چهقدر این قانون زیبا و عظیم است و چه بار معنای سحر آمیزی را با خود حمل میکند؛ بله، صفت گذشته در انسان صادق نیست؛ چون جاری است. وادی دهم از آن وادیهایی است که هر بار که خوانده میشود انسان لذت بیشتری میبرد. ابتدای وادی، پیام بسیار زیبایی دارد که انسان را عاشق و شیفته میکند. خداوند به انسان یادآور میشود که اگر شهر وجودی تو دچار طغیان شده باشد، رو به نابودی میرود. با توکل به خداوند و به طرف ارزشها حرکت کردن میتوانی عظمت و سلامتی را به شهر وجودی خودت بازگردانی و هر لحظه روند تکامل را با محبت احساس کنی.
اگر بخواهیم قدرت مطلق را بشناسیم؛ باید تمنای دل داشته باشیم و اینکه دنیا را از چه زاویهای نگاه کنیم و بدانیم که حیات ادامه دارد. در راه الهی حرکت کردن خود یک نوع سجده است و این قانون و این راه بسان شمشیر برندهای است که هشدار میدهد؛ اگر امروز در جایگاه بالایی قرار گرفتهای آدم خوبی هستی، اگر افکار و نگاهت تغییر کند، زمان زیادی طول نمیکشد که تو در اعماق دوزخ قرار میگیری. از یک طرف هم به انسان امید میدهد میگوید: اگر تو در پایینترین نقطه جهنم قرار بگیری، میتوانی از آنجا شروع به حرکت کنی و خود را به نقطهای برسانی که به تعادل برگردی.
به طور کلی هم رحمت، لطف و بخشندگی خداوند را در مسیر زندگی انسان به نمایش میگذارد و هم خطوط اختیار را به شکل زیبایی به دست انسان میسپارد و ما با پا گذاشتن به جهان هستی، ابتدا در یک نقطه مشخصی هستیم و با طی کردن مراحل مختلف زندگی و با داشتن اختیار و بسته به خواست و تلاش خودمان در سطوح و مرتبههای مختلف قرار میگیریم، این به معنای جاری بودن انسان است. همه انسانها قادر هستند و میتوانند در هر نقطهای که قرار دارند، هر صفتی را که با خود حمل میکنند، تغیبر دهند.
هیچ کسی نمیتواند بگوید: از من گذشته و من در زشتیها غوطهور هستم و کاملاً غرق شدهام و راه نجاتی نیست! راه نجات همیشه وجود دارد زیرا «صفت گذشته در انسان صادق نیست؛ چون جاری است». اگر در اثر جهل و نادانی به مسیر تاریکی قدم گذاشتهایم و دانستیم که مسیر را اشتباه طی کردهایم، میتوانیم باز گردیم. نباید صفات بد را با خودمان حمل کنیم. همه چیز در هستی جاری و در حال حرکت است. هیچ چیز را در هستی نمیتوانیم بیابیم که ثابت باشد و تغییر نکند؛ چون مسیر تکامل و مسیر زندگی: تغییر، تبدیل و در نهایت ترخیص است.
هر انسانی در هر دوره از زندگی خود به نحوی این سه مرحله را تجربه میکند. در این وادی اشاره شده که ساختار تمام هستی به سه مولفه: نور، صوت و حس بستگی دارد و اگر در من صفات بد وجود داشته باشد من نمیتوانم برای تغییر نور، صوت و حس را درک کنم. در مورد نور میتوان گفت: وقتی هنگام صبح خورشید طلوع میکند درواقع به انسان یادآور میشود که بیدار شو، حرکت کن، جاری باش و نار وجودیت را با دوری از ضدارزشها و تزکیه تبدیل به نور کن. صوت هم مانند اداره مخابرات اطلاعات را در سطح کره زمین منتقل مینماید و همینطور ارتباط بین کلیه جهانهای آفرینش را به یکدیگر بر عهده دارد.
اگر صوت نبود، اتصال نبود، حیات نبود، زندگی نبود و سکوت محض بود. در نهایت صوت است که میگوید: ای انسان تو چیزی نیستی مگر سعی و تلاش خودت و اما حس در این میان از همه مهمتر است. حس در کائنات به عنوان فرستنده و گیرنده عمل میکند، برای مثال: اگر زشتیها را جذب کنیم، آنها را منتشر خواهیم کرد و اگر خوبیها و زیباییها را جذب کنیم، قطعاً همان را منتشر خواهیم کرد. ما قادر نیستیم صفت گذشته خودمان را تغییر دهیم مگر حس ما تغییر کند. برای اینکه حس ما تغییر کند، هیچ راهی جز تسویه، تصفیه و پالایش نداریم که در مورد انسان به آن تزکیه گفته میشود.
در نتیجه: اولین قدم برای تزکیه، تفکر سالم است، تفکر سالم ایمان سالم به ارمغان میآورد. ایمان؛ یعنی تجلی نور خداوند در انسان و یا اعتقاد راسخ به موضوع و یا شخصی داشتن. از ایمان سالم عمل سالم پدیدار میگردد. از عمل سالم، حس سالم آشکار میشود. ازحس سالم، عقل سالم، از عقل سالم، عشق سالم خود را به نمایش خواهد گذاشت و اگر به عشق سالم برسیم برایمان روشن میشود که بدی انسانها از روی جهل، نادانی و یا نیاز آنها است و دلمان برای آنها خواهد سوخت و برایشان دعا خواهیم کرد. عشق سالم ذره ذره پدیدار میگردد و نبایستی انتظار داشت به یکباره به وجود بیاید. عشق سالم هیچوقت به نفرت تبدیل نخواهد شد.
منبع: کتاب عشق، سیدیهای وادی دهم
نویسنده: پهلوان همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون دهم)
رابط خبری: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون دهم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون هفدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی حر
- تعداد بازدید از این مطلب :
93