برداشت من از سیدی ترس، این بود که ترس همیشه یک مانع منفی نیست؛ بلکه میتواند نشانهای از قرار گرفتن انسان در آستانه رشد و تغییر باشد. پیش از این، ترس را احساسی میدانستم که باید از بین برود تا بتوانم حرکت کنم؛ اما با شنیدن این سیدی متوجه شدم که ترس لزوماً نباید حذف شود؛ بلکه باید شناخته و درست با آن مواجه شد. در مسیر حضورم در کنگره۶۰، بارها شرایط یا پیشنهادهایی برای پذیرش خدمت و مسئولیت برایم فراهم شد. در ظاهر تمایل به خدمت وجود داشت؛ اما در درون، ترسی مانع تصمیمگیری میشد. ترس از ناتوانی، ترس از بینظمی در حضور یا انجام ندادن درست مسئولیتها باعث میشد عقبنشینی کنم.
بعدها فهمیدم این عقبنشینی بیشتر برای ماندن در منطقه امن ذهنی بود، نه به دلیل ناتوانی واقعی باشد. با تأمل در مطالب سیدی ترس، متوجه شدم بسیاری از این نگرانیها حاصل پیشفرضهای ذهنی و ناآگاهی هستند. هنوز تجربهای وجود نداشت؛ اما ذهن از پیش قضاوت کرده بود. همین آگاهی باعث شد بهجای فرار از ترس، به بررسی منشأ آن بپردازم. برداشت مهم من این بود که حرکت کردن با وجود ترس، بسیار مؤثرتر از انتظار برای از بین رفتن آن است. زمانی که مسئولیتی را پذیرفتم و وارد عمل شدم، دیدم بسیاری از ترسها یا واقعی نیستند یا بسیار کوچکتر از آن چیزی هستند که ذهن ساخته بود. با شکلگیری تجربه، اعتماد بیشتر شد و ترس بهتدریج کاهش یافت.

امروز به این نتیجه رسیدهام که ترس در بسیاری از مواقع پیامی در خود دارد؛ پیامی که نشان میدهد زمان پذیرش مسئولیت بیشتر و خروج از تکرار فرا رسیده است. اگر ترس شناخته نشود، میتواند مانع رشد شود؛ اما اگر آگاهانه با آن روبهرو شویم، میتواند به نشانهای برای حرکت تبدیل گردد. در نهایت، برداشت من این است که رشد بدون عبور از ترس امکانپذیر نیست. آرامش واقعی زمانی بهدست میآید که انسان با وجود ترس، در مسیر درست حرکت کند و مسئولیت انتخابهای خود را بپذیرد.
منبع: سیدی ترس دکتر امین
نویسنده: همسفر نینا رهجوی راهنما همسفر مریم(لژیون اول)
رابط خبری لژیون اول: همسفر نینا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر رباب رهجوی راهنما همسفر مریم(لژیون اول) دبیر سایت
همسفران نمایندگی صائب تبریزی
- تعداد بازدید از این مطلب :
160