کنگره۶۰ سفری از تاریکی و ظلمات و از قهر به مهر و عشق برایم بود؛ زیرا قبل از ورود به کنگره۶۰ در ظلمت و تاریکی گیر کرده بودم اما با ورودم به این مکان مقدس از برزخ نجات پیدا کردم. حضورم را در کنگره۶۰ اینگونه احساس میکنم که قطرهای از اقیانوس بیکران هستم مطلبی که از همان روزهای نخستین کنگره به من آموزش داده شد صبوریکردن و پذیرش بود که این صبر پلهای برای رسیدنم به جایگاه رهایی و حل خیلی از مشکلات در زندگیام شد.
دانستم باید فرمانبردار راهنمایم باشم تا بتوانم گرهها و تاریکیهای درونم را ببینم و آنها را برطرف کنم و یاد گرفتم ارتقا در حرکت شکل میگیرد و باید همیشه در تلاش باشم و در مسیر ارزشها قرار بگیرم تا بتوانم به هدف و خواسته خودم برسم. بهنظر من کمک هر شخص درمقابل این همه نعمتها و برکات متفاوت است؛ برای مثال میتوانم با رعایت حرمتها و قوانین، احترام و نظم، حضور بهموقع در جلسات و انجام تکالیفی که راهنما میدهد در این مسیر قدم بردارم یا با مشارکت و خدمتکردن و حمایتهای مالی سهم کوچکی از این همه محبت را داشته باشم.

این خدمتها در اصل کمک به خودم است چون راه و رسم زندگیکردن را من در این مکان یاد گرفتم. کنگره۶۰ کمک کرد که من و زندگیام دوباره احیا شود و اینجا به کمک من نیاز ندارد ولی من وظیفه خودم میدانم که خوبیهای کنگره را با هر خدمتی که میتوانم جبران کنم چون افرادی بودند که بدون چشمداشت در این راه ما را یاری کردند و دانششان را در اختیارمان گذاشتند تا به این مرحله برسیم؛ بنابراین باید من هم بتوانم این نور و روشنایی را به دیگران انتقال دهم. انشاالله بتوانم ثابت قدم بمانم و به تلاش خودم ادامه بدهم تا کنگره برای امثال من پایدار بماند. درپایان از زحمات راهنمایم و همه خدمتگزاران کنگره۶۰ تشکر میکنم که آرامش را برای زندگیمان به ارمغان آوردند.
نویسنده و رابطخبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون پنجم)
ویراستاری: همسفر مبینا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون سوم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ملایر
- تعداد بازدید از این مطلب :
53