English Version
This Site Is Available In English

رها کردن باید با علم و دانش و آگاهی باشد

رها کردن باید با علم و دانش و آگاهی باشد

جلسه هشتم از دوره اول کارگاه‌های آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره۶۰ ویژه جشن همسفر نمایندگی گنجعلی‌خان کرمان به استادی راهنما همسفر ساناز، نگهبانی راهنما همسفر فاطمه و دبیری همسفر حسین با دستور جلسه «هفته همسفر، نقش همسفران خانم و آقا در درمان اعتیاد» روز سه‌شنبه ۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به‌کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خداوند را بسیار سپاسگزارم که امروز اجازه داد در کنگره و در جمع پر از عشق و محبت شما دوستان محبت قرار بگیرم و بتوانم از این جایگاه از تک‌تک شما عزیزان حس خوب، آرامش و انرژی بگیرم. همان‌طور که همه‌ می‌دانیم امروز دستور جلسه هفته همسفر است، من این هفته را در رأس به اولین همسفر کنگره۶۰ خانم آنی عزیز، به خانم آنی کماندار، خانم شانی و استاد امین تبریک می‌گویم، به همسفر سحر که بذر نیکوی همسفران را در کرمان ایشان کاشتند و تبریک به شما عزیزانی که امروز با عشق و صبوری پای زندگی‌ خود ماندید، پای آن تعهدی که دادید ماندید و امروز در کنگره حضور دارید، تبریک به همسفران آقایی که در جمع ما حضور دارند و تبریک ویژه به تمامی همسفرهای کوچکی که دل‌های خیلی بزرگ و بخشنده‌ای دارند.

در کنگره یاد گرفتیم که ساختارها به دو شکل صورت می‌گیرند، یک ساختار که با تفکر به‌وجود می‌آید، شخص تفکر می‌کند و یک ساختاری را به‌وجود می‌آورد، ساختار دوم به این شکل است که از دل مشکلات یک ساختاری به‌وجود می‌آید، ساختار همسفران به این شکل به‌وجود آمده همان‌طور که آقای مهندس در صحبت‌های چهارشنبه گفتند: همسفران به این گونه ساختارشان تشکیل شد که مسافرین عزیز می‌آمدند و جلسات ابتدا برای این عزیزان بود و خانواده‌ها بیرون از سالن در کوچه یا در ماشین منتظر می‌ماندند، دیدند که این هم وجه خوبی ندارد و یک‌ سری مسائل را هم به‌وجود می‌آورد، گفتند که همسفران بیایند و در سالن حضور داشته باشند، یک اتاقی به همسفران اختصاص داده شد که آنجا باشند تا جلسه مسافرین تمام شود دیدند آنجا هم یک‌سری حاشیه‌هایی به‌وجود می‌آید و یک‌سری گفتگوهایی است و همسفران برای هم نسخه‌پیچی می‌کنند و گفتند بگذارید همسفران را وارد بازی کنیم، این عزیزان را وارد بازی کردند و همان جلساتی را که برای مسافرین می‌گذاشتند برای همسفران هم گذاشتند و این‌طور شد که بخش ما همسفران خدا را شکر راه افتاد. همان‌طور که همه‌ می‌دانیم همسفر کسی است که سابقه اعتیاد ندارد و برای اهداف کنگره۶۰ تلاش می‌کند.

منِ همسفر زمانی که وارد کنگره می‌شوم ابتدای امر خیال می‌کنم که به‌خاطر مسافرم به کنگره‌ می‌آیم، من خودم جزء همان دسته از همسفران بودم که همیشه به مسافرم می‌گفتم من که حالم خیلی خوب است، من دارم به‌خاطر تو می‌آیم و من خودم را شخص دانایی می‌دانستم و وقتی به کنگره آمدم شروع به حرکت کردم، اینجا متوجه شدم که خودم چه‌قدر مشکل دارم و داستان چه هست، خودم در یک چاه تاریکی گیر افتاده بودم؛ افکار منفی، ناامیدی و ترکش‌های زیادی از اعتیاد به من خورده بود و حال من واقعاً خیلی بدتر از مسافرم بود. با حضورم در کنگره بهترین اتفاقی که برای زندگی‌ من رقم خورد؛ این بود که من با مسافرم هم‌زبان شدم، این‌که دیگر وقتی که با هم صحبت می‌کردیم، صحبت‌ها به دعوا منتهی نمی‌شد با هم صحبت می‌کردیم؛ اما یکدیگر را قضاوت نمی‌کردیم چرا؟ چون داشتیم دو نفری در یک مسیری حرکت می‌کردیم و آموزش‌های یکسانی را دریافت می‌کردیم.

زمانی که همسفر وارد کنگره می‌شود اولین مبحثی که برایش باز می‌شود این‌که اعتیاد بیماری است و فرد مصرف‌کننده مواد مخدر بیمار است. همین یک جمله باعث می‌شود که دیدگاه همسفر نسبت به مسافرش تغییر پیدا کند و دیگر او  انگشت اتهام را از روی مسافرش برمی‌دارد مثلاً تو فرد خود‌خواهی هستی و می‌خواهی با مصرف مواد زندگی من و فرزندانم را خراب کنی. من اینجا متوجه شدم که اعتیاد بیماری است و فرد مصرف‌کننده بیمار است، بیمار نیاز به یک پرستار دارد، یک پرستار خوب باید علمش را داشه باشد، همان‌طوری که آقای مهندس می‌گویند؛ اعتیاد یک بیماری است و من اگر می‌خواهم به مسافر کمک کنم یک پرستار خوب در کنارش باشم، یک همسفر خوب باشمغ باید علم کنگره را یاد بگیریم و علم کنگره از طریق آموزش گرفتن است.

