English Version
This Site Is Available In English

کنگره من را از نو ساخت

کنگره من را از نو ساخت

چهاردهمین جلسه از دوره سوم جلسات آموزشی خصوصی ویژه همسفران لژیون سردار نمایندگی ملایر با استادی راهنما همسفر رعنا، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر لیلا با دستور جلسه «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من» در تاریخ یک‌شنبه ۱۴ دی‌ماه ۱۴۰۴ رأس ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سپاس‌گزار خداوند هستم که یک‌بار دیگر توفیق حضور در جمع شما را روزی بنده کرد، از آقای‌مهندس بسیار سپاس‌گزارم که علم خود را در اختیار ما قرار دادند تا هنر زندگی‌کردن را یاد بگیریم و از استاد سردار تشکر می‌کنم که به من اجازه داد عضو کوچکی از این لژیون بزرگ باشم. دستور‌جلسه در مورد کمک من به کنگره و کمک کنگره به من است؛ خیلی تفکر کردم که من به‌عنوان یک همسفر از چه واژه‌ای استفاده کنم که بتوانم حق مطلب را بیان کنم. کمک من به کنگره شاید خیلی ساده بود؛ حضور منظم در جلسات، رعایت حرمت‌ها و قوانین کنگره، خدمت در جایگاهی که به من سپرده شد را سعی کردم به بهترین شکل ممکن انجام بدهم و توانستم چند سال عضو لژیون سردار باشم.

در جایگاه دنوری خدمت کردم و به لطف خداوند آزمون راهنمایی شرکت کردم و راهنمایDST قبول شدم و درحال‌حاضر هم در سایت خدمت می‌کنم و مسئول نشریات همسفران هستم. همین کارهای به‌ظاهر کوچک، کم‌کم من را از یک تماشاگرِ نگران به یک عضو مسئول تبدیل کرد. یاد گرفتم سهم خودم را بپردازم بدون توقع، بدون منت؛ چون فهمیده‌ام کنگره۶۰ با همین سهم‌ها زنده مانده و رشد کرده است. اما کمک کنگره به من، بسیار عمیق‌تر و ریشه‌ای‌تر بود. اوایل فکر می‌کردم کمک کنگره به من رهایی مسافرم از مواد و نیکوتین است ولی این فقط بخش کوچکی از آن بود.

من در کودکی مادرم را بر اثر بیماری سرطان از دست دادم و از همان موقع پدرم مصرف‌کننده مواد شد و یکی از آرزوهای کودکی من درمان پدرم بود. من در کنگره شاهد جشن رهایی پدرم بودم چه هدیه‌ای با ارزش‌تر از این برای یک دختر وجود دارد. ما قبل از کنگره مسیرهای زیادی را رفتیم که همه به تاریکی ختم شد، درب‌های زیادی را زدیم که همه بسته بود، تنها مسیری که به نور ختم شد مسیر کنگره۶۰ بود و تنها دری که به روی ما باز بود درب کنگره بود که پر از عشق و محبت بود. ما را با آغوش باز پذیرفتن و تمام زخم‌های ما را درمان کردند و ما را به مقصد رساندند.

علمی که حاصل سال‌ها تحقیق و تجربه و هزینه‌های سنگینی بود را رایگان در اختیار ما گذاشتند. آموزش جهان‌بینی را با بهترین استاد جهان‌بینی در اختیار ما گذاشتند تا یاد بگیریم چگونه مشکلاتمان را برطرف کنیم و یاد بگیریم که انسان مفیدی باشیم برای جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم. کنگره۶۰ به من آرامش داد، آگاهی داد و لبخند را به‌صورت فرزندانم برگرداند. در لژیون‌سردار فهمیدم بخشش فقط پول نیست، بلکه دل‌کندن از وابستگی‌ها و خودخواهی‌هاست تا نبخشید، بخشیده نمی‌شوید.

امروز اگر محکم‌تر ایستاده‌ام و اگر حالم بهتر است و اگر نگاهم به زندگی شفاف‌تر شده است همه از برکت همین مسیر است. کنگره به ما کمک نکرد بلکه کنگره ما را از نو ساخت. جایگاهی که به‌واسطه اعتیاد مسافرم از دست داده بودیم خیلی بهتر از آن را به ما هدیه داد. خدمتی که من در کنگره انجام دادم مانند قطره بود در مقابل دریایی که کنگره به ما هدیه داد. از خداوند می‌خواهم که فرصت خدمت به بندگانش را از من نگیرد زیرا بهترین راه زندگی‌ است.

تایپیست: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر سمیرا (لژیون دوم)
ویراستاری و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی همسفر فائزه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ملایر

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .