دومین جلسه از دوره چهاردم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره60 نمایندگی باغستان کرج با استادی مسافر عادل، نگهبانی مسافر موسی و دبیری مسافر خالد با دستور جلسه کمک من به کنگره و کمک کنگره به من روز یکشنبه مورخ 14 دی ماه 1404 راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
خدا را شاکرم که در کنگره60 حضور دارم تا بتوانم در جمع شما دوستان باشم تا آموزش بگیرم دستور جلسه امروزکمک من به کنگره و کمک کنگره به من می باشد، جناب مهندس دژاکام در سخنانشان درباره ای اینکه هنوز هم می گوید که من به کنگره60 هنوز بدهکار هستم وکاری نتوانستم بابت لطف وکمکی که کنگره60 به من کرده است را انجام بدهم،و من نتوانستم هنوز جبران کنم با آنکه جناب مهندس این همه خدمت کرده است کتاب چاپ کرده است روش دی اس دی را برای درمان اعتیاد بوجود آورد است هم نشان بی نشان را دارد هم خیلی از کمک های دیگری جهت کمک به یک فرد معتاد جهت رهایی انجام داده است ولی هنوز می گوید که من به کنگره60 بدهکار هستم و برای کنگره60 کاری نکرده است این باعث می شود بنده هم به خود بیایم که هر چقدر هم که خدمت کنم، چه از نظر مالی وچه از نظرخدمت، در کنگره60 تا آخر عمر بدهکار کنگره60 هستم وخواهم بود.
بنده همیشه استرس این را داشتم که اگردر کنگره60 بمانم چگونه بیایم بالا واستاد جلسه بنشینم و این ترس همیشه در وجود من بود، برای بنده خیلی سنگین بود که یک روزی استاد جلسه بنشینم و بتوانم صبحت کنم چون واقعا بابت مواد مصرفی که داشتم اعتماد به نفس خودم را از دست داده بودم و باعث می شد که برای خرید از مغازه خود به سوپر مارکتی که چندتا مغازه ام فاصله داشت نمی توانستم بروم و خرید کنم اینقدر که اعتماد به نفسم پایین آمده بود و خجالت می کشیدم که جلوی مغازه خودم راه بروم و حالا خدا را شکر می کنم بابت آموزشهای که درکنگره60 گرفته ام به نقطه ای رسیدم که بتوانم خدمت کنم و استاد جلسه بشینم و آموزش بگبریم اینها همه خدمتهایی هست که کنگره60 به بنده کرده است وبنده را به این حال خوش وآرمش وآسایش رسانده است وبه بنده شخصیت داده است که بتوانم جلوی مغازه خودم با افتخار بایستم و به مردم بدون هیچ گونه ترس و استرسی کمک کنم،خدا را شکر می کنم که به جایی رسیدم که می توانم از ترس های خودم بگذرم، چگونه باید جبران کنم؟ بنده در دروان مصرف خودم بیشترین دغدغه ام بجزخودم، به فکر زندگی خواهرم ودامادم بودم که مصرف مواد داشت که باعث شده بود زندگی خواهرم به طلاق کشیده شود و همین باعث شده بود زندگی ما هم به به واسطه مشاجره هایی که در زندگی آنها بود حاشیه برود و حال زندگی ما هم خراب شده بود دیگر جوری شده بود که زندگی و اعتیاد خودم را فراموش کرده بودم.
و خدا را شکر که کنگره60 کاری کرد که خانواده بنده به کنگره60 آمدند وبه رهایی رسیدیم و حالشان خوب شد و بنده هم از حال خوب آنها الهام گرفتم و به کنگره60 آمدم ودانستم که کنگره60 جایی است که می تواند حال بنده را هم خوب کند و آمدم سفر کردم وبه رهایی رسیدم و به آن حال خوب وآرامش و آسایش رسیدم واقعا این چیزهای که می گویم را نمی شود با دو یا سه جمله معنی کنم وتمام شود، بنده تا آخر عمرم ممنون کنگره60 هستم ودر کنگره60 هرچه بیشتر خدمت می کنیم بیشتر بدهکارتر می شویم
بنده خودم می گفتم می آیم یک خدمت مالی می کنم تمام می شود ولی اینطوری نیست حسابم را با کنگره60 صاف کنم هر چقدر جلوتر می روم میبنیم بیشتر به کنگره60 بدهکار تر هستم هر چقدر هم خدمت کنم بازهم بدهکار هستم، وخدا را شکر می کنم که خدا راه کنگره60 را به بنده نشان داد تا بتوانم بیایم و آموزش بگیریم تا خدمت کنم همیشه با خودم می گفتم که خدایا بنده چه کار اشتباهی کردم که مصرف کننده شدم وتاوان چه کاری را دارم پس می دهم.
ولی هیچ کار خدا بی حکمت نیست که بنده مصرف کننده شدم تا بتوانم کنگره60 را پیدا کنم و بی علت نیست همین که خدا بنده را انتخاب کرد و کنگره60 را درمسیر زندگیم انداخت تا بتوانیم آموزش بگیریم این هم بی حکمت نیست هرکسی وارد کنگره60 نمی شود باید آن فرمان صادر بشود و آن خواسته باید در وجود انسان باشد که راه کنگره60 را پیدا کند وبه رهایی برسد از این که به حرفهای بنده گوش دادید سپاسگزارم.
تایپ: مسافر امیر لژیون چهارم
تنظیم و ارائه: مرزبان خبری مسافر هادی
- تعداد بازدید از این مطلب :
306