چهاردهمین جلسه از دوره سی و یکم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی اسبیکو، با استادی راهنمای محترم مسافر محسن، نگهبانی راهنمای تازهواردین مسافر علی و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من» یکشنبه 14 دی ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷ شروع به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محسن هستم مسافر؛ در ابتدا از نگهبان جلسه، ایجنت محترم و گروه مرزبانی سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار بنده گذاشتند تا آموزش بگیرم و خدمت کنم، مجدداً هفته همسفر و برگزاری جشن همسفران را تبریک عرض میکنم. خوشبختانه جشن به شکل مطلوبی برگزار شد و امیدوارم اینگونه برنامهها باعث استحکام بیشتر پیوند ما با خانواده شود و هرکدام از ما، دریافتی آموزشی از این جشنها داشته باشیم و چیزی از آنها یاد بگیریم.
دستور جلسه این هفته، یعنی «کمک من به کنگره و کمک کنگره ۶۰ به من»، موضوعی بسیار شفاف و واضح است. به نظر من، این دستور جلسه تلنگری جدی به مسافر میزند تا از خود بپرسد: وقتی یک مجموعه، یک سیستم و انسانهایی به ما کمک میکنند، بازخورد و نوع واکنش ما نسبت به این کمک چیست؟ آیا اصولاً میتوانیم این کمکها را ببینیم و درک کنیم، یا خیر؟
یکی از ویژگیهای شخص مصرف کننده، طلبکار بودن است؛ اینکه فرد همیشه انتظار دارد دیگران برای او کاری انجام دهند، بدون آنکه مسئولیتی بپذیرد. توقع از خانواده، جامعه و اطرافیان، بدون دیدن زحماتی که برای او کشیده شده، نگاهی است که این دستور جلسه تلاش میکند آن را در ما اصلاح کند.
وقتی فرد وارد کنگره ۶۰ میشود، باید متوجه یک حقیقت اساسی باشد: کنگره ۶۰ مجموعهای است که با عشق، احترام و بهصورت رایگان بستر درمان را فراهم کرده و انسان را از تاریکی اعتیاد بهتدریج خارج میکند. بنابراین، دیگر جایی برای طلبکاری، غر زدن و مقایسههای بیمورد باقی نمیماند.
انسانهایی میتوانند در هستی و کائنات به جایی برسند که متوجه باشند چه کاری برایشان شده است. اگر یک مسافر روی برنامه باشد و روی خود کار کند، آرامآرام ضدارزشها از او گرفته میشود و به تعادل نزدیک میگردد. حالا سؤال مهم این است: ارزش این درمان چقدر است؟ اگر بخواهیم مقایسه کنیم، بسیاری از روشهای بیرون از کنگره همراه با خشونت، تحقیر و هزینههای سنگین هستند و در نهایت هم نتیجهای پایدار ندارند. اما در کنگره۶۰، فرد با احترام آموزش میبیند و راهنما، مرزبان و ایجنت در اختیارش است.
در مقابل چنین نعمتی، وظیفه و نوع برخورد من چیست؟
نکته مهم این دستور جلسه این است که من در پاسخ چگونه برخورد میکنم؟ وقتی انسان درمان میشود، باید بداند هم دنیا و هم آخرت را برای او خریدهاند. این مسیر اتفاقی نیست و بهای خودش را دارد؛ بهایی به نام قدردانی و خدمت. هستی و کائنات نیز بر اساس میزان آگاهی و معرفت انسانها به آنها مینگرد. اینکه من پس از درمان، هنگام جشن گلریزان و زمان خدمت چه تصمیمی میگیرم، نشاندهنده درک من از این مسیر است.
آیا خدمت مالی بر اساس توانم انجام میدهم، کار کنگره هیچ وقت زمین نمیماند ولی آیا من پس از درمان خدمت لازم را انجام میدهم یا خیر؟ سیستم هستی به شکلی طراحی شده که اگر من قدر این نعمت را ندانم، بهتدریج از من گرفته میشود؛ همانطور که روزی به من داده شده بود.
این موضوع تنها مختص کنگره نیست؛ در خانواده نیز همین قانون جاری است. اگر انسان زحمات والدین و اطرافیان را نبیند و دائماً طلبکار باشد، نشان میدهد هنوز به معرفت لازم نرسیده است. در پایان، با اطمینان میگویم: من باید متوجه این موضوع باشم که کنگره همه چیز را به من داده است، پس وظیفه دارم سعی کنم در جهت صفر کردن حسابم گام بردارم هر چند وقتی که جناب مهندس میفرمایند: «حساب من هنوز صفر نشده است»؛ من دیگر جای خود را دارم.
سپاسگزارم از اینکه به صحبتهای بنده توجه فرمودید.
عکس: مسافر امیر لژیون ششم
تایپ ویرایش و ارسال: مسافر حسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
960