جلسه یازدهم از دور هفتم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران نمایندگی معدن فیروزه با استادی راهنمای محترم مسافر حسین و نگهبانی مسافر مصطفی و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه کمک من به کنگره و کمک کنگره به من یکشنبه تاریخ 1404/10/14 ساعت ۱۶ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان حسین هستم یک مسافر
از نگهبان جلسه و دبیر محترم سپاسگزارم که استادی جلسه را به من واگذار نمودند تا خدمت کنم و از شما دوستان انرژی بگیرم، امروز توفیقی حاصل شد که در این جایگاه قرار بگیرم و بتوانم از شما دوستان آموزش بگیرم.
دستور جلسه: کمک من به کنگره و کمک کنگره به من، در رابطه با کمک من به کنگره در حقیقت من نمیتوانم صحبت کنم چراکه نتوانستم بهدرستی به وظیفه خود عمل کنم و هرکار کنم در قبال کمک کنگره به من بسیار ناچیز است اما من حسین یاد گرفتم که باید زکات رهایی خودم را پرداخت کنم و تنها راه پرداخت زکات رهایی با خدمت کردن است؛ عزیزانی که در قسمت تازه واردین در خدمت آنهاهستم همیشه یک عکسی از خودم از زمان مصرف موادم به آنهانشان میدهم که این عکس گذشته من حسین است که من روزانه دو و نیم گرم حشیش مصرف میکردم که این مسلم است که با شهر وجودی خودم چهکار کرده بودم و از نظر فکری و روانی تخریب داشتم و بسیار ناامید بودم و همیشه به خودکشی فکر میکردم که حضرت علی در نهجالبلاغه میفرماید بزرگترین گناه ناامیدی است انسان در اثر ناامیدی دست به هر کاری میزند اما مسیر سبز کنگره در پیش روی من قرار گرفت و به من آموزش داد که میتوانم تغییر کنم، من راهنمایم در سفر اول آقای حسین صفایان پور بود وقتی ایشان را من دیدم که باآنهمه تخریب به درمان رسیده امیدوار شدم که حتماً من هم اگر بهدرستی سفر کنم به درمان میرسم، همه این مطالب را گفتم به اینجا برسم که کنگره کمک بزرگی به من کرد، در درجه اول سلامتی جسم خود را به دست آوردم.
اگر قرار باشد کسی به من حسین کمک کند باید من خودم نیز خواسته باشم و دست کمک به سمت ایشان دراز کنم، در کنگره قرار است من حسین ۱۰ الی ۱۱ ماه سفر کنم و جسم تخریب شده خودم را به درمان برسانم و همانطور که میدانید آقای مهندس مثلثی به نام جسم، روان، جهانبینی را ترسیم کرده است اگر من حسین میخواهم سه ضلع این مثلث به تناسب هم به تعادل برسد باید بهدرستی آموزش بگیرم و سی دی نوشتن را فراموش نکنم یا بهطورکلی میتوان گفت تمامی حرمتها را رعایت کنم و آنچه که راهنما میگوید گوش کنم و فرمانبردار ایشان باشم.

من همیشه به یاد دارم که قبل از ورود به کنگره هیچ موقع جرات نمیکردم خودم را در آینه نگاه کنم زیرا ظاهری تخریب شده داشتم اما کنگره با توجه به خواسته خودم جسم تخریب شده من را به درمان رساند امیدوارم با خدمتی که در کنگره دارم بتوانم زکات رهایی خود را پرداخت نمایم.
ممنون از این که سکوت کردید و به حرفهای من نیز گوش دادید
عکاس: مسافر حسین
تایپ و نگارش متن و ارسال خبر: مسافر حسین لژیون دوم به راهنمایی راهنمای محترم مسافر ابوالفضل
لژیون خدمتگزار: لژیون سوم به راهنمایی راهنمای محترم مسافر رضا
مرزبان کشیک: مسافر اسماعیل
- تعداد بازدید از این مطلب :
108