روزی که وارد کنگره۶۰ شدم، متوجه شدم کنگره۶۰ یک سازمان مردمنهاد است؛ یعنی بر پایهی کمک فرد رهاشده از دام اعتیاد به فرد در حال مصرف پایهگذاری شده است. منابع علمی کنگره۶۰ نیز از طریق جناب آقای مهندس حسین دژاکام، بهصورت کتابها، فایلهای صوتی و… به اعضا میرسد.
در ابتدای ورودم از من خواسته شد تا فایلهای صوتی را گوش دهم و بنویسم. در ابتدا نوشتن برایم کار بسیار سختی بود، چرا که از درون، آشفته و دردمند بودم. رفتهرفته متوجه شدم با نوشتن همین فایلهای صوتی، حالم روزبهروز بهتر میشود و فهمیدم به یک منبع علمی بزرگ دست پیدا کردهام.
اولین کمک کنگره۶۰ به من این بود که در جهت بهبودی و درمان خودم حرکت کنم، خودم را بشناسم تا بتوانم اولین کسی باشم که به خودم کمک میکنم. راهنمایم، که او نیز هدیهای ارزشمند از طرف کنگره۶۰ بود، از من خواست در جلسات و لژیون حاضر باشم. هرچقدر خودم را با ساعت کنگره هماهنگتر میکردم، به آرامش بیشتری میرسیدم. اما هنوز فکر اینکه دیگران چگونه خدمت میکنند، برایم قابل درک نبود.
راهنمایم از من خواست ورزشی را انتخاب کنم. شنیدن این حرف برایم جالب بود؛ چون در ابتدای ورودم فکر میکردم من برای درمان مسافرم وارد کنگره۶۰ شدم، ولی بعد متوجه شدم کنگره۶۰ میخواهد از من، یک همسر و مادری نیرومند و قدرتمند بسازد. چرا که بیشتر از آنکه خودم به خودم فکر کنم، این کنگره۶۰ بود که از همه زوایا به من فکر کرده بود.
در بهت و تعجب، به همسفرانی نگاه میکردم که در رشتههای ورزشی وارد مسابقات میشدند و موفق بودند، اما باز فکر اینکه من هم روزی وارد این مسابقات شوم برایم محال بود. سفرم را شروع کردم و وارد مسیر درمان شدم. دیدم میتوانم مادری همراه و همسری آگاهتر باشم و به قول خانم شانی: «ماهیتم را بشناسم و برایش ارزش قائل شوم.»
روز رهایی ما فرا رسید و نزد جناب آقای مهندس حسین دژاکام حاضر شدیم. برایم جالب بود؛ فردی که با تمام مشغلههای علمی، نوشتن کتابها و حضور در بزرگترین کنفرانسها دربارهی درمان اعتیاد و بیماریها فعالیت دارد، چگونه وقت میکند که هر هفته در روزهای چهارشنبه حاضر باشد، رهایی بدهد و به مشارکت مسافران و همسفران گوش دهد! این توان از کجا میآمد؟
بعد از رهایی، راهنمایم از من خواست خدمت کنم تا با خدمت، به حال خوش برسم. کمکم خدمت کردن را شروع کردم و وارد لژیون سردار شدم.
اگر بخواهم بگویم کنگره۶۰ به من چه کمکی کرده، شاید بزرگترین کمکش این بود که به من یاد داد بخشیدن یعنی چه. متوجه شدم انسانهایی در کنگره۶۰ حضور دارند که از قلبشان میبخشند. در حالی که قبل از ورودم به کنگره، اوضاع مالی خیلی خوبی داشتم، اما طعم بخشیدن را ذرهای احساس نکرده بودم. چشیدن این شیرینی، چیزی بود که کنگره۶۰ به من بخشید.
یکی از خدمتگزاران شعبه شدم و باز این توانی بود که کنگره۶۰ به من بخشیده بود. خودم را در مسابقات شنا دیدم. وقتی اسمم برده شد تا مسابقه را شروع کنم، از اعماق وجودم برای جناب آقای مهندس حسین دژاکام و بستری که فراهم کردهاند دعا کردم.
هرقدر که میشمارم، کمکهای کنگره۶۰ به من تمامشدنی نیست. به قول آقای مهندس حسین دژاکام که میفرمایند: «ما به کنگره بدهکار هستیم.» وقتی ایشان، بهعنوان بنیانگذار کنگره۶۰، این نظر را دارند، منِ رهجو که فقط از کنگره دریافت کردهام، دیگر چه بگویم؟
چیزی که از پیشکسوتان یاد گرفتم این است که خدمت کنم؛ حتی اگر خدمتم جارو کشیدن شعبه باشد. دست از تلاش برندارم و توانی را که کنگره۶۰ به من داده، به بهترین شکل ممکن خرج کنم. ورزش کردن، بخشیدن، خدمت کردن، درس خواندن، عشق و محبت به دیگران و… را کنگره۶۰ به من بخشید. برای این بستری که در آن حضور دارم، همیشه شاکر خداوند هستم.
نویسنده: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون دوم)
ارسال: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر ترانه (لژیون سوم) نگهبانسایت
همسفران نمایندگی اِرم کرج
- تعداد بازدید از این مطلب :
19