در ابتدا عرض تبریک دارم خدمت همسفر محترم خانم آنی بزرگ و همچنین تبریک خدمت تمام همسفران اعضای کنگره ۶۰ ، اعتیاد، معتاد کلمههایی که شنیدن آن برای هر انسانی سخت است. من از لحظهایی که دلم را به دل مسافرم دادم و دست در دستش گذاشتم با خودم عهد بستم که در هر شرایطی کنارش باشم چه خوشی چه غم چه سختی و چه آسانی وقتی متوجه شدم که درگیر مواد مخدر شده است، برای من خیلی دردناک بود اینکه بهعنوان یک معتاد به او نگاه کنم به کسی که میپرستیدم.
شب و روزهای زیادی گریه کردم، بیقراری کردم، قهر کردم ولی انگار من نامرئی شده بودم یا اگر من را میدید نمیتوانست کاری انجام دهد که دل من آرام بگیرد یا شاید هم نمیخواست. در طول چند سال تخریبش چند بار تلاش کرد که از شر این تاریکی خلاص شود ولی در باتلاقی گیرکرده بود هرچه بیشتر دستوپای میزد بیشتر فرو میرفت. هیچ امیدی به ترک کردن مسافرم نداشتم برای او خیلی دعا میکردم که خدا به راه راست هدایتش کند و بتواند از این بیماری نجات پیدا کند.
از آنجایی که خداوند هیچوقت دیر نمیکند درست سروقت نوری به زندگیام تابید و هرروز بیشتر، بیشتر شد و مسافرم هرروز بهتر، بهتر میشد. آن معجزه آشنایی با کنگره ۶۰ بود. اکنون من سپاسگزار قدرت مطلق هستم که راه نور، روشنی و عشق را بر من و مسافرم نمایان کرد و دست در دست هم، باهم از آن طوفان سهمگین رها شدیم. من دیگر آدم قبل نیستم حالا من با کولهباری از عشق، امید، صبر، ایمان و آگاهی و با نام همسفر در کنار مسافر و فرزندانم هستم. آنها را بیشازپیش دوست دارم که با تمام وجودم باور دارم که اِنَ مَعَ العُسرِ یُسرا. سایهی مهندس دژاکام مستدام باشد.
نویسنده: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
ارسال: راهنما تازهواردین همسفر الهام نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سالار
- تعداد بازدید از این مطلب :
35