهم این است که سبد قانون یازدهم را حمایت کنم و در جشن گلریزان و لژیون سردار شرکت کنم.
میتوانم خدمتهای دیگری بهصورت فیزیکی در کنگره انجام دهم؛ حتی اگر توان این کمکها را نداشته باشم میتوانم حداقل یک رابط خبری فعال و آگاهی، بیرون از کنگره باشم تا پیام کنگره را به انسانهای نیازمندی برسانم که اعتیاد، ضربههای زیادی به زندگی آنها وارد کرده است تا مسیر کنگره نیز برای آنها باز شود و همانند من حال خوش را تجربه کنند و بتوانند آرامش را در زندگی خود لمس کنند.
خدمات و کمکهایی که کنگره برای من انجام داده، بسیار زیاد است و من در قبال این خدمات، هنوز در مرحله صفر هستم. اگر این کمکها را همانند یک ترازو در نظر بگیریم و بخواهیم با عدالت رفتار کنیم، خواهیم دید که کمک کنگره برای من بسیار بیشتر بوده است. زمانیکه من و خانوادهام، حال خوش را در زندگی تجربه کردیم و به آرامش درونی رسیدیم متوجه شدیم تا چه اندازه، کنگره به من و خانوادهام کمک کرده است.
پیش از کنگره، در تاریکیها غوطهور بودم و زندگی من در آستانه فروپاشی بود؛ اکنون با کمک کنگره به آرامش، آسایش و حال خوب رسیدهام. زمانیکه مسافرم مصرفکننده بود همانند دو انسان یخزده، بدون محبت و عشق در کنار هم زندگی میکردیم، فرزندم ارتباطی با ما نمیگرفت و از هم فاصله گرفته بودیم؛ حتی خود من از زندگی، دلزده شده بودم و تصمیم به خودکشی داشتم، تصور میکردم با این عمل، از دام تاریکیها رها خواهم شد.
از نظر اقتصادی، مشکلی در زندگی نداشتیم؛ اما قضاوت اطرافیان برایم بسیار سنگین، زهرآگین و عذابآور بود، بیشتر اوقات، انگشت اتهام بهطرف من نشانه میرفت و همه میگفتند: زهرا قادر نیست زندگی خود را اداره کند. اکنون که آموزشهای کنگره را همانند پازل کنار هم میچینم متوجه میشوم کمک کنگره به من بسیار زیاد بوده است؛ اما من فقط در حد مالی و انجام خدمات کوچک توانستهام کنگره را یاری رسانم.
آقای مهندس در صحبتهای خود بارها اشاره کردهاند که بعد از ۳۰ سال هنوز نتوانستهاند کمکهای كنگره را جبران کنند؛ بنابراین من هم یقیناً قادر نخواهم بود، ذرهای از خدمات کنگره را جبران نمایم. در سیدی «کشش» مهندس میفرمایند: «همه چیز در تمام هستی شگفتی و معجزه است». در حقیقت کنگره برای من معجزه بود که ثمره آن حال خوش، آرامش و آسایشی است که هر لحظه در زندگی خود مشاهده میکنم.
در گذشته فرزندم افسردگی داشت، پدرش را اصلاُ دوست نداشت؛ اما حالا به پدرش افتخار میکند. روزی با گریه به خانه آمد و گفت: امروز برای اولین بار در برگه فرم اطلاعاتی مدرسه با افتخار نوشتم پدرم مصرفکننده نیست و این موضوع باعث گریه و خوشحالی او شده بود. امیدوارم همه کسانیکه آرزو دارند به کنگره بیایند مسیر برای آنها باز شود تا درمان شوند و حال خوش را در زندگی خود تجربه کنند.
مرزبان کشیک: همسفر راضیه
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم)
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون سوم)
ویرایش: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون دوم) دبیر سایت
ارسال: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی زالپارس مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
3324