English Version
This Site Is Available In English

پولی که پرداخت میکنم تضمین کننده امنیت درمان است

پولی که پرداخت میکنم تضمین کننده امنیت درمان است

جلسه پانزدهم از دوره اول جلسات لژیون سردار همسفران نمایندگی سنایی با استادی راهنما همسفر طیبه، نگهبانی همسفر آسیه و دبیری همسفر هدی  با دستور جلسه « کمک من به کنگره و کمک کنگره به من » روز یک‌شنبه ۱۴ آذرماه ۱۴٠۴ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

دستور جلسه امروز با عنوان «کمک کنگره به من و کمک من به کنگره» ما را به تفکری عمیق وا می‌دارد؛ من در جستجوی معنای واقعی این موضوع به تفاوت میان «دادنِ صِرف» و «سخاوت آگاهانه» پی بردم. دادنِ صِرف یعنی ما بدون تفکر و تنها برای رفع تکلیف یا کسب یک احساس خوبِ آنی، پولی را پرداخت کنیم یا زمان بگذاریم، اما هیچ تعهد و باوری به رشد سیستم نداشته باشیم و تصور کنیم تنها باید سهم خود را بدهیم چون دیگران می‌دهند. اما در مقابل، در کنگره ۶۰ ما با مفهوم «سخاوت آگاهانه» یا نوعی سرمایه‌گذاری معنوی آشنا می‌شویم؛ به این معنا که اگر قدمی برمی‌داریم، با بیداری و هوشیاری کامل است، نه برای جلب توجه یا چشم و هم‌چشمی، بلکه به دلیل درک معجزات و شگفتی‌هایی است که در زندگی خود دیده‌ایم. منِ طیبه، جدا از رهایی مسافرم، با کوله‌باری از افکار ناسالم، ترس، عدم اعتمادبه‌نفس و منیتی پنهان وارد شدم و اینجا بود که مشکلاتم را شناختم و مسیر دانایی را آغاز کردم.

فرایند آموزش و تغییر در کنگره نیازمند زمان و صبر است، درست مانند مثالی که استاد امین درباره پختن آبگوشت زدند؛ اگر مواد را صرفاً در دیگ بریزیم، غذای جاافتاده‌ای نخواهیم داشت، بلکه باید زمان بگذرد تا طعم واقعی شکل بگیرد. آموزش‌های من نیز هنوز در حال جا افتادن است و آموخته‌ام که در این مسیر هرگز ناامید نشوم و با تکیه بر بیت «گر مردِ رهی میان خون باید رفت / از پای فتاده سرنگون باید رفت / تو پای به راه در نه و هیچ مپرس / خود راه بگویدت که چون باید رفت» به راهم ادامه دهم. این شعر در لحظات خستگی همواره امیدبخش من بوده است تا بدانم پایان این سفر زیباست. همین نگاه باعث شد تا با تمام وجودم بخواهم در جایگاه «دِنوری» خدمت کنم و حتی از نیازهای شخصی مثل خرید لباس بگذرم، هرچند مشکلاتی پیش آمد که نتوانستم تعهدم را کامل پرداخت کنم، اما لطف آقای مهندس و فرصت دوباره ایشان، درس بزرگی به من داد.

آموزش ارزشمندی که امسال گرفتم این بود که برای عمل به تعهداتم نباید منتظر رسیدن پول کلان باشم، بلکه باید با هر مبلغی که در دست دارم، حتی اندک، اقدام کنم و منتظر جور شدن تمام مبلغ نمانم. سال گذشته تفکر من این بود که باید کل پول یکجا باشد تا پرداخت کنم و روی پولی حساب کرده بودم که نرسید، اما امسال یاد گرفتم که از همین لحظه با هر توانی که دارم شروع کنم و ایمان دارم که خداوند یاری‌رسان خواهد بود تا پیمانم را به انجام برسانم. این همان سخاوت آگاهانه است؛ پولی که من پرداخت می‌کنم، تضمین‌کننده «امنیت درمان» برای آیندگان و کسانی است که هنوز راه را پیدا نکرده‌اند اما به شدت نیازمند این بستر امن هستند، دقیقاً همان‌طور که این بستر برای من و خانواده‌ام فراهم بود و زندگی ما را متحول کرد.

کنگره ۶۰ کار بزرگی برای من انجام داد و مرا با خودم، با راهنما و با منابع بی‌نظیری همچون کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» و وادی‌ها آشنا کرد که اگر حقیقتاً آن‌ها را بیاموزم و کاربردی کنم، ساختار وجودی‌ام را در هم شکسته و بنایی نو و زیبا می‌سازم. من دریافتم که هدف از خلقت و آمدن به این هستی چیست و فهمیدم که تنها آگاهی و دانایی است که پس از مرگ با ما می‌ماند، نه مادیات. بنابراین کمک من به کنگره این است که در مسیر «باشم»، قدردان باشم و اگر کمکی مالی می‌کنم برای روشن ماندن این چراغ باشد تا دیگران نیز به خودشناسی برسند. حتی گوش دادن به سی‌دی‌ها در اوج مشغله کاری، نکاتی دارد که مانع از به‌هم‌ریختگی ما می‌شود.

عکاس: همسفر زری رهجوی راهنما همسفر طیبه(لژیون سوم)‌‌‌‌‌‌‌
ویرایش و ارسال: همسفر هدی رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون دوم) دبیر اول سایت
هسفران نمایندگی سنایی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .