English Version
This Site Is Available In English

عاشق را حساب با عشق است، با معشوق چه حساب دارد

عاشق را حساب با عشق است، با معشوق چه حساب دارد

جلسه سوم از دوره سوم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره۶٠ ویژه جشن همسفر نمایندگی رضوی مشهد به استادی‌ ایجنت همسفر زهرا، نگهبانی راهنما همسفر منصوره و دبیری راهنمای تازه‌واردین همسفر فاطمه با دستور جلسه «هفته همسفر، نقش همسفران خانم و آقا در درمان اعتیاد مسافران» روز پنج‌شنبه ۱۱ دی‌ماه‌ ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

مرا وقتی گرفتار خودم بودم صدا کردی          مرا از من، مرا از قید من بودن رها کردی

نماز عشق می‌خواندم، امامم حضرت دل بود؛        کنارم بی‌تکلف ایستادی، اقتدا کردی

سپاسگزار خالق مطلق هستم که رحمت الهی شامل حال من شد و توفیق خدمت در این مکان را سهم من قرار دادند. تشکر ویژه دارم از ایجنت و گروه مرزبانی مسافران که امروز اجازه خدمت در این جشن را به همسفران نمایندگی واگذار کردند. این هفته باشکوه را خدمت تمامی همسفران کنگره۶۰ و عزیزان حاضر در این جلسه تبریک و تهنیت عرض می‌کنم و از حضور به‌موقع عزیزان تشکر می‌کنم.

در ابتدای سخنم جمله‌ای زیبا و حقیقی برای شما بازگو می‌کنم که مسافر عزیز، همسفر جزئی از وجود تو است و دیدگاه عالی این است که مسافر، شأن و منزلت همسفرش را به اندازه خودش بداند. از شما مسافرین عزیز که امروز در این مکان مقدس حضور دارید می‌خواهم آرامش و حس خوبی که در این جشن به‌یادماندنی دریافت می‌کنید را با تمام وجود به همسفران خود هدیه کنید و از آن‌ها بخواهید که در طول این سفر عشق در کنار شما قرار بگیرند؛ چرا که سفر کردن با عزیزان و در کنار هم بهتر از تنها سفر کردن است.

همسفر سال‌ها با یک بیمار مصرف‌کننده زندگی کرده و چه‌بسا سختی‌های بسیار زیادی را متحمل شده است. اعتیاد و تمام تخریب‌هایش را بر دوش کشیده و به مرحله‌ای رسیده که از درون شکسته شده و در هم فرو ریخته و دنیایی از خرابی و ویرانه‌ها را با تمام وجود احساس کرده است. با وجود تمام این مسائل سال‌ها در سکوت و شکیبایی و با کورسویی از امید، همیشه چراغ خانه خود را روشن نگه داشت و با رنج فراوانی که در دل داشت، باز هم عشق و محبت خود را نثار عزیزانش می‌کرد.

با کوله‌باری از ترس، اضطراب و نگرانی وارد کنگره شد، قدم به دنیای جدیدی گذاشت و اکنون برای پاکسازی درونی با یک جهان ذهنی جدید آشنا شد؛ چون ذهن انسان بسیار قوی و قدرتمند است و همانند سیاه‌چاله عمل می‌کند. توانایی خروج از رنج گذشته، کاری بسیار سخت و دشوار است و حل این مسئله نیازمند گذشت زمان، صبر و تمنای دل می‌باشد تا بتواند رنج‌های گذشته را از ذهن خود خارج کند؛ بنابراین باید به دنبال کسب معرفت و آگاهی باشد تا بتواند جهان ذهن خود را تغییر دهد و این تغییرات باید ذره‌ذره انجام بگیرد. او می‌آموزد که مفید و اثرگذار باشد.

صبوری، عشق، محبت، دوست داشتن، گذشت و بخشش در لایه‌های عمیق همسفر شکل می‌گیرد و در این مرحله است که با جان و دل می‌پذیرد مسافر او در زمان مصرف یک بیمار بوده و خواسته محبت کردن داشته، اما قادر به ابراز آن عشق و محبت نبوده است. چرا که سرمای شصت درجه زیر صفر، تمام سلول‌ها و وجود او را فرا گرفته بوده و مسافر توان ابراز آن‌ها را نداشته است. همسفر باید درایت و اندیشه عمیق داشته باشد تا بتواند در مسیر آموزش، با ایمان کامل به رحمت و مهربانی خداوند، این جمله بسیار ساده را بپذیرد که وعده خداوند دروغ نیست. اینجاست که با تمام توانی که دارد، مسافرش را می‌بخشد و عشق و محبت خود را نسبت به مسافر و دیگر مخلوقین بیشتر می‌کند؛ چرا که در وادی چهاردهم آموخته است عاشق را حساب با عشق است، با معشوق چه حساب دارد.

انسان در کل هستی هر جا کم بگذارد و کوتاهی کند، هستی نیز برای او کم می‌گذارد. تمام اعمالی که انجام می‌دهد بذری است که می‌کارد؛ اگر باد بکارد طوفان درو می‌کند و اگر محبت بکارد، منتظر دریافت عشق باشد. پیام کنگره به مسافر و همسفر به این شکل است که تا می‌توانی خودت تغییر کنی. همه چیزهایی که باعث تغییر و جرقه در وجود طرف مقابلت می‌شود، دیدن تغییرات مثبت در تو است. هر زمان که تغییر کردی و نور در تو متجلی شد، الگویی برای هم‌نوعان خودت می‌شوی. آن‌ها خوبی تو را می‌بینند و قطعاً از تو بهتر می‌شوند و اینجاست که کلام انسان هم نافذ و تأثیرگذار می‌شود. اگر انسان هنر زندگی کردن را بلد باشد، قطعاً فردی قدردان خواهد بود تا روحش قدرت پیدا کند و سپاسگزاری، اوج عشق‌ ورزیدن به خداوند است و راه رسیدن به خواسته‌های قلبی است.

همسفر از این‌که مسافرش راه را پیدا کرده، از اعماق وجود شاد و قدردان این اتفاق است که دیگر پاکت ناس یا سیگار، پایپ، تریاک و ... از جیب مسافر بیرون نمی‌افتد. مسافرش دیگر به دنبال مکان مصرف و پنهان شدن از خانواده نیست؛ بنابراین مسافر هم باید قدردان این صبر و تحمل‌ها باشد؛ باید اهمیت حضور همسفر و این پا‌به‌پای مسافر آمدن را بداند. این تحمل فراوان، این صبر و دعاهایی که با عشق انجام شده تا مسافر درمان شود ارزشمند است؛ چرا که همسفر بدون آموزش، تخریب‌های مسافر را به جان خریده است. اکنون با حضورش در کنگره، مسافر نیز موظف به صبر است تا همسفر بتواند ویرانه‌های درونی‌ خود را از نو بسازد و در وجود خود دریچه‌ای از نور الهی را بیابد و در ادامه این سفر عشق به سوی نور، رهسپار باشند. این جشن‌ها فقط صرف پاکت دادن نیست؛ بلکه این روزها مروری است بر این‌که چگونه از اوج ظلمات خارج شدی و اکنون در چه جایگاهی قرار داری! قدر این بودن‌ها و افرادی که در سختی‌ها و لحظات درد در کنارت بودند و تو را هدایت کردند را بدانی و شاکر و سپاسگزار خداوند و وجود این عزیزان باشی.

مرزبانان کشیک: همسفر طاهره و مسافر جواد
تایپیست: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر راحیل رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)
ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رضوی مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .