جلسه یازدهم از دوره سیودوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی حر به استادی همسفر فاطمه، نگهبانی همسفر فرحناز و دبیری همسفر مهناز با دستور جلسه «رابطه یادگیری و معرکهگیری» روز سهشنبه ۴ آذرماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
در ابتدا از خدای خودم تشکر میکنم، بعد از بنیان کنگره۶۰، از راهنماهای خوب خودم راهنما همسفر شیرین و راهنما همسفر زهرا تشکر میکنم که با آموزشهای نابشان به من مسیر درست زندگی کردن را آموختند. از آنها یاد گرفتم که قوی باشم و هیچوقت ناامید نشوم. همانطور که میدانیم دستور جلسه «رابطه یادگیری و معرکه گیری» است. رابطه یادگیری و معرکه گیری به من میگوید: اگر من بتوانم مثلث تفکر، تجربه و آموزش را در زندگیام کاربردی کنم و یاد بگیرم تا این سه مولفه را به تعادل برسانم؛ کمتر میتوانم در مقابل مشکلاتم نق بزنم.
کمی هم به رفتار خودم میاندیشم و کمتر اطرافیانم را نقد میکنم. کسی را مقصر مشکلات خودم نمیدانم و به جای اینکه معرکه گیری کنم، یاد میگیرم چهطور مشکلاتم را حل کنم. مشکلات همیشه بوده و هست نمیتوانم بگوییم مشکلات هیچوقت به وجود نمیآید. من به کنگره آمدم تا آموزش بگیرم به جای اینکه معرکه گیری کنم مشکلاتم را حل کنم و اگر آموزش نگیرم هیچگونه تغییری نمیکنم و دنبال بهانه میگردم که از آموزشها دور باشم. سعی میکنم به دنبال آموزش باشم تا بتوانم مشکلاتم را حل کنم و معرکه گیری نکنم یا از مرکز دور نباشم.
معرکه گیری من زمانی صورت میگیرد که من توان پذیرفتن هیچ مشکلی را نداشته باشم. ما باید مشکلاتمان را بپذیریم و مشکلات قطعاً برای همه ما پیش میآید؛ باید مشکلات را بپذیریم. من قبل از اینکه به کنگره بیایم همیشه در مقابل مشکلاتم خیلی ضعیف بودم، هیچ مشکلی را نمیپذیرفتم و همه را مقصر مشکلات و اعتیاد مسافرم میدانستم؛ در صورتی که هیچکسی مقصر نبود، من هم کمتر از مسافرم مقصر نبودم! برای همین همیشه به مشکل برمیخوردم.
اعتیاد مسافرم موضوعی بود که همیشه به خودم میگفتم: یک موضوع غیر قابل حل است و همیشه به بنبست و ناامیدی میرسیدم. من در گذشته هیچگونه انتقادی نمیپذیرفتم و با کوچکترین حرف یا واکنش کسی، بههم میریختم و شروع به معرکه گیری میکردم؛ این به علت نداشتن آگاهی، تجربه، دانش و منیت خودم بود.
یادم میآید، روز اولی که پیش خانم مهرانگیز راهنمای تازهواردین رفتم، (از همینجا از ایشان تشکر میکنم) از مسافرم گلایه کردم و ایشان حرف قشنگی را به من زدند و در مورد اخلاق خوب مسافرم من را راهنمایی کردند و گفتند: هیچوقت روی اخلاق بد مسافرت تمرکز نکن، همیشه آن موقعی که از دستش ناراحت هستی؛ فقط سعی کن یک اخلاق مثبتش را در نظر بگیری و به یاد بیاوری. من چون مسافرم مصرفکننده بود خودم را بالاتر از او در نظر میگرفتم؛ در صورتی که یکسری رفتارهای خوب را از مسافرم آموزش دیدم و از ایشان هم تشکر میکنم. امیدوارم که من در مسیر کنگره خدمتگزار باشم تا کمتر وارد معرکه گیری شوم.

مرزبانان کشیک: همسفر مارال، مسافر رضا
تایپیست: همسفر المیرا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون هفدهم)
عکاس: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هجدهم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون هفدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی حر
- تعداد بازدید از این مطلب :
162