English Version
This Site Is Available In English

هفته همسفر؛ وقتی جایمان را عوض کنیم، خیلی چیزها روشن می‌شود

هفته همسفر؛ وقتی جایمان را عوض کنیم، خیلی چیزها روشن می‌شود

سیزدهمین جلسه از دوره پنجم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی ارگ با دستور جلسه (هفته همسفر ) با استادی ایجنت محترم مسافر محسن و نگهبانی مسافر امین و دبیری مسافر محمد روز سه‌شنبه مورخ ۹ دی ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود :

خلاصه سخنان استاد :

به نام خدا
هفته همسفر فقط یک مناسبت نیست؛ یک فرصت است برای اینکه مکث کنیم و به آدم‌هایی نگاه کنیم که سال‌ها در حاشیه بوده‌اند.
همسفرهایی که شاید خودشان مصرف نکرده‌اند، اما هزینه مصرف را با جان و روانشان داده‌اند.
می‌خواهم از یک سؤال خیلی ساده شروع کنم؛
اگر جای شما و همسفرتان عوض می‌شد، یعنی همسفرتان مصرف‌کننده بود و شما آدم پاک، حاضر بودید چند سال با او زندگی کنید؟
اصلاً حاضر می‌شدید ادامه بدهید؟
اکثر ما اگر صادق باشیم، جوابش را می‌دانیم.
پس انصاف داشته باشیم؛ همسفر چطور توانسته ۵ سال، ۱۰ سال، ۲۰ سال یا حتی ۳۰ سال کنار یک مصرف‌کننده بی‌تعادل زندگی کند؟
خیلی‌ها فکر می‌کنند مصرف فقط جسم مصرف‌کننده را درگیر می‌کند، اما واقعیت این نیست.
مصرف بیشتر در صور پنهان ضربه می‌زند.
بی‌نظمی، پنهان‌کاری، دروغ، خودخواهی و نداشتن ثبات رفتاری، آرام‌آرام شکل می‌گیرد.
این‌ها فقط در مصرف‌کننده نمی‌ماند؛ وارد فضای خانه می‌شود.
منِ مصرف‌کننده وقتی خمار می‌شدم، سر کار مجبور بودم بهانه بیاورم، بپیچانم و دروغ بگویم.
همین رفتار عیناً در خانه هم تکرار می‌شد.
وقتی مهمان می‌آمد، همسفر مجبور بود بساط را جمع کند، پنهان کند، توجیه کند.
یعنی انکار و بی‌نظمی، کم‌کم در ذهن او هم ساخته می‌شد.
همسفر شاید از بیرون شبیه یک آدم عادی باشد، اما از درون پر از زخم است.
این فشارها روی هم تلنبار می‌شود و سال‌ها بعد خودش را به شکل بیماری نشان می‌دهد؛
بیماری دیابت، فشار خون، مشکلات کبدی یا بیماری‌های خودایمنی.
این‌ها نتیجه مستقیم زندگی کنار مصرف‌کننده است.
وقتی مصرف‌کننده وارد کنگره می‌شود، آموزش می‌گیرد و ساختارش تغییر می‌کند.
اما همسفری که آموزش ندیده، همچنان با همان ذهن قبلی زندگی می‌کند.
اینجاست که اختلاف‌ها شروع می‌شود.
یکی دارد از آموزش، مثلث جهالت و مسئولیت حرف می‌زند،
یکی می‌گوید این حرف‌ها چیست؟
انگار یکی فارسی حرف می‌زند و یکی ژاپنی.
همدیگر را نمی‌فهمند.
خیلی وقت‌ها همسفر، ناخواسته تبدیل به مانع ادامه سفر می‌شود.
نه از سر بدی، نه از سر لجبازی؛
فقط چون آموزش ندیده.
و این یکی از دلایل مهم بازگشت‌هاست.
سفری که همسفر در آن نباشد، بال پرواز ندارد.
همسفر کسی است که شب‌هایی بوده به خاطر تو با چشم گریه خوابیده،
طعنه شنیده، قضاوت شده،
مسئولیت زندگی، بچه، آبرو و خانه را به دوش کشیده.
وقتی تو حال بد داشتی، او ایستاده.
شناخت تفاوت زن و مرد هم در این مسیر خیلی مهم است.
زن‌ها جزئی‌نگرترند، احساساتشان یکپارچه است و برای آرام شدن نیاز به حرف زدن دارند.
مردها بیشتر کلی‌نگرند و موقع فشار، سکوت می‌کنند.
این تفاوت‌ها ضعف نیست؛ واقعیت ساختاری است.
اگر نشناسیمش، دعوا می‌شود؛ اگر بفهمیمش، آرامش می‌آید.
قدردانی از همسفر فقط مخصوص جشن پنجشنبه نیست.
یک پیام ساده، یک احوالپرسی، یک شاخه گل یا یک دلنوشته کوتاه،
شاید از نظر تو چیز خاصی نباشد،
اما برای همسفر یعنی دیده شدن.
بهترین هدیه‌ای که می‌توانی به همسفرت بدهی این است که او را به کنگره بیاوری.
بگذار آموزش بگیرد، بگذار آرام شود، بگذار درمان را بفهمد.
کنگره فقط برای مصرف‌کننده نیست؛ برای خانواده است.
یادت باشد اگر همسفرت کنگره نمی‌آید،
قبل از هر چیز از خودت بپرس چه کردی که نمی‌آید.
این آدم روزی تصمیم گرفت هر جا تو هستی، او هم باشد.
همسفر امتحانش را در زندگی واقعی پس داده است.
شایسته احترام، سپاس و قدردانی است.
در پایان، من هم از همسفر خودم تشکر می‌کنم.
اگر او نبود، من هم نبودم.
کسی که مرا با کنگره آشنا کرد، همسفرم بود.
ممنون که گوش دادید.

عکس : مسافر سهیل لژیون دوم

تایپ و ویرایش : مسافر امیرهادی لژیون دوم

بارگزاری : مسافر احسان لژیون دوم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .