وقتی به دستور جلسه «کمک کنگره به من و کمک من به کنگره» فکر میکنم، دقیقاً روز اولی که پیام کنگره۶۰ به من رسید را به یاد میآورم.
اولین کمک از طرف کنگره۶۰ بود. کنگره۶۰، دعوتی را در قالب یک پیام برای من ارسال کرد؛ و من با هزاران امید و آرزو، یک سال پیام دعوت کنگره۶۰ را در خانهی وجودم، یعنی قلبم، نگهداری کردم تا تاریخ دعوت فرا رسید و من و مسافرم وارد کنگره۶۰ شدیم.
موجی از امید و دلگرمی، در سبدی که با گلهای زیبای عشق و محبت تزئین شده بود، به من و مسافرم هدیه داده شد. دانه و بذر محبت در دل ما کاشته شد. ما جذب کنگره۶۰ شدیم و با آغوش گرم آن، ماندگار و مقیم شهر زیبایی شدیم و آموختیم که باید ظرفیت خودمان را بالا ببریم تا بتوانیم کمکهای بیشتر و بیشتری از کنگره۶۰ دریافت کنیم.
کمکهای کنگره۶۰ را اگر بخواهم بنویسم، سخن به درازا میکشد؛ ولی مشت نمونهی خروار است و من اندکی را به عنوان نمونه بیان میکنم: کنگره۶۰ کمک کرد خوابهای آشفتهی من تبدیل به رؤیاهای شیرین شوند. کنگره۶۰ کمک کرد ترسم به شجاعت تبدیل شود. کنگره۶۰ کمک کرد خودم را ببینم و همهچیز را در درون خودم جستجو کنم.
کنگره۶۰ کمک کرد تشخیص دهم که در «عمل سالم» و «عمل بهظاهر سالم» تفاوت بسیار زیادی است؛ و در عمل به ظاهر سالم، هم خودم و هم دیگران آسیب میبینند. کنگره۶۰ کمک کرد زبان محبت کردن را بیاموزم و با زبان عشق و مهربانی سخن بگویم. کنگره۶۰ کمک کرد به عنوان مادر، همسفر و انسان، وظایفم را تا حد امکان بهدرستی انجام بدهم.
کنگره۶۰ کمک کرد صفات نیکو را بشناسم و صفات بد را تشخیص دهم؛ سپس در درون خودم به جستوجو بپردازم، صفات خوب را بیابم و کاربردی کنم و صفات بد را ذرهذره به صفات خوب تبدیل نمایم؛ و این امر همچنان ادامه دارد. کنگره۶۰ کمک کرد بدانم بین مادر بودن و اجازهی اختیار دادن به همسر و فرزندانم تفاوت قائل شوم و به اختیار انسانها، حتی اگر آن انسان فرزند دلبندم باشد، احترام بگذارم.
کنگره۶۰ کمک کرد، کمک میکند، و کمک خواهد کرد… و اما کمک من به کنگره۶۰ این است: کمک من به کنگره۶۰ این است که به حرمتها و قوانین آن پایبند باشم و آنها را اجرایی کنم. کمک من به کنگره۶۰ این است که بدانم ساعت در کنگره۶۰ اختراع شده است؛ به همین دلیل در جلسات بهموقع حاضر شوم و بیرون از کنگره۶۰ هم به زمان و وقت خودم و دیگران احترام بگذارم و آن را بهصورت عملی انجام دهم.
کمک من به کنگره۶۰ این است که سپاسگزار خداوند، آقای مهندس حسین دژاکام، کنگره۶۰ و هر کسی باشم که به من آموزش میدهد و خدمتی به من میکند. کمک من به کنگره۶۰ این است که آموزشهای آن را به اجرا درآورم و با اعمال و رفتارم به دیگران منتقل کنم. کمک من به کنگره۶۰ این است که فرق بین بخشندگی، قناعت و پسانداز را بیاموزم.
کمک من به کنگره۶۰ این است که عظمت لژیون سردار را درک کنم. کمک من به کنگره۶۰ این است که بدانم کمکهای من به کنگره۶۰، در حقیقت، کمک دوبارهی کنگره۶۰ به خود من است. کنگره۶۰ و آقای مهندس حسین دژاکام،
شما بر بالهای پرقدرت علم و دانش راستین که سرچشمهاش عشق و محبت است، نشستهاید و در حال پرواز بهسوی نور هستید؛ و خود، برای ما مسافران و همسفران، منبع عظیمی از روشنایی، محبت و عشق هستید که با مهربانی راه را برایمان روشن میکنید تا بیاموزیم آنچه را که نمیدانیم. کنگره۶۰، برای همهی کمکهای پر از محبتت، سپاسگزارم.
نویسنده: راهنما همسفر ناهید
رابط خبری: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون دوم)
ارسال: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر ترانه (لژیون سوم) نگهبانسایت
همسفران نمایندگی اِرم کرج
- تعداد بازدید از این مطلب :
24