خدا را شکر میکنم که فرصتی داده شد تا در مورد حضور خودم در کنگره و تأثیر آن بر زندگیام بنویسم. ما این موضوع را با عنوان کمک من به کنگره و کمک کنگره به من میشناسیم؛ اما همیشه از دیدگاه من قسمت دوم این جمله، یعنی کمک کنگره به من، پررنگتر و قابل توجهتر است. کمکهای زیادی که با ورود به کنگره نصیب من و افرادی چون من و مسافرانی که در جستجوی خروج از تاریکیهای وجودیمان هستیم، شده و میشود به وضوح قابل درک است.
به نظر من تنها کمکی که میتوانم به کنگره کنم این است که از فرصتهای آموزشی و خدماتی که به من داده شده به درستی استفاده کنم و خودم را به هدف اصلی کنگره که نجات انسانها و احیاء کردن فردی با عدالت، معرفت و عمل سالم است نزدیک کنم و دین و بدهی خود را ادا کنم.
اولین و اصلیترین کمکی که کنگره به من میکند آشنا کردنم با علمی است که تا پیش از این کسی به آن نپرداخته بود. این علم به من کمک میکند تا مشکلات اعتیاد و وضعیت فرد مصرفکننده را بشناسم. دانشی که به من این امکان را میدهد تا خودم را بهتر بشناسم و تاریکیها و ضد ارزشهای خود را درک کنم. قرار گرفتن واژه همسفر در کنار اسم من نشان از این مسیر است.
در کنگره جهانبینی را آموزش میبینم و افرادی دانا و عاقل مانند راهنماها در کنارم هستند. افرادی از جنس خودم، هم دردانی که با هم همسو میشویم. با لطف و رحمت خداوند و برکت آقای مهندس و خانواده محترمشان در این مسیر قدم برمیداریم و تلاش میکنیم تا رها شویم و دیگران را نیز رها کنیم.
کنگره به من کمک کرد که رهرو علم و دانش مردی بزرگ باشم که خود قربانی بوده و اکنون نجات یافته و ناجی میشود. انشاءالله که لایق باشم و بتوانم خدمت کنم و راه آموزش و خدمت همیشه برای من و همه همسفران باز باشد تا من نیز بتوانم به کنگره کمک کنم. کنگره به من یاد داده که قدرشناس باشم و از خداوند و کسانی که در این راه به من کمک کردهاند سپاسگزاری کنم.
کنگره فرصت خدمت را به من عطا کرده و چه کمکی بالاتر از این که با خواست و تلاش خودم از این لطف و فرصت، بهترین بهره را ببرم و توشهای با خود داشته باشم. کنگره من را با واژه محبت و پیوند محبت آشنا کرد و به من آموخت که باید بتوانم با خودم، طبیعت و همه هستی آشتی کنم و عشق بورزم. آموزش دیدن در هر موضوع و هر نقصی که دارم بزرگترین کمکهای کنگره به من بوده است. محبت کردن، صبر، امیدواری، بخشیدن و فرمانبردار بودن از جمله نکاتی هستند که برای من ارزشمند شدهاند.
در نهایت کمکی که من میتوانم به کنگره کنم این است که تمام داراییهایی را که از کنگره به دست آوردهام به دیگران ببخشم. به این ترتیب شکرگزاری و قدردانی خود را به اثبات میرسانم و بازتاب خوبی از همسفر بودن، از عضو کنگره بودن و از رهجو بودنم میشوم. امیدوارم با کمک کردن و خدمت درست به نحوی قدم بردارم که با اعمالم نشان دهم که وقتی که صرف من شده به هدر نرفته است. ارزشی که قائل هستم و احترام و قدردانیام را نسبت به بنیان کنگره، آقای مهندس، خانواده محترم ایشان، همه خدمتگزاران کنگره۶۰ و راهنمای خودم همسفر ساناز به جا بیاورم. همچنین هیچگاه فراموش نکنم که چه دریافتهایی از کنگره داشتهام.
نویسنده: مرزبان همسفر معصومه
ویرایش و ارسال: همسفر بهاره رهجوی راهنما همسفر ساناز (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کیش
- تعداد بازدید از این مطلب :
266