English Version
This Site Is Available In English

نوری در کنگره

نوری در کنگره

سلام دوستان علی هستم مسافر
آنچه باور است محبت است، آنچه نیست ظروف تهی‌ست



اگر بخواهم از روزی که وارد کنگره شدم بگویم برای من چند دقیقه ای چشم‌هایم خیس خواهد شد، از آن رنجی که در دلم بود اما امیدی که راهنمای عزیزم در دلم روشن کرد و باعث حرکت من شد. همیشه آرزو داشتم یک روز بتوانم آن منبع نور در کنگره را ببینم همان نوری که بعد از خداوند از اوست.
آرامش و حال خوشی که امروز در زندگی ام دارم فقط به واسطه آموزش‌های کنگره و راهنمای‌های راهنمای خوب و بزرگوارم آقا روح اله که با دل و جان و بدون هیچ منتی در وجود من تزریق کرد.
آن زندگی بهم ریخته و سراسر دلشوره، ناراحتی و نا امیدی که امروز برای من سرشار از امید است. من قبل از اینکه وارد کنگره شوم سال‌ها بود در تاریکی‌ها، مسیر زندگی را گم کرده بودم، بچه‌های خودم را از محبت پدرانه محروم کرده بودم.
تنها یک آرزو داشتم که بتوانم یک روز دوباره همان علی باشم که تن سالم و بدون دغدغه مواد و خماری باشم، تا اینکه سیزدهم آذرماه هزار و چهارصد و سه لطف خداوند شامل حال من شد و اذن ورود به کنگره صادر شد ومن با حال خراب و با غم و اندوه بسیاری که در وجودم بود وارد کنگره شدم، ناگفته نماند خیلی هم احساس غریبی و تنهایی می‌کردم ولی اتفاقی که افتاد باور نکردنی بود آغوش گرمی که من را بغل کرد، انگار سال‌ها بود مرا می‌شناخت و منتظر من بود.
یک نور امیدی در دل من روشن شد که توصیفش برایم سخت است و الان دقیقا ۱۳ ماه است که من در کنگره آموزش می‌بینم، ۱۳ ماه است محبت من به فرزندانم برگشته و زندگی‌ام از اوج ناامیدی تبدیل به امید سرشار شده است.



در آخر می‌خواهم از همسفرم که نمی‌دانم چگونه باید قدردانی کنم، ولی این را می‌دانم که هیچوقت نخواهم توانست زحمات بی دریغ و محبت‌های بی‌دریغ ایشان را جبران کنم، دوست دارم که همسفرم بداند که من می‌دانم که چقدر به پایم مانده است، می‌دانم بخاطر من و بودن با من از همه چیز و همه کس گذشته است.

امیدوارم بتوانم خوبی‌هایشان را جبران کنم

تاریــــخ رهایــــی    ۱۴۰۴/۹/۵

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .