English Version
This Site Is Available In English

یک روزی باران می‌بارد می‌شوید غم‌ها را...

یک روزی باران می‌بارد می‌شوید غم‌ها را...

پیش از هر سخن، هفته همسفر را به تمامی همسفران کنگره۶۰، به‌ویژه خانواده محترم بنیان‌گذار کنگره۶۰، خانم آنی بزرگوار و فرزندان گرامی‌شان تبریک و تهنیت عرض می‌کنم. ما اعضای کنگره۶۰، همواره باید سپاسگزار و قدردان این خانواده محترم باشیم؛ زیرا زندگی دوباره ما مرهون تلاش‌ها و زحمات ایشان است، همچنین از آقای مهندس تشکر می‌کنم که واژه زیبای همسفر را به من و هم‌نوعانم اختصاص دادند. همسفر، بال پرواز مسافر است و مسافر باید خود خواست و تصمیم به سفر داشته باشد، مبدا، مقصد و هدفش را بشناسد و سختی‌های راه را با طرح و نقشه راهنمای خود طراحی کند.

در این مسیر، همسفر پشتوانه و حامی او است. یک همسفر خوب مانند صافی عمل می‌کند؛ ناخالصی‌ها و حاشیه‌های سفر را می‌زداید و سختی‌های راه را هموار می‌سازد، البته انجام این مسئولیت مهم تنها در سایه آموزش و کسب آگاهی ممکن است که حضور منظم و به‌موقع در کلاس‌های آموزشی زمینه‌ساز آن است. من همسفرِ مسافری هستم که سال‌ها امنیت خانواده‌ام متزلزل بود، در شرایط سخت و بحرانی گذشته، همسفر تنها مانده بود و طعم شیرین خوشبختی و لذت باهم بودن فراموش شده بود.

همسفر به دلیل حمایت از مسافر، گاهی توانایی ایجاد آرامش در خانواده را نداشت؛ اما امروز در مکانی امن، به همسفر نشان داده شد که در میان تمام ناباوری‌ها این وعده دروغ نیست و باورپذیر است. ما این روز زیبا را مدیون گذشت‌ها و تلاش‌های فراوان سرکار خانم آنی بزرگوار و دیده‌بان محترم گروه خانواده هستیم که در شکل‌گیری بنیاد کنگره۶۰ نقش بسزایی داشته‌اند، هر بار که در این باره سخن می‌گویند، برای همسفران درسی ارزشمند است.

همسفر یعنی بخشیدن، عشق ورزیدن و صبوری کردن، به توصیه ایشان، بزرگ‌ترین سرمایه برای خانواده رعایت و حفظ این اصول است و این مهم، تجسم تمامی صفات و ارزش‌های کنگره۶۰ است. یکی از نکاتی که هر همسفر باید بداند، اهمیت حلقه‌ها است. حلقه‌ها تصادفی شکل نمی‌گیرند و جایگاه هر کس در این حلقه‌ها معنادار است. یکی از حلقه‌هایی که تصادفی نیست، قرار گرفتن مسافر و همسفر در کنار یکدیگر است؛ یعنی بی‌دلیل یک همسفر در کنار یک مصرف‌کننده قرار نمی‌گیرد و این جایگاه، هدفمند و سرنوشت‌ساز است.

با خواندن ۱۴ مقاله بود که فهمیدم صورت‌مسئله اعتیاد چیست و مثلث درمان چه مفهومی دارد، از لژیون سردار بخشش را آموختم و از لژیون جونز اهمیت توجه به جسم خود را یاد گرفتم، با خواندن راهنما و راهنمایی‌ها، مسافرم را شناختم و درد او را فهمیدم که مجرم نیست؛ بلکه بیماری است که نیاز به درمان دارد. در آن‌جا بود که با دنیای مثلث‌ها آشنا شدم؛ دنیایی که هر ضلع آن به‌اندازه سال‌ها درس خواندن، نکته و آموزش برای من داشت.

فهمیدم در دنیایی که گاهی دزدان عصا از دست کور می‌دزدند، هنوز انسان‌هایی هستند که برای خدمت بی‌منت از یکدیگر پیشی می‌گیرند. امروز به معجزه الهام و القاء ایمان آورده‌ام؛ همان نیرویی که به یاری من آمد تا حرف دلم را به‌عنوان یک دل‌نوشته بر روی کاغذ بیاورم و تقدیم شما عزیزان کنم. مسافر عزیزم، من به‌عنوان یک همسفر هیچ منتی بر تو ندارم؛ بلکه از تو سپاسگزارم، زیرا به واسطه تو با این مکان مقدس آشنا شدم. خوشحالم؛ خوشحال از حالِ خوش مسافرم و آرامشی که در من و خانواده‌ام برقرار شده است.

هنوز کسانی پشت درهای کنگره هستند که مانند من و شما همسفرانی که به حال خوش رسیده‌اید، آرزوی این آرامش و حال خوب را دارند. از صمیم قلب برای این عزیزان آرزو می‌کنم که هرچه زودتر با کنگره۶۰، آشنا شوند و بال پرواز مسافرشان باشند. من و مسافرم هرچه داریم از برکات کنگره است در این مسیر، چیزهای زیادی آموختم که پیش از کنگره از آن‌ها بی‌خبر بودم و با خود عهد بستم تا زمانی‌که توان دارم، زکات حال خوبم را در کنگره بپردازم.

زندگی من تیره و تار بود؛ اما با گذشت زمان رو به روشنایی رفت. ای دوست! فراموش نکن اگر باران نباشد، رنگین‌کمانی هم نیست؛ اگر تلخی نباشد، شیرینی معنا ندارد، پس ناامید مشو؛ چراکه همین دشواری‌ها است که انسان‌ها را نیرومندتر می‌‌سازد. خداوند را هزاران مرتبه شکر می‌کنم به‌خاطر روزهای خوبی که زمانی تنها خیال آن از ذهنم عبور می‌کرد؛ اما امروز برای من به واقعیت تبدیل شده‌اند. خوشحالم که چنین روز زیبایی به همت آقای مهندس حسین دژاکام به نام هفته همسفر نام‌گذاری شد.

خوشحالم که یک سال تمام در کنار مسافرم به حال خوش رسیدم و چه شیرین است برای من روزی که نامش روز همسفر است. آری همسفر عزیز، من نیز همسفرم و راه تو را پیموده‌ام، روزهایی بود که او هرگز حرف‌هایم را نمی‌شنید؛ چراکه با مواد ازدواج کرده بود و دیگر اجازه نمی‌داد صدایی به گوشش برسد.

همسفر! می‌دانم سالیان دراز برای حفظ آبرو، نیش و کنایه‌های دیگران را شنیدی و سکوت کردی،می‌دانم آرزو داشتی مانند دیگران زندگی‌ تو نیز در آرامش بگذرد؛ اما تو نیز مانند من ناامید شده بودی؛ ولی خدایی که بخشنده و مهربان است، هرگز بندگانش را فراموش نمی‌کند و آنان را تنها نمی‌گذارد. امروز تو نیز مانند من به بهشتی بر روی زمین دعوت شده‌ای، کافی است بیایی و به آن‌چه دوست داری و برایت آرامش به همراه دارد، بپردازی، خداوند را هزاران مرتبه شکر، شکر، شکر به‌خاطر روزهای خوبی که زمانی تنها خیال آن از ذهنم عبور می‌کرد؛ اما امروز برای من به واقعیت تبدیل شده است.

نویسنده: همسفر فریبا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول)
رابط خبری لژیون اول: همسفر نینا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صائب تبریزی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .