هشتمین جلسه از سری نوزدهم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه همسفران آقا در نمایندگی پرستار، با استادی دیده بان محترم استاد امین، نگهبانی همسفر چنگیز و دبیری همسفر عادل با دستور جلسه وادی اول و تاثیر آن روی من، در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۱۶ راس ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.
سلام دوستان امین هستم یک همسفر. من در گذشته همسفر بوده ام و گذشته خود را فراموش نمی کنم، بنابرین وقتی در میان همسفران هستم خود را همسفر معرفی می کنم. همسفر بودن مهم است و از خودگذشتگی زیادی را می طلبد.
هر چقدر ما بتوانیم به اصل موضوع نزدیکتر شویم، می توانیم نتایج درخشان تری به دست آوریم.
در مرکز دایره بیشترین الهامات وجود دارد. در مرکز دایره بودن نیاز به این دارد که انسان فرمانبردار باشد و اصول را دقیق اجرا کند.
نیروهای بازدارنده همیشه فعال هستند و کمتر ناامید می شوند و کار خود را دقیق و کامل انجام می دهند و ما نیز باید کار خود را دقیق و کامل انجام دهیم.
دانش ما نسبت به مسائل لایه های مختلفی دارد. در ابتدای موضوع دانشی نداریم و بایستی کاملا شاگرد باشیم. به مرور با افزایش دانش خودمان را به تعادل می رسانیم و بعد باید محیط اطراف را به تعادل برسانیم. اینجاست که انسانها معمولا متوقف می شوند و شروع به جمع کردن مسائل می شوند.
انسانها به گونه های مختلف تقسیم بندی می شوند؛ بعضی ها فقط جمع کننده هستند، اینها همیشه فقط انرژی و مطالب را جذب می کنند و جمع می کنند. هر جا چیزی بدهند، نه نمی گویند و آن را دریافت می کنند. شاید ظاهرا خوب باشد و باعث جمع کردن پول و انرژی زیاد شود ولی مثل غدای زیاد خوردن است و در هضم کردن آن به مشکل خواهیم خورد. مال، پول و مطالب زیاد، یک انرژی و حوزه ای دارد که با جمع شدن زیاد، در انسان ایجاد وهم و بی تعادلی می کند که از جنس توهم دانایی است.
شخصی که در ماه و یا در سال تعداد زیادی کتاب می خواند و مطالب زیادی فرا می گیرد و آنها را به کار نمی بندد، یک جمع کننده است. فکر می کند خیلی فرهیخته و داناست، اما او فقط توهم دانایی دارد. جمع کردن اموال و دارایی و یا مطالب زیاد، در صورت استفاده نکردن از آن و خدمت نکردن و به کار نبردن آنها، در انسان ایجاد اختلالات زیادی می کند و انسان را به گمراهی می کشاند.
عده ای هم خرج کننده های خوبی هستند و تا ذره ای انرژی یا پول به دست می آورند، دو برابر آن را خرج می کنند و در نتیجه دچار کمبود یا فقدان انرژی می گردند.
برای مثال کارهای دیگران را سریعا انجام می دهیم ولی کارهای خودمان را پشت گوش می اندازیم که این از انواع بی تعادلی است.
عده سوم متعادل ها هستند که در مرکز دایره قرار می گیرند. آنهایی که به همان اندازه ای که به دست می آورند، به همان اندازه و البته در جای مناسب خرج می کنند. اگر پولی دارند، بخشی را کمک می کنند و یا اگر سوادی کسب کرده اند، به دیگران آموزش می دهند. این افراد همیشه در مدار و جریان درست زندگی قرار دارند و احساس آرامش می کنند.
این موضوع برای یک ساختار هم صادق است و ساختار یا مجموعه بی تعادل نیز محکوم به ورشکستگی است.
اگر بخواهیم در قسمت همسفران نتایج خوبی بگیریم، بایستی با در نظر گرفتن استانداردهای کنگره به مرکز دایره نزدیک شویم. یعنی به اندازه محبت کنیم و به اندازه سخت بگیریم. شما که راهنما و یا مرزبان هستید، باید در ابتدا این اصل را در مورد خود اجرا کنید و با آموزش ها و مطالب پایه ای کنگره همگام باشید. کتاب ۶۰ درجه، کتاب عشق و سی دی ها بسیار مهم می باشند و باید همیشه در کلاس ها و لژیون ها کار شود.
یکی مرد جنگی به از صد هزار!
اگر فقط یک نفر بماند که دانا باشد کافیست. آقای مهندس یک نفر بودند و همه این سیستم ها را بوجود آورد و دانا بود. بین کسی که ساختار را بوجود می آورد و کسی که از ساختار می آموزد، تفاوت بسیار است.
ما باید نیرویی پرورش بدهیم که بتواند جیزی هم به ساختار کنگره اضافه کند.
پس باید سخت گیری کنیم و در عین حال حس محبت را نسبت به همدیگر داشته باشیم.
اگر کسی نیمه کاره می آید و از استاندارد خیلی پایین تر است، نباید بگوییم ایرادی ندارد. زیرا با این کار این پیام را به بقیه می دهیم که اینگونه رفتار کردن طوری نیست. ساختاری که فقط سیستم پاداش دارند و تنبیه در آن ها وجود ندارد، محکوم به فنا هستند.
نیروهای منفی در حالت سکون و آرام، بهترین رشد را می توانند انجام دهند، و چون خود آن در سکون رشد می کند، بنابرین وقتی به قدرت برسد سکون هم به وجود می آورد. بنابرین انسان گاهی باید از آرامی و سکون در بیاید و به چالش کشیده شود تا کالبدش پالایش شود. مانند روزه گرفتن که باعث می شود کمی از آرامی دربیاییم و کمی سختی بکشیم. وقتی ما سخت کوش باشیم یک ویروس یا نیروی منفی از ما دور می شود، چون ترجیح می دهد به یک کالبد آرام و ساکن ورود و رشد کند. در واقع فلسفه تنبیه هم این است که شرایط سختی را برای وجود شخص به وجود آورد تا نیروی منفی از او دور شود. بنابرین اگر می گویند تنبیه یا روزه گرفتن و امثال این سختی ها خوب نیست، این ها کار نیروهای منفی است تا بتوانند در آرامش به راه خود ادامه دهند. پس بدانید کسی که حاظر می شود به خود سختی بدهد، از امواج منفی و از مریضی ها به دور است و خیلی زندگی بهتری دارد.
از این که به حرف های من گوش کردید از همه شما ممنونم.
تایپ متن: مسافر محمد حسین
ویرایش و بارگزاری: مسافر صدرا
- تعداد بازدید از این مطلب :
12040