English Version
This Site Is Available In English

خانواده‌ای احیا شده با آموزش‌های کنگره ۶۰

خانواده‌ای احیا شده با آموزش‌های کنگره ۶۰

جلسه‌ هشتم از دوره‌ هفتاد و دوم کارگاه‌های آموزشی عمومی نمایندگی حکیم هیدجی با استادی همسفر فاطمه، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری موقت همسفر معین با دستور جلسه‌‌ «هفته همسفر» روز پنجشنبه 11 دی ماه ١۴٠۴  ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.



خلاصه سخنان استاد: سلام دوستان فاطمه هستم همسفر مهدی. خدا را شاکر و سپاسگزارم که به من اجازه داد در این جایگاه قرار بگیرم و خدمت کنم.ابتدا عذرخواهی می‌کنم، مطلبی از پیش آماده نکرده‌ام و هر آنچه به ذهن و دلم برسد بیان می‌کنم. در ابتدا لازم می‌دانم از خانم مهین ایجنت محترم همسفران تشکر کنم که اجازه دادند من در این جایگاه قرار بگیرم. همچنین از خانم لیلا مرزبان محترم و راهنماهای عزیز که من را قابل دانستند، و همین‌طور از آقا منصور و مرزبان‌های محترم‌شان صمیمانه تشکر می‌کنم که اجازه دادند در این جایگاه حضور داشته باشم.
در مورد دستور جلسه، که از هفته‌های قبل بسیار درباره‌اش صحبت شده، این جلسه چهارمین جلسه‌ای است که به موضوع همسفر اختصاص دارد و این خودش نشان‌دهنده اهمیت موضوع است. خیلی وقت‌ها گفته می‌شود همسفر بال پرواز مسافر است، اما من احساس می‌کنم آقای مهندس با نگاهی دقیق‌تر و عمیق‌تر به این موضوع نگاه کرده‌اند.

زمانی که درس می‌خواندم، کتابی داشتیم با عنوان «خانواده». در آن کتاب همیشه تأکید می‌شد که زن رکن اصلی خانواده است؛ چرا که تربیت فرزند بر عهده زن است و آرامش روان خانواده، به‌خصوص مسافر، به همسفر بستگی دارد. اگر همسفر حال خوش داشته باشد، نگاهش تغییر می‌کند و این تغییر، نسل به نسل منتقل می‌شود. من این‌طور احساس می‌کنم که آقای مهندس هم با همین دیدگاه به همسفر نگاه می‌کنند؛ اینکه اگر همسفر در کنار مسافرش قرار بگیرد، نه‌تنها حال مسافر بهتر می‌شود و درمانش پیشرفت می‌کند، بلکه نسل‌ها تغییر می‌کنند و حال خوش، نسل به نسل ادامه پیدا می‌کند.
وقتی به پیشکسوت‌ها نگاه می‌کنم، مثل عباس‌آقا و خانم اکرم، یا آقا سجاد و همسفرشان خانم فاطمه، به‌وضوح می‌بینم که این موضوع واقعیت دارد. فرزندان‌شان هم تغییر کرده‌اند و آن حس خوب، نسل به نسل منتقل شده است. چه خوب است که از فرصتی که در اختیار ما قرار گرفته استفاده کنیم. من وقتی در کنگره قرار می‌گیرم و آموزش می‌بینم، فشارهای روانی روی مسافرم کمتر می‌شود. آن نقطه امنی که در خانه ایجاد می‌شود باعث می‌شود مسافر ترجیح بدهد در خانه بماند، نه اینکه بیرون وقتش را صرف کند. خانه تبدیل می‌شود به جایی امن برای آرامش گرفتن مسافر. وقتی همسفر در کنگره حاضر می‌شود، آموزش درست می‌گیرد و آن را اجرا می‌کند، می‌تواند فرزندان سالم‌تری تربیت کند. آرام‌آرام احترام، امنیت و نظم در خانه تغییر می‌کند. شاید خودمان متوجه این تغییر نشویم، اما اطرافیان‌مان که بیرون از کنگره هستند، خیلی واضح این تغییر را می‌بینند.
بارها برای من پیش آمده که به من گفته‌اند: «تو اینگونه نبودی»، «چقدر تغییر کردی»، «چقدر فرزندت تغییر کرده»، «چقدر مسافرت تغییر کرده». و این تغییر، فقط و فقط در کنگره ۶۰ اتفاق افتاده است. در مورد همسفر می‌گوییم آنتی‌اکس مصرفی ندارد، اما من احساس می‌کنم همسفر هم آنتی‌اکس داشته؛ آن افکار منفی، استرس‌ها، اضطراب‌ها، ترس‌ها و نگرانی‌ها. وقتی مسافرم از در خانه بیرون می‌رفت، من می‌دانستم برای چه کاری می‌رود و آن حال بد تا زمان برگشتنش در وجود من می‌ماند. این واقعاً آزاردهنده بود؛ همان خماری روانی که در نبود مصرف برای مسافر گفته می‌شود. راه درمان این حال بد، فقط و فقط در کنگره ممکن شد. من واقعاً از خداوند سپاسگزارم که اجازه داد در کنگره حضور داشته باشم، آموزش ببینم و رشد کنم. این آموزش‌ها حال من را خوب کرد و باعث شد از قیاس دست بردارم.
قبل از کنگره، قیاس می‌کردم؛ چرا خانه من این‌طور است؟ چرا خانه خواهرم آن‌طور است؟ چرا ماشین من این است و ماشین او چیز دیگر؟ این قیاس‌ها همان آنتی‌اکسی بود که روان من را به‌هم ریخته بود و هم خودم را آزار می‌داد و هم به مسافرم و فرزندانم منتقل می‌کرد. اما وقتی وارد کنگره شدیم و آموزش دیدیم، راه را پیدا کردیم و از آن تاریکی و سیاهی بیرون آمدیم. یاد گرفتم که بال پرواز مسافرم باشم. وقتی می‌بینم مسافرم درست سفر می‌کند، من هم آرام می‌شوم، حالم بهتر می‌شود و شکرگزار نعمت‌هایی می‌شوم که دارم.
همین حضور در این جایگاه، برای من یک نعمت بزرگ است. در پایان، امیدوارم مسافران، همسفران‌شان را با خودشان همراه کنند و به این موضوع این‌طور نگاه کنند که اگر همسفر آموزش ببیند و رشد کند، تبدیل به یک ملکه می‌شود؛ ملکه‌ای که پادشاهش را بالا می‌کشد. باید آن‌قدر به همسفر قدرت بدهیم که ما را به جایگاه پادشاهی برساند. مطمئن باشید اگر همسفر قدرتمند در کنار مسافر باشد، این اتفاق می‌افتد؛ نه‌تنها خروج از اعتیاد، بلکه رسیدن به حال خوش ممکن می‌شود.ممنونم که به صحبت‌های من توجه کردید.

اهدای یک جلد قرآن نفیس لژیون سردار به نیابت از جناب مهندس به خانواده مرحوم مسافر کاظم مداح جهت اهدای یک قطعه زمین به کنگره 60



مرزبان محترم کشیک: مسافر رضا



صدابردار: مسافر مجید
عکاس، تایپ: مسافر رسول
ثبت: مسافر مهدی

مسافران و همسفران نمـــایندگــــی حکـــــیم هــــیدجـــــی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .