چهارشنبه مورخ 13/10/1391 نوزدهمین جلسه از دور چهل و پنجم سری کارگاههای آموزش جهانبینی کنگره 60 با نگهبانی آقای مهندس حسین دژاکام و استادی آقای دکتر نبئی و دبیری خانم مریم رضایی با دستور جلسه "توهم زاها" رأس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.

در ابتدا آقای مهندس دژاکام صحبت نمودند:
کار ما ترک اعتیاد یا درمان اعتیاد نیست چون دردی را دوا نمی کند، ما گروه تحقیق می باشیم، یافته های جدید علمی را منتشر می نماییم و استاد پرورش می دهیم.
ما در سال میلادی هر روز آمار رهایی ها را مطرح نمودیم، در سال 2012، 913 نفر از کنگره 60 به درمان رسیدند. این تعداد نسبت به اعتیاد رقمی نیست و بسیار ناچیز است. به قول دولت، ایران دارای دو میلیون مصرف کننده می باشد که تعداد رهایی های ما نسبت به این رقم بسیار ناچیز است اما تعداد رهایی ها دارای کیفیت می باشند و اگر برگشتی در این افراد باشد کمتر از 10% خواهد بود.
آقای دکتر نبئی می گویند نظر بعضی از گروه ها این است که متد DST به اثبات نرسیده است، این حرف درست می باشد و متد DST در هیچ کجای دنیا نیست، این متد جدید می باشد و امروز زمان اثبات این روش به افراد را نداریم، ما جوی دیگر داریم و به قوه الهی، ورزش ما ترقی نموده و به جایی رسیده ایم که با حرفه ای ها ورزش می کنیم، تحقیقات نیز باید همان گونه باشد.
زمانی بود که به من پیشنهاد می شد ورزش کنگره را با نام معتادان رها یافته یا مصرف کنندگان رها شده و یا با عناوین دیگر درست کنیم، یکی از این افراد آقای دکتر حاج رسولی بودند، من همیشه می گفتم که چنین چیزی امکان ندارد، فردی که به درمان می رسد با افراد معمولی هیچ تفاوتی ندارد بلکه ممکن است از افراد معمولی عملکرد درست تری داشته باشد، ما باید با افراد معمولی مسابقه دهیم.
امروزه تیم والیبال ما جزو دسته یک تهران می باشد، تیم کشتی کنگره 60 در دو هفته آینده میزبان می باشد، 15 تیم کشتی از تهران در این مسابقه شرکت می نمایند که کشتی گیران کنگره 60 نیز در این مسابقه شرکت خواهند داشت.
ما در سال گذشته که در لیگ بودیم، 70 کشتی گیر داشتیم و احتمالأ امسال به 100 تا 120 کشتی گیر برسیم، کشتی گیران کنگره 60 در همه سطوح فعالیت دارند و حتی مربی بین الملی نیز داریم، در ورزش تیراندازی با کمان و راگبی نیز به موفقیت رسیده ایم و موفقیت دیگر ما در زمینه تحقیقات می باشد.
ما صاحب سبک و طرح می باشیم و این موفقیت تنها در اعتیاد نیست بلکه در حال وارد شدن به بیماری های دیگر می باشیم، آقای دکتر نبئی در حال آماده کردن چند کار تحقیقاتی می باشند و من بسیار خوشحالم.
برنامه ریزی ما این است که در سال 2013 میلادی، یعنی سال جدید، رقمی به تحقیقات اختصاص دهیم که تا سقف 200 میلیون تومان هم خواهد رسید.
به گفته آقای سلامی در گذشته خرج آبدارخانه در سال، 50 میلیون تومان بوده در صورتی که خرج تحقیقات 15 هزار تومان بود.
وقتی در قوانین خوانده می شود، کنگره 60 گروه تحقیقاتی مستقلی است یعنی چه؟ همان گونه که دارای حسابی برای زمین کنگره 60 می باشیم، حساب تحقیقات نیز باز شده است، از مبلغ تمام خزانه های کنگره، حداقل 15% به گروه تحقیقات تعلق خواهد داشت، باید تحقیقات ما درجه یک باشد، هیچ یک از کارهای ما طبق استناد هیچ شخصی نیست جز شخص من و کنگره 60.
تحقیقات ما از خودمان و کنگره 60 شروع می شود و نقطه آغاز آن کنگره 60 می باشد، من بسیار خوشحالم که آقای دکتر نبئی در کنار ما هستند و باید گروه تحقیقات با کمک و هدایت ایشان، آنچه را که یافته ایم منتشر نمایند و به آن عمل کنند.
اگر ما این کار را نکنیم در آینده تمام یافته های ما توسط دیگران با ایجاد تغییر به اثبات می رسد، باید اطلاعات ما به نقاط مختلف برسد و مطمئنأ در تمام زمینه ها به یکدیگر کمک خواهیم نمود، درب کنگره 60 به روی اشخاص محقق باز خواهد بود و مدیریت آن به دست آقای دکتر نبئی می باشد، ایشان تشخیص می دهند چه پروفسوری خوب است یا بد، چه هزینه ای صرف شود و در کل هر چیزی از نظر ایشان باید به انجام برسد را قبول خواهیم کرد.
سخنان استاد:
من در ابتدا لبیک خود را به سخنان ارزشمند و پرشور آقای مهندس دژاکام، نگهبان کل کنگره 60 اعلام می کنم، ایشان بسیار به موقع مسئله تحقیقات را مطرح نمودند و دقیقأ مانند میوه ای است که رسیده و زمان چیدن آن می باشد، امروز ما حرف های زیادی برای گفتن داریم البته سوء استفاده برخی افراد را نمی توان نادیده گرفت و دنیا محروم می ماند، هر لحظه که می گذرد ابعاد این فاجعه بزرگتر می شود و تعداد معتادین بیشتر می شود، این دستاوردها نیز به توان 2 بیشتر می شوند و اگر ما چیزی به عنوان DST پیدا کرده ایم، دیگران را دعوت کنیم تا در صورت قانع شدن، آنها نیز این روش را استفاده نمایند.
در جلسه گذشته از DSM IV صحبت نمودم که توسط سازمان های بین المللی ارائه شده است، این سازمان گروه بندی 13 تایی را اعمال نموده و توجه کردن به این تقسیم بندی برای فعالیت در سطح بین المللی اهمیت بالایی دارد، من از آقای مهندس اجازه خواستم تا در جلسه ای نه چندان دور درباره پروتکل های دانشگاه علوم پزشکی سمعی بصری، پرزتیشنی داشته باشم تا شما را در جریان بگذارم و به طور کلی با طرح نویسی آشنایی بیشتری پیدا کنید، ضمن این که من آمادگی خود را اعلام نمودم تا گروهی از کنگره 60 به صورت یک جا یا چند جای مختلف، با استفاده از امکانات موجود، تحت آموزش هایی قرار بگیرند تا به عنوان مشاور در همه جا بتوانند سرویس ارائه دهند.
یکی از داروهایی که در مورد آن می خواهیم صحبت کنیم، داروهای توهم زا می باشند که در این تقسیم بندی به نام "هالوسینوشن ها" هستند. هالوسینوشن یعنی توهم و چیزی که وجود ندارد، این افراد چیزی را می بینند که وجود ندارد و صدایی را می شنوند که منبعی برای تولید آن وجود ندارد، مثلأ احساس می کنند روی پوست آنها حشره ای راه می رود در حالی که این گونه نیست.
هالوسینوشن ها گروهی از داروها می باشند که سابقه تاریخی آنها از همه داروها قوی تر و طولانی تر است، به هر جای تاریخ سرزده اند این گروه از داروها را یافته اند و در دنیا دارای تنوع بیشتری نسبت به داروهای دیگر هستند، تا به حال بیش از 3000 نوع داروی توهم زا شناسایی شده است، به دلیل توهم بسیار بالای این دارو، به شدت در دسترس گروه های مختلف قومی، نژادی در اقسام نقاط دنیا می باشد و مورد سوء مصرف قرار می گیرند.
این دارو به دلیل ماهیت خود که ایجاد توهم می کند دارای جهت های خاصی می باشد مانند ابعاد ماوراء الطبیعه در بعد مثبت و ابعاد جهنمی در بعد منفی. به هر حال اجزای زیادی به صورت مجسمه و چیزهای تراشیده شده از عاج و سنگ، قطعات فلزی از دوران بسیار قبل از میلاد مسیح پیدا شده است که این نشان دهنده این بوده که این مجسمه ها مورد پرستش بوده اند، شکل این مجسمه ها شبیه به قارچ است، قارج های شناخته شده.
مدتی بود که به این دسته از داروها توجهی نداشتم چون فکر می کردم دوران و عصر داروهای توهم زا به پایان رسیده است اما در نوشته هایی که اخیرأ به دستم رسید نظرم تغییر کرد. خاطراتی از سوء مصرفی که داستان زندگی خود را منتشر نمود را خواندم و متوجه شدم در دوره بعد از سال 2000 نیز توهم زاها به شدت مصرف می شوند، نگرانی من این است که مبادا در مملکت ما نیز وجود داشته باشند و ما از آنها بی خبر باشیم، از این رو تصمیم گرفتم تا اشاره ای به این مواد داشته باشیم.

اولین کسی که داروهای توهم زا را به صورت علمی مطرح کرد آلبرت هافمن سوئیسی بود. "Albert Hoffmann" این شخص شیمیدان بوده که روی قارچ گندم کار کرد تا بداند چگونه می توان با این قارچ مبارزه نمود. بدون این که خود متوجه شود در سنتز مواد مختلف، روی ماده ای به نام LSD کار کرد و هیچ گونه اطلاعی از خواص این ماده نداشت. در انجام کارهای خود دستان او مقداری آلوده شد، به منزل رفت و در شستن دستان خود دقت نکرد در نتیجه چیزهایی از این ماده وارد دهان او شده و او به استراحت پرداخت. او در خاطرات خود می نویسد احساس من این بود که همه چیز نزد چشمانم تغییر شکل داده اند. خطهای صاف منحنی شده اند و هر چیزی شدت رنگ یافته است.
توهم ممکن است بینایی باشد، یعنی چیزی را ببینید که نیست، شنوایی باشد که نیست، چشایی باشد که نیست یا احساسی مانند این که حشره ای روی پوست در حرکت است، این توهمات چیزی است که افراد مصرف کننده شیشه را به شدت آزار می دهد ولی ممکن است قوی باشد یا خیر.
از خصوصیات توهم زاها یا LSD، که LSD در رأس توهم زاها می باشد، ایجاد توهمات پانارامییک رنگی در رأس بوده و سپس توهماتی دیگر در شدت پایین تر.
هافمن از این توهمات اطلاعی نداشت و از سابقه این مواد چیزی نمی دانست، او ساعتها به تماشای اتفاقات اطراف خود مشغول بود، از توهمات او این بود که دیوار نفس می کشد یا باد به صورت پودری نقره ای می وزد و با برخورد به پرده به زمین می ریزد. اینها همگی در مخیله هافمن بود و چیزی جز تأثیرات خاص مولکول های LSD روی نوروترانسمیترها و قسمت های دیگر نبود. این خاصیت بسیار قدرتمند و قوی بود. او بعدها توانست با شناسایی خود این ماده را به دنیا معرفی نماید. هافمن تا سن 102 سالگی عمر کرد و بسیار روی این ماده کار نمود.
این دارو به نام LSD مشهور شد و در تبلیغات روزنامه ها مطرح شد اما به گونه ای نبود که شعله ور شود در صورتی که آمپول و قطره آن نیز به بازار آمد. LSD این خاصیت را دارد که با دز بسیار کم می تواند مؤثر باشد. مثلأ از هروئین و مورفین روی میلی گیرم صحبت می شود اما دزهای LSD با میکروگرم محاسبه می شوند.
هر میلی گرم 1000 میکروگرم است. با 15 میکروگرم LSD می توان به مرحله ای از توهم وارد شد که به آن سفر می گویند. این ماده دارای اصطلاحاتی مختص به خود می باشد و وقتی این ماده را مصرف می کنند می گویند من به سفری از LSD رفته ام. این ماده خواصی دارد که در توهم عقل سلیم را از انسان می گیرد از این رو اتفاقات خطرناکی برای شخص رخ خواهد داد. مثلأ چند سال گذشته در کشور آلمان، دختری ایرانی بعد از مصرف LSD در مقابل خود دریایی می بیند سپس لباس خود را در آورده و از طبقه هفتم در این دریا شیرجه می زند. نتیجه این شیرجه جسدی متلاشی بود.
اگر فردی در کنار مصرف کننده LSD نباشد ممکن است برای فرد مصرف کننده اتفاقاتی رخ دهد. دز مصرفی این دارو در جمع، پاسخگوی افراد بسیاری است. فردی در کنار این مصرف کنندگان قرار می گیرد در صورتی که خود این ماده را مصرف نکرده است، او به این افراد القائاتی می کند و آنها را راهنمایی می کند تا چه کارهایی انجام دهند. او به اشخاص اجازه نمی دهد تا به خود آسیب برسانند. مثلأ فرد توهم این را دارد که به ماه برسد و با قرار گرفتن در کنار پنجره بپرد، در حالی که ماهی وجود ندارد.
کاغذ خشک کن را می توان به قطعات ریز تبدیل نمود و یک گرم LSD را در بشکه ای آب حل نمود و کاغذ خشک کن را به تعداد بینهایت در این آب فرو ببرند. سپس کاغذ خشک کن را در دهان قرار داده و مزه مزه می کنند. با 1گرم LSD می توان تمام جمعیت دنیا را به حالت توهم برد.
زمانی پلیس آمریکا متوجه شد مافیا، دهها هزار نفر را از طریق توزیع کارت های تبلیغ، در مناسبت های مختلف، با تکه ای کاغذ خشک کن تزئینی، آلوده نمود. متأسفانه اوج تأثیر این قضیه با حرف های شخصی به نام دکتر تیموتی لری "DR Timothy Leary" که استاد دانشگاه در رشته روان شناسی از دانشگاه معروف هاروارد بود ایجاد شد، این اتفاق مقارن با جنگ ویتنام بود.
یکی از اعتیادهایی که تاکنون در مورد آن صحبت نکرده ام اعتیاد عکس العملی می باشد، اعتیادی که در اثر عکس العمل به وجود می آید یعنی من زمینه اعتیاد را ندارم اما به دلیل آزار دادن پدر و مادرم به دلایل مختلف، به مصرف مواد مخدر می پردازم، ممکن است فردی این کار را برای آزار جامعه انجام دهد که مانند این قضیه در جنگ ویتنام وجود داشت.
در جنگ ویتنام میانگین افرادی که به جنگ رفته و کشته شدند 19 سال بود در حالی که در جنگ جهانی دوم میانگین سن سال بود. در این میان سلسله تظاهراتی شکل گرفت که جنگ را به پایان برسانید و جنگ ویتنام نباید باشد. بعد از این اتفاق نهضت هیپی اوج گرفت و هیپی ها به میدان آمدند و گفتند ما به جای جنگیدن عشق می ورزیم. تمام اینها بهانه ای بود از جانب شیطان برای این که آنها مواد و LSD مصرف نمایند. در حقیقت این اتفاق همراه شد با سوء رهبری هیموتی لری که سفسته هایی را مطرح نمود.
آموزه های آقای مهندس دژاکام به صور مختلف، از نوشتارها گرفته تا سی دی ها و سخنرانی ها، برای ما وجود دارد. شخصی می تواند خود را برای جمعی مهندس دژاکام معرفی نماید اما آنها را در مسیر عکس مهندس دژاکام ببرد.
مهندس دژاکام عده ای از افراد گول خورده را نجات داد اما او عده ای افراد نجات یافته را گول زد، متأسفانه کار او بالا گرفت و مکتبی را مطرح نمود که آنچه با LSD می بینید واقعیتی بیش نیست، او گفت توهم زاها به شما کمک می کنند تا ماوراء را که حقیقت است ببینید، این ماده شعاعی از چشم شما ساتع می کند تا حقایق برایتان روشن شود، این قضیه تلفات زیادی به همراه داشت، مثلأ 4 دانشجوی هاروارد توسط پلیس پیدا شدند، آنها در زمین خوابیده بودند در حالی که چشمان آنها کور شده بود، این 4 نفر به خورشید نگاه می کردند و در خورشید تشعشعات رنگی زیبایی می دیدند و فکر می کردند که دارای حقیقت است، با نگاه کردن در مدت طولانی به خورشید، چشمان آنها برای همیشه نابینا شد. این اتفاق از جمله اتفاقاتی بود که ممکن است در بینایی شخص وقوع یابد.
بسیاری از افرادی که LSD مصرف نمودند سعی کردند دیده های خود را به تصویر در آورند، هیپی ها لباس هایی عجیب به تن می کردند و هر کاری که دلشان می خواست به بهانه هیپی بودن انجام می دادند، آنها دنیا و مردم را به تمسخر گرفته بودند و متأسفانه اتفاقات بدی به ارمغان داشت.
همیشه به دانشجویان خود مطلقأ تأکید دارم که هرگز توهم زاها به ویژه LSD را تجربه نکنند حتی برای یک بار، مصرف حتی یک بار LSD، ممکن است فرد را برای ابد به افسردگی دائمی یا جنون دائمی ببرد، این یک اخطار است، مصرف مواد مخدر دیگر نیز بسیار مضر است اما اخطار می دهم این ماده را هرگز تجربه نکنید.
همان گونه که گفتم افراد با مصرف LSD به سفر می روند اما تمام سفرها خوب نیست، به جای دیدن فرشته ها شخص جهنم می بیند، اطرافیان خود را غیر طبیعی می بینند و این ترس به قدری شدت دارد که افراد سریعأ شروع به فریاد زدن می نمایند، به سختی می توان افراد با سفر بد را درمان نمود، ممکن است این افراد دیگرانی که به سمت او می روند را به گونه ای وحشتناک ببیند.
توهمات این ماده بستگی به طرز تفکرات افراد دارد، مثلأ شخصی که سطح تحصیلات بالایی دارد و کارهای هنری می کند یا هنرمند رشته های مختلف هست به گونه ای خاص دچار توهم می شود، شخصی که از روستا این ماده را مصرف کند توهمی به گونه دیگر دارد.
فرد روستایی که بی سواد است و از جامعه ای محدود است با مصرف این ماده جایی برای توهم ندارد به همین دلیل ممکن است LSD این افراد را کمتر به ادامه اعتیاد تشویق نماید. چرا که با مصرف چند بار مصرف این ماده، توهمات برای او تکراری می شود به خصوص اگر القا پذیر نباشد.
در مقابل LSD که توهمات آن ممکن است تا 24 ساعت شخص را دنبال نماید، مجیک ماشروم "Magic Mushroom" می باشد که توهم آن 30 دقیقه تا یک ساعت است همچنین مسکالین و مواد دیگر. این مواد روی قسمت هایی خاص از مغز تأثیر دارند.
مولکول های داروهای توهم زا وارد بدن شده سپس وارد سیناپس می شوند و روی پوسته سیناپتیک "postsynaptic" اثر می گذارند، توهم زاها تنها موادی هستند که روی سیناپتیک ها اثر دارند چرا که بقیه مواد بلا استثنا روی پرسیناپتیک "presynaptic" اثر می گذارند.
با توجه به این که این مواد در جاهای خاصی از مغز پراکنده شدند، تحریکاتی در مغز انجام می دهند که ایجاد توهمات رنگی می نماید، داروهای دیگر که منجر به این تقسیم بندی شده اند، مانند حشیش که توهم می دهد، PCP که دارای توهم می باشد، شیشه در درجاتی ایجاد توهم می نماید، این مواد اقسام توهمات مخلوط به همراه دارند.
تهیه گزارش: همسفر الناز رک
- تعداد بازدید از این مطلب :
4771