در کنگره می‌گویند همسفر بال پرواز است من چه طوری به بال پرواز تبدیل می‌شوم، همسفر باید عاشق باشد، باید بتواند ببخشد، باید صبور باشد و صبوری کند و در صبرش هم تباهی نکند، باید بتواند که مسافرش را از دل و جان دوست داشته باشد و پابه پای مسافرش حرکت کند. من همیشه در لژیون به همسفران می‌گویم که قدر مسافرانتان را خیلی بدانید چرا که به‌واسطه‌ وجود مسافرانتان امروز به شما اجازه داده شده از این در داخل بیایید و روی این صندلی بنشینید و حس و حال خوب را بتوانید تجربه کنید، خیلی‌ها بیرون از این در هستند و دوست دارند بیایند و به عنوان همسفر در کنگره آموزش بگیرند؛ اما چون مصرف‌کننده ندارند اجازه ورود به آن‌ها داده نمی‌شود؛ پس قدر مسافرانمان را بدانیم.

مسافران عزیز هم قطعاً قدر همسفران خود را می‌دانند و می‌دانند که همسفران قهرمان زندگی آن‌ها هستند. من به عنوان یک همسفر نباید به مسافرم وصل باشم، نباید بگویم اگر امروز مسافرم به کنگره رفت؛ پس من هم می‌روم اگر نرفت من هم نمی‌روم این وصل بودن اصلاً چیز خوبی نیست. تجربه‌ای که خودم دارم این است که 1 سال‌ونیم به کنگره می‌آمدم؛ اما مسافرم نمی‌آمد و من مدام می‌آمدم و یک جا به بعد مسافرم دوباره وصل شد. همیشه به من می‌گفت اگر شما کنگره را رها کرده بودی من هم قطعاً دیگر به کنگره نمی‌آمدم و کنگره را رها می‌کردم. در سی‌دی نقش همسفر استاد امین می‌گویند؛ اگر همسفر به مسافرش وصل باشد مسافر تا جایی که خوب حرکت می‌کند همسفر هم حالش خوب است و خوب حرکت می‌کند؛ اما از یک جایی به بعد حالا اگر سفرش بالا و پایین داشت و یک جایی مسافر کم‌کاری انجام داد آ‌نجا همسفر حالش خیلی خراب می‌شود چرا؟ چون به مسافرش وصل بوده، پس وصل بودن اصلاً چیز خوبی نیست.

در اینجا به رها کردن می‌رسیم، در لژیون اولین چیزی که راهنما می‌گوید مسافرت را در زمینه اعتیاد رها کن. من یک خاطره اینجا بگویم که داشتم در لژیون به همسفران می‌گفتم مسافرانشان را رها کنند، یکی از همسفران دست بلند کرد و گفت به تهران می‌رفتیم گوشی یکی از همسفران زنگ خورد من دیدم روی گوشی نوشته ناشناس و خودش بیرون از کوپه بود وقتی آمد گفتم گوشیتان زنگ خورده نوشته بود ناشناس، گفت بله مسافرم است؛ چون راهنما به من گفته است رهایش کن، من کلاً رهایش کرده‌ام و اسمش را هم از گوشی تغییر داده‌م، امیدوارم از این نوع رها کردن‌ها نداشته باشیم، رهایی هم باید همراه با علم، دانش، عشق و آگاهی باشد.

در وادی دوازدهم آقای مهندس می‌گویند؛ برای تغییر صفات نیاز به زمان داریم. اعتیاد هم همان‌طور که همه‌ می‌دانیم یک صفت است و مصرف‌کننده برای تغییر صفت اعتیاد به ۱۰ الی ۱۱ ماه زمان نیاز دارد که بتواند تغییر صفت را انجام بدهد. منِ همسفر نباید برای رهایی مسافرم زمان تعیین کنم، نباید حساب و کتاب کنم و بگویم بله شما الان وارد کنگره شدی در ۱۰ الی ۱۱ ماه بعد باید رها شوی، من باید بدانم که رهایی مسافرم از سمت خداوند تعیین شده است، باید بدانم که مسافرم در بهترین زمان ممکن رها می‌شود، باید بدانم که نوبت باران همیشه محفوظ است.

اگر مسافری به کنگره وصل شده قطعاً قرار است آن رهایی برایش اتفاق بیفتد، در زمان‌بندی خداوند نباید شک داشته باشیم؛ باید به زمان‌بندی خداوند ایمان داشته باشیم. اگر من همسفری باشم که آموزش دیده باشم حتی اگر مسافرم هم سفرش را خراب کند غر نمی‌زنم، کنار مسافرم می‌مانم و ایمان دارم که پایان شب سیه سپید است و نکته پایانی این‌که در خوشی‌ها کنار هم بودن خیلی زیباست؛ اما زیباتر این‌که در مشکلات در کنار یکدیگر بمانیم، با آرامش مشکلات را حل کنیم، پای آن امضایی که زدیم بمانیم و مطمئن باشیم که تمامی مشکلات با توجه به آموزش‌هایی که از کنگره می‌گیریم یکی پس از دیگری حل می‌شوند و مشکلات رحمت خداوند هستند لعنت خداوند نیستند.

تصاویری از برگزاری جشن همسفر











مرزبانان کشیک: همسفر محدثه و مسافر علی‌رضا
عکاس: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون هفتم) و همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر شکوفه (لژیون اول)
تایپیست: همسفر حمیده رهجوی راهنما همسفر شکوفه (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر توران رهجوی راهنما همسفر نجمه (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گنجعلی‌خان کرمان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .