تعادل مسئله بسیار مهمی است، انسانی که تعادل دارد در زندگی درست تصمیم میگیرد و از روی احساس، هیجان خشم یا قهر تصمیمگیری نمیکند او عاقلانه و منطقی رفتار میکند. یکی از مشکلاتی که بشر امروز دارد این است که از تعادل خارجشده و دیگر آرامش و متانت در رفتار را ندارد. خیلیها تحصیلات و ثروت بالایی دارند؛ ولی تعادل ندارند، کسی که تعادل ندارد باعث رنجش و آزار خود و دیگران میشود. در مورد درمان بیماری اعتیاد هم تعادل بسیار مهم است. ترک به معنی تنها قطع مصرف است؛ درحالیکه درمان فوق ترک است و تعادل فوق درمان. کسی که در مسئله اعتیاد به درمان واقعی میرسد درزمینه جسم، روان و جهانبینی به تعادل رسیده و امکان بازگشت او به اعتیاد بسیار کم است؛ درصورتیکه در ترک سریع چون شخص فقط قطع مصرف داشته، اگر جهانبینی او تغییر نکرده باشد به درمان واقعی نرسیده و ممکن است با کوچکترین بهانه به مصرف بازگردد.
موضوع آداب معاشرت هم به تعادل و بیتعادلی برمیگردد. کسی که ادب دارد؛ یعنی تعادل دارد و کسی که مبادیآداب نیست دچار بیتعادلی میشود. هر چیزی آداب، رسم و رسومی دارد. در مرحله انسانیت ما هیچچیزی نداریم که قانون، روش و متد نداشته باشد. همهچیز قانون خودش را دارد. غذا خوردن، سخن گفتن، رانندگی، مهمانی دادن، مهمانی رفتن، راه رفتن و ... هرکدام آداب خودش را دارد، مثلاً در مهمانیها باید توجه کنیم که اگرچند نوع غذا در سفره بود یکی از آنها را انتخاب کنیم و بخوریم، بیادبی است اگر بشقاب خود را از انواع غذاها پرکنیم یا در مهمانی دادن باید صاحبخانه اولین نفری باشد که سر سفره مینشیند و آخرین نفری باشد که از سفره بلند میشود. این درست نیست که مدام دررفت و آمد باشد یا در مورد سخن گفتن باید ادب و نزاکت را رعایت کند و طوری صحبت نکند که بعداً مجبور به عذرخواهی شود؛ باید روی حرفهای خودمان کنترل و تسلط داشته باشیم و بدانیم که چه میخواهیم بگوییم و چه نباید بگوییم.
راه رفتن هم آداب خودش را دارد درست راه رفتن، چگونه راه رفتن و سرعت راه رفتن مهم است. ادب و بیادبی حتی روی فیزیولوژی انسان هم اثر میگذارد، مثلاً اگر به طور غلط راه برویم آرتروز کمر و گردن میگیریم و دچار دیسک کمر میشویم. انسان باادب و متعادل در کار دیگران تجسس نمیکند، وارد حریم خصوصی آنان نمیشود و قضاوت نمیکند. نکته دیگر اینکه باید بدانیم هیچ انسانی بد نیست، اگر بدی میکند دلیل آن این است که به دانایