English Version
This Site Is Available In English

خدمت من در مقابل کنگره؛ مثل قطره در برابر بحر و اقیانوس

خدمت من در مقابل کنگره؛ مثل قطره در برابر بحر و اقیانوس

جلسه دوم از دوره سیزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ملایر با استادی همسفر فیروزه، نگهبانی موقت همسفر خدیجه و دبیری موقت همسفر اکرم با دستورجلسه «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من» روز یک‌شنبه ۱۴ دی‌ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خداوند را شاکر هستم که بار دیگر فرصت داد تا در این جایگاه قرار بگیرم و از شما دوستان آموزش بگیرم و خدمت کنم. در ابتدا از جناب‌مهندس تشکر می‌کنم که این بستر را فراهم کردند تا در این‌جا آموزش بگیرم و به حال خوب برسم. در مورد دستورجلسه این هفته؛ کمک کنگره به من و کمک من به کنگره جناب‌مهندس فرمودند: «که شما باید اول خودتان را قیاس کنید و ببینید. خود من واقعاً برای کنگره چه کاری کردم و کنگره برای من چه کار کرد؟» این مصداق این است که (ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار‌ند، تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری) خدمات من در مقابل خدمات کنگره۶۰ مانند قطره‌ای در مقابل بحر است.

وقتی که فکر می‌کنم اولین کمک کنگره۶۰ به من این بود که یک مصرف‌کننده باحال خراب و تخریب خیلی بالا را از من تحویل گرفت و بعد از ۱۰ ماه و ۱۵ روز با راهنمایی آقای علی‌بخشی به‌عنوان یک خدمت‌گزار در کنگره‌۶۰ با قشنگ‌ترین شال که من فکر می‌کنم زیباترین شال در کنگره‌۶۰ همین شال نارنجی است تحویل گرفتم. در مورد خودم؛ من در سفر اول مسافرم، کنار ایشان نبودم؛ چون واقعاً به آموزش‌های کنگره۶۰ اطمینان و ایمان و درک درستی نداشتم و با خودم می‌گفتم کسی با نشستن سر صندلی و شرکت در لژیون درمان نمی‌شود و طرز فکرم این بود که قبلاً مواد مصرف می‌کرده و الان تریاک می‌خورد و هیچ تغییری نداشته و فقط نوعش تغییر کرده است.

سال قبل هم همین دستور‌جلسه را من در جایگاه استاد جلسه بودم و خانم فائزه راهنمای خوبم همیشه می‌گویند هر دستورجلسه‌ای می‌گردد و فرد مورد‌نظر خودش را پیدا می‌کند و این دستور‌جلسه به من می‌گوید وقتی به کنگره‌۶۰ آمدی چه حال خرابی داشتی و کجا بودی و چه می‌کردی؟ من حدود هفت یا هشت ماه اول را فقط در لژیون گریه می‌کردم و راهنمایم خانم فائزه می‌‌گفتند که سی‌دی بنویس تا حالت خوب شود، دقیقاً همان حرفی که روانشناسان با گرفتن هزینه‌های زیاد به من می‌گفتند چیزهایی را که برایت اتفاق می‌افتد را بنویس تا حالت بهتر شود. وقتی به کنگره۶۰ آمدم این نوشتن، جای خود را با سی‌دی نوشتن و آموزش‌گرفتن عوض کرد و آرامش خاصی به من داد و امیدوارم تمام تک‌تک همسفران این آرامش را درک کنند.

تنها کمکی که من می‌توانم به کنگره۶۰ انجام دهم این‌که در لژیون‌سردار شرکت کنم و کوچک‌ترین خدمت‌هایی که هست را انجام بدهم و از قانون یازدهم حمایت کنم. اولین روزی که من به کنگره‌۶۰ آمدم لژیون خدمت بودیم و من جارو زدم و با جارو زدن کلی حال خوب و انرژی مثبت به من برگشت. من یک دوره نگهبانی و دبیری را تجربه کردم و آموزش‌هایی که در دوره‌ی نگهبانی و دبیری دریافت کردم به دریافت‌هایم اضافه شد و همه‌ی این‌ها را مدیون راهنمای خوب خودم و جناب مهندس دژاکام هستم کسی که بنیان‌گذار کنگره۶۰ هستند؛ جایی که در آن مسافران و همسفران بدون قضاوت در مکانی با کمال آرامش می‌نشینند و به درمان می‌رسند و آموزش می‌گیرند. ممنون که به صحبت‌های من گوش کردید.

مرزبانان کشیک: همسفر‌ فاطمه و مسافر شهریار
عکاس: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر سمیرا (لژیون دوم)
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون سوم)
ویراستاری و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ملایر

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .