یازدهم جلسه از دوره چهارم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی ارگ با دستور جلسه "دانایی و دانایی موثر سواد " با استادی راهنما محترم مسافر حمیدرضا و نگهبانی مسافر رضا و دبیری مسافر حسین روز سهشنبه مورخ ۴ شهریور ۱۴۰۴ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود :
خلاصه سخنان استاد :

سلام به همه دوستان عزیز، حمیدرضا هستم، یک مسافر.
خداوند بزرگ را شاکرم که امروز این توفیق را به من داد تا در این جایگاه قرار بگیرم و آموزش ببینم. از صمیم قلب از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان سپاسگزارم که چنین بستری را فراهم کردهاند تا من، حمیدرضا، و بسیاری دیگر بتوانیم به درمان برسیم و حال خوش را تجربه کنیم. همچنین از راهنمایان عزیزم، آقای محمود اسماعیلی، آقا علیرضا و آقا رضا، تشکر میکنم که اجازه دادند در لژیونشان آموزش ببینم و به این حال خوش دست پیدا کنم. به تمامی خدمتگزاران کنگره، بهویژه شعبه ارگ، خدا قوت میگویم.
دوستان، ما در کنگره پنجاه و دو دستور جلسه داریم که برخی به مواد مخدر، برخی به خود انسان و تعدادی نیز به جهانبینی مربوط میشوند. دستور جلسه امروز، “دانایی، دانایی مؤثر و سواد”، کاملاً به جهانبینی مرتبط است. شاید قبل از کنگره، همه ما، از جمله خود من، فکر میکردیم که دانایی به معنای تحصیلات آکادمیک است و برای دانا شدن باید به دانشگاه میرفتیم. اما آقای مهندس فرمودند که دانشگاه شاید آگاهی بیاورد، اما دانایی نمیآورد. ایشان دانایی را به “هنر زندگی” تعریف کردند که این مفهوم در کتاب «۶۰ درجه زیر صفر» و سیدی «میزان دانایی» از سردار به زیبایی تبیین شده است.
سردار در پایان صحبتهایش نتیجهگیری میکند که “میزان دانایی، سواد نیست، تمدن نیست، مانند انسان بودن به لباس پوشیدن نیست. بایستی انسانی اندیشید و در رفتارها، اعمال و سخنان، مورد آزمایش الهی قرار بگیریم.” آقای مهندس نیز میفرمایند که نشانه دانایی، اندیشه و تفکر ماست؛ و پس از تفکر، این ما هستیم که در آزمایشات روزانه که مرتب بین دو راهی هستیم ، مسیر درست را انتخاب میکنیم. این انتخابها نشان میدهد که ما دانا هستیم یا خیر. این موضوع حتی در خواب نیز با ما همراه است و نحوه برخورد ما با مسائل، نشاندهنده میزان دانایی ماست.
استاد امین نیز در جزوه جهان بینی فرمودهاند که دانایی از یک مثلث تشکیل شده است که یک ضلع آن “آموزش”، ضلع بعدی “تجربه” و ضلع سوم “تفکر” است. ایشان توضیح میدهند که اگر این سه ضلع با هم برابر باشند، دانایی ما به “دانایی مؤثر” تبدیل میشود. اما اگر یکی از اضلاع بیشتر شود، مثلاً بخواهیم بدون آموزش و تفکر، فقط تجربه کنیم، این مثلث دچار نقصان شده و دانایی مؤثر اتفاق نمیافتد.
اگر بخواهیم کاری را به سرانجام برسانیم، باید آن را در عمل نشان دهیم. برای موفقیت در هر کاری، ابتدا باید آموزش ببینیم، آن کار را تجربه کنیم یا از تجربیات دیگران استفاده کنیم، و سپس به نقاط قوت و ضعف آن بیاندیشیم تا در نهایت به موفقیت برسیم. این همان “دانایی مؤثر” است. کنگره چنان بستری را فراهم کرده است که ما آموزشهای ارزشمندی را از جناب آقای مهندس دریافت کرده و به تمامی آنها عمل میکنیم. به همین دلیل است که در سفر اول و حتی پس از آن در سفر دوم ، باید خدمت کنیم؛ از خدمت در لژیون گرفته تا مهمانداری و نگهبان نظم ، دبیری و نگهبانی و گرفتن شال مرزبانی و راهنمایی. تمامی این خدمتها، تجربه ماست و به ما فرصت میدهد تا آموزشهای نابی را که در کنگره قبلاً دریافت کردهایم، در عمل تجربه کنیم.
در مقابل مثلث دانایی، مثلث دیگری داریم به نام “جهالت” که سه ضلع آن “ترس”، “ناامیدی” و “منیت” است. این سه ضلع مانع افزایش دانایی ما میشوند. برای مثال، دیروز به یکی از رهجوهایم که شش ماه رهایی دارد، پیشنهاد کردم که استاد جلسه شود ولی میگوید اینقدر میترسم و استرس دارم که الان این پیشنهاد را به من دادید قلبم از سینه ام داره میپره بیرون ، در صورتیکه بارها آموختهایم که ترس، تفکر را میخورد و برای از بین بردن ترس، باید با آن مقابله کرد و از روی آن عبور کرد. مشارکتها و اعلام سفر در کنگره دقیقاً برای همین مواقع است که ترس از میکروفون و در جمع صحبت کردن و سایر ترسهای نابجا از بین بروند. کنگره این بستر را برای ما فراهم کرده تا آموزش ببینیم و سپس آن آموزشها را تجربه کنیم.
آقای مهندس چهارشنبه فرمودند که دانایی یعنی هنر زندگی؛ یعنی به گونهای زندگی کنی که از آن لذت ببری. چه کسی میتواند بگوید که آیا یک کارگر ساده خوشبخت تر هست و از زندگی لذت میبرد و یا یک دکتر جراح یا یک دکترای فیزیک و یا فردی با تحصیلات بالا ، یک فرد ۸۰ ساله خوشبخت تر است یا یک جوان ۲۰ ساله ؟ خوب معلوم هست معیارها فرق میکند ، معیار این هست که هر کسی چی فکر میکند و آن چیزی که فکر میکنیم اون مهم هست ، یک کارگر گاهی خودش رو موجود پر تلاشی میداند ، پس ما آن چیزی هستیم که فکر میکنیم ، فردی که تفکر درستی دارد، از زندگیاش لذت میبرد. پول خوشبختی نمیآورد و سواد به تنهایی دانایی نیست.
18:05
استاد امین در سیدی دانایی موثر میگفتند که بسیاری از دوستانشان که در دانشگاه دکترا میخواندند، از زندگیشان لذت نمیبردند؛ شاید آگاهی داشتند اما دانایی و هنر زندگی نه، زیرا حتی نمیدانستند که چه موقع بایستی صبحانه خورد و یا چه ساعتی بایستی خوابید و اهمیت خواب شب چیست؟ کنگره به ما آموخت که هر چیزی را که یاد میگیریم، در زندگیمان به کار بریم. مثلا همین بستر خدمت در کنگره آماده است و اگر آموزشی بگیریم و حرفی بزنیم و به آن عمل نکنیم، حتی یک ریال ارزش ندارد. و دانایی موثر در کنگره چقدر مصداق این سخن شیخ اجل سعدی شیرازی است که چه زیبا گفته ؛ یکی را گفتند؛ عالم بی عمل به چه ماند؟ گفت؛ به زنبور بی عسل.
امیدوارم بتوانیم آموزشهایی را که گرفتهایم به مرحله عمل برسانیم و روز به روز به دانایی خودمان بیافزاییم .
ممنون از اینکه به صحبتهای من گوش دادید.
عکاس : مسافر امیررضا لژیون سوم
تایپ : مسافر محمد لژیون سوم
ویرایش و بارگزاری : مرزبان خبری مسافر احسان
- تعداد بازدید از این مطلب :
541