در مسیر ناهموار زندگی بعضی همسفرها فقط کنار ما راه نمیروند، دلشان را چراغ میکنند تا تاریکی راه کوتاهتر شود. وقتی پاها خسته میشوند، امید را به دوش میکشند. آنها در سختیها جلوتر نمیروند، عقب هم نمیمانند؛ اگر زمین بخوری دستت را نمیکشند بلکه کنارت مینشینند تا دوباره بلند شوی و همچون نسیمی ملایم با یک نگاهی پر از محبت میگوید: ادامه بده من کنارت هستم.
همسفر زهرا و مسافر حسن با سوء مصرف چندین سال مسافرش وارد کنگره شدند. آخرین آنتیایکس مصرفی تریاک بود. به روش DST و با شربت OT به راهنمایی مسافر وهاب و همسفر سهیلا به مدت ۱۱ ماه سفر کردند و اکنون ۲ سال و 2 ماه است که از بند مواد و نیکوتین رها شدهاند. ورزش همسفر تنیس روی میز و ورزش مسافر فوتبال میباشد.
خدمتهایی که همسفر زهرا تاکنون داشتنهاند: تایپست، عکاس سایت، دبیر کارگاه، دبیری لژیون سردار و عضو لژیون سردار. اکنون به عنوان نگهبان سایت خدمت میکنند و به تازگی افتخار دریافت شال نارنجی از دستان پرمهر آقای مهندس را داشتهاند.
با این دو بزرگوار مصاحبهای داشتیم که شما را به خواندن آن دعوت میکنیم.
همسفر زهرا:
از نظر شما چرا در دستور جلسات هفتگی کنگره ۶۰، هفتهای به نام هفته همسفر نامگذاری شده و این روز را جشن میگیرند؟
همسفران نقش مهمی در کنگره ایفا میکنند، گویی باعث ایجاد نوعی تعادل در کنگره میشوند. حضور یک فرد از اعضای خانواده مسافر میتواند کمک بسیار خوبی برای هر دوی آنها باشد. همسفر بعد از حضور در کنگره، همان آموزشهایی را فرامیگیرد که مسافر دریافت میکند و اینگونه میتواند درک بهتری از مسیر درمان داشته باشد و زبان یکدیگر را بهتر میفهمند و به تفاهم بیشتری میرسند، همین امر موجب میگردد که سفر بهتری را داشته باشند؛ البته به شرط اینکه همسفر در مسائل درمانی مسافر هیچگونه دخالتی نداشته باشد.
آیا تابهحال به این فکر کردهاید که رسالت شما در مسیر کنگره چیست و چرا خداوند مقدر کرده شما در این مسیر باشید؟
حضور در کنگره برای من یک نعمت ارزشمند از طرف خدای بزرگ بود. این فرصت به من داده شد تا آموزش بگیرم و درون خود را کاوش و ناخالصیهای وجودم را بشناسم تا بتوانم آنها را رفع کنم. درواقع رسالت من در این مسیر همراهی مسافرم و یافتن و ساختن خویش است. در ادامه نیز بتوانم به دیگران خدمت و یاری برسانم.
به همسفری که مسافرش قدم در مسیر کنگره گذاشته و برای خروج از تاریکیها تلاش میکند؛ اما سفر خوبی ندارد چه توصیهای میکنید؟
صبوری و ایمان. به نظر من صبوری و گذر زمان، کلید حل خیلی از مسائل و مشکلات انسانها میباشد. تلاش خود را برای به دست آوردن خواستههایمان داشته باشیم و نتایج کار را به خداوند بزرگ بسپاریم. منظورم این است که همسفر خواسته درمان مسافرش و خودش را داشته باشد؛ اما نباید به مسافر فشار روحی وارد کند یا او را زیر نظر داشته باشد و ایمان داشته باشد، مسیری که در آن قدم نهاده او را به بهترین مقصد میرساند. نکته دیگر اینکه وقتی خودمان تغییر کنیم قطعاً اوضاع بیرونی هم بهتر خواهد شد.
در آخر اگر کلامی دارید بفرمایید؛
از آقای مهندس، راهنمای مسافرم، مسافر وهاب و راهنمای خوبم همسفر سهیلا بسیار تشکر میکنم. قطعاً من و مسافرم حال خوش امروز خود را مدیون این عزیزان هستیم. از تمامی خدمتگزاران کنگره ۶۰ که عاشقانه خدمت میکنند نیز کمال تشکر را دارم و از تمام انسانهایی که در مسیر من قرار گرفتند و به من آموزش دادند سپاسگزارم.
مشکلات و سختیها بخش جداییناپذیر زندگی انسانها هستند، در برابر آنها استوار و مقاوم باشیم. برای تبدیل شدن به الماس باید سیاهیها، فشارها و سختیها پشت سر گذاشته شود.
.jpg)
مسافر حسن
با سلام، لطفاً بفرمایید در این مدتی که در کنگره هستید چه خدمتهایی انجام دادهاید:
سلام و عرض خدا قوت خدمت مسئولین همسفران شعبهٔ ایران و خدمتگزاران پرتلاش سایت.
خدمتهایی که تاکنون در مسیر کنگره در حق خودم انجام دادهام: خدمت سایت، دبیری کارگاه، نگهبانی کارگاه، لژیون سردار، مرزبان پارک لاله تاکستان و هماکنون شال راهنمایی DST را دریافت نمودهام و در آزمون ویلیام قبول شدهام.
تدبیر جناب مهندس برای تشکیل کلاسهای جهانبینی برای همسفران در کنگره چه بوده است؟
آقای مهندس بارها فرمودند که خیلی از کارها در کنگره ابتدا بهصورت یک مشکل بوده؛ سپس با تفکر ایشان به یک ساختار تبدیل شده است. مانند حضور همسفران که به خاطر ازدحام آنها و شلوغ شدن کارگاههای آموزشی، به همسفران هم اجازه دادند در یک اتاق مشغول آموزش شوند و کلاسهای آموزشی همسفران شکل گرفت. تمام ساختارهای کنگره ۶۰، با گذشت زمان تکامل یافتند؛ مانند درمان سیگار آقای مهندس که از یک مشکل بزرگ به وجود آمد و اکنون تبدیل به لژیون ویلیام شده است.
چطور شد که تصمیم گرفتید همسفر خود را وارد مسیر کنگره کنید؟
جا دارد یک تشکر ویژه از راهنمای خودم مسافر وهاب داشته باشم که با اصرار ایشان و آموزشهایشان حاضر به آوردن همسفرم شدم و در این مسیر خیلی بالا و پایین شدم.
اوایل آوردن همسفر برایم سخت بود؛ ولی چون به مربی خودم ایمان داشتم، در تداوم آوردن همسفر موفق شدم و همیشه گفتهام چارهای جز اطاعت کردن نداشتم؛ چون اعتیاد فقط به کمک همراهی با همسفر قابل درمان است.
در مورد این مطلب که استاد امین میفرمایند: همسفر بال پرواز مسافر است، کمی برای ما صحبت کنید:
راهنما مسافر رضا سبزعلی زاده میگویند: اگر میخواهید در کنگره بمانید و خدمتگزار شوید باید همسفر داشته باشید. من در مدت سفرم اشخاص بسیاری دیدم که راغب بودند در کنگره بمانند؛ ولی چون همسفر نداشتند نتوانستند ادامه دهند. شما در نظر بگیرید یک نفر به دانشگاه برود؛ ولی شریک زندگی او بیسواد باشد، آیا اختلاف دیدگاه به وجود نمیآید؟! کنگره هم دانشگاه عظیمی است که اگر من بهتنهایی آموزش بگیرم و همسفرم بدون آموزش باشد، اصلاً نمیتوانیم در یک فاز باشیم.
در آخر اگر کلامی دارید بفرمایید:
ابتدا سپاسگزارم بابت مصاحبهای که انجام دادید و هفته همسفر را به شما همسفران تبریک میگویم و امیدوارم به یک نقطه تفکری برسیم که قبول کنیم همسفرانمان هم از این آموزشها بهره ببرند. در آخر از راهنمای خودم مسافر وهاب و راهنمای همسفرم، خانم سهیلا تشکر میکنم.
طراح سؤالات، مصاحبه و تایپ: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون ششم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر سهیلا (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر سهیلا (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی ایران
- تعداد بازدید از این مطلب :
373