این دستور جلسه درواقع یک مسیری را مشخص میکند که از کجا به کجا باید حرکت را انجام دهیم. این فرماندهی در این دستور جلسه بهعنوان هدف مطرحشده و یک معنی عام دارد؛ چون در اینجا مشخص نشده که فرمانده چه چیزی میباشد. پس فرماندهی هر چیزی میتواند باشد و این مطلب یک قانون کلی است. اگر انسان بخواهد در هر مقولهای صاحبنظر شود و بتواند کاری را انجام دهد و در جایگاه فرماندهی قرار بگیرد؛ شرط لازم این است که فرمانبرداری را بهطور کامل انجام دهد. در اینجا باید ببینیم منظور از فرماندهی چه چیزی میباشد. معمولاً کلمه فرماندهی وقتی بهکاربرده میشود که همه افراد در ذهن خود یک فرمانده نظامی بالباس نظامی را مجسم میکنند. البته این فرماندهی در نظام همیشه بافرمان و دستور همراه است.
اما بهجز این فرماندهی نظامی، میتواند اشکال مختلفی داشته باشد و این فرماندهی که مدنظر ما است، میتواند هم صور آشکار و هم صور پنهان داشته باشد. صور پنهان همان دستور دادن در درون انسان میشود؛ مثلاً من به دستم بگویم این لیوان را ازاینجا بردار. در یک مصرفکننده هم این فرماندهی در صور پنهان او وجود دارد. یک فرد مصرفکننده در زمان مصرف متوجه میشود تمام چیزهایی که قبلاً برایش قابلاجرا بودند؛ دیگر قابلاجرا نیستند یا بهصورت مشروط قابلاجرا هستند؛ مثلاً اگر قبل از اعتیاد میتوانست روزی ۱۰ ساعت کار کند یا چندین ساعت بیدار بماند، الآن میداند که آن کارها دیگر قابل انجام نیستند. اگر هم بخواهد کارها مثل روال قبل برای او اجرا شود، یک شرطی دارد و آن شرط هم مصرف مواد مخدر او است.
پس وقتی یک مصرفکننده برای درمان اعتیاد خود اقدام میکند و میخواهد درمان شود، درواقع میخواهد فرماندهی خود را دوباره به دست آورد. این فرماندهی آنقدر ارزشمند است که انسان حاضر است بهای سنگینی را بدهد تا دوباره فرماندهی را به دست آورد. برای این کار باید توانایی فرد افزایش پیدا کند و وقتی توانایی افزایش پیدا کرد، قدرت فرماندهی هم افزایش مییابد و همین افزایش قدرت فرماندهی در انسان باعث احساس شادی و خوشحالی میشود. اگر فردی بخواهد فرماندهی را به دست آورد، باید یکسری کارها را انجام دهد و انجام این کارها کلیدی دارد. کلید آن چیزی نیست جز فرمانبرداری و خود این موضوع میتواند بسیار لذتبخش باشد و در ما باعث ایجاد انرژی و شادی و شعف میکند؛ پس اگر بخواهیم فرمانده خوبی شویم، قبل از آن باید فرمانبرداری را بهخوبی انجام دهیم.
باید بتوانیم در زمان نیاز از یک استاد یا راهنما بدون هیچگونه قیاس و قضاوتی اطاعت کنیم و به خودمان تفهیم کنیم که در بعضی موارد به راهنمایی کسی نیاز داریم که علم و تجربه بیشتری دارد. باید بدانیم که فرمانبرداری کار آسانی نیست و در عمل بسیار هم سخت است؛ اما برای اینکه فرمانده خوبی باشیم، باید اول فرمانبردار خوبی باشیم. درنتیجه فرمانبرداری پیشنیاز فرماندهی است و کسی که نمیتواند از خودفرمان ببرد و بر اعمال جزئیاش کنترل داشته باشد، نمیتواند فرمانده خوبی برای دیگران باشد.
منبع: سیدی از فرمانبرداری تا فرماندهی از استاد امین
نویسنده: همسفر فیروزه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هشتم)
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هشتم)
ارسال: همسفر فهیمه رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون دوم) نگهبان سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
1258