همسفر پریا:
هفته همسفر که میرسد، یاد روزهایی میافتم که ساده نگذشت. روزهایی که باید قوی میماندم؛ حتی وقتی دل خسته بود. همسفر بودن یعنی یاد گرفتن ماندن، وقتی دل راه رفتن را بلد نبود. یعنی شنیدن درد، بیآنکه همیشه پاسخی داشته باشی. راهی که آمدهام آسان نبود؛ اما پر از تجربه بود. پر از درس صبر و فهمیدن بود. همسفر یعنی پذیرفتن مسئولیت، بیصدا و بیتوقع، یعنی ساختن آرامش، حتی وقتی دل آرام نیست.
در این مسیر آموختم که همراهی فقط کنار کسی بودن نیست. گاهی یعنی نگه داشتن امید برای روزهایی که رنگ میبازد. هفته همسفر یادآور ایستادن است. یادآور انتخاب ماندن با همه سختیها، نه از سر اجبار، بلکه از روی باور، باور به اینکه میتوان عبور کرد، اگر دل صبور بماند.
این هفته، هفته قدردانی از دلهایی است که در سکوت، سنگینترین بارها را به دوش کشیدند. دلهایی که شاید خودشان مسافر نبودند؛ اما هر لحظه در مسیر رهایی همراه و همقدم شدند. همسفر یعنی عشق بیادعا، یعنی صبری که دیده نمیشود، یعنی امیدی که حتی در تاریکترین روزها خاموش نشد.
در کنگره۶۰ آموختیم که درمان تنها رهایی یک نفر نیست؛ بلکه تولد دوباره یک خانواده است. همسفران با اشکها، دعاها، لبخندها و استقامت خود چراغ راه شدند تا مسافر دوباره خودش را پیدا کند. آنان یاد گرفتند که تغییر از درون آغاز میشود و با ساختن خود، میتوان جهان اطراف را نیز ساخت.
هفته همسفر برای من هفته افتخار است. افتخار به اینکه ایستادگی کردم. این هفته یادآور آن است که شما دیده میشوید. رنجهای شما بیثمر نبوده و عشقتان مسیر را هموار کرده است. شما ستونهای پنهان بنایی به نام رهایی، آرامش و زندگی دوباره هستید. به احترام تمام همسفرانی که با دلشان قدم در این مسیر برداشتند، این هفته را تبریک میگویم.

همسفر مینا:
حس و حال خوبی دارم وقتی قرار است حرفهایی را که از دل برمیآید با شما در میان بگذارم. کنگره برای من فقط یک مکان یا برنامه هفتگی نیست. جایی است که هر بار وارد میشوم، با خودم روبهرو میشوم.
همسفر بودن برای من تنها یک عنوان نیست، بلکه یک مسیر است. مسیری که از دل ترسها، ناامیدیها و سؤالهای بیجواب آغاز شد و آرامآرام به آگاهی رسید. روزهایی بود که فکر میکردم درمان فقط برای مسافر است و من تنها همراهی هستم که باید صبور باشم و تحمل کنم؛ اما در کنگره فهمیدم درمان فقط قطع مصرف نیست. درمان یعنی ساختن دوباره انسان، آرام شدن دلها، ترمیم رابطهها و بازگشت احترام به زندگی است.
همسفر بودن برای من پر از چالش بود. روزهایی که بغض داشتم؛ اما لبخند زدم، روزهایی که خسته بودم؛ اما ادامه دادم؛ چون فهمیدم اگر من قویتر شوم، مسافر من امنتر قدم برمیدارد. همسفر بودن یعنی تغییر نگاه، یعنی به جای کنترل کردن، درک کردن را تمرین کنم. به جای ترس، اعتماد را یاد بگیرم و به جای ناامیدی، به مسیر ایمان بیاورم.
این درمان فقط برای مسافر نیست، برای دل من هم است. حس من از همسفر بودن ترکیبی از آرامش، امید و مسئولیت است. آرامشی که از دانستن میآید، امیدی که از نتیجه صبر زاده میشود و مسئولیتی که هر روز مرا به بهتر شدن دعوت میکند.
در کنگره یاد گرفتم همسفر بودن یعنی کنار کسی که دوستش دارم، نه با عجله و نه با ترس، بلکه با آگاهی قدم برداشتن همراه باشد. این هفته لحظههایی داشتم که دلم پر بود. گاهی از خستگی، گاهی از نگرانی و گاهی از ترس آینده، اما آموزشهای کنگره و راهنما همسفر شبنم، باعث شد درست در همان لحظهها نوری در دلم روشن شود و مسیرم را ادامه دهم.
یاد گرفتم احساساتم را سرکوب نکنم. اگر دلم گرفت، اجازه بدهم بگیرد و اگر اشکم آمد، از آن فرار نکنم. همسفر بودن یعنی گاهی سکوت، گاهی اشک و گاهی لبخندی که بعد از مدتها واقعی میشود. همسفر بودن برایم افتخار است؛ چون فهمیدم نجات یک انسان از خود ما آغاز میشود. امروز بیشتر از قبل به خودم افتخار میکنم، نه به خاطر بینقص بودن، بلکه به خاطر ماندن، یاد گرفتن و ادامه دادن مسیر بود. همسفر بودن یعنی قدم به قدم جلو رفتن، حتی اگر قدمها کوچک باشند یا راه طولانی به نظر برسد. امروز در جشن همسفران با تمام وجود حس میکنم در حال درمان نگرش نگاه و درمان واکنشها هستم. و به همه میگویم: ماندن، یاد گرفتن و ادامه دادن، خود پیروزی است. این پیروزی بر همه همسفران مبارک باد.

رابط خبری: همسفر پروانه رهجوی راهنما همسفر شبنم (لژیون اول)
ارسال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر شبنم (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی الیگودرز
- تعداد بازدید از این مطلب :
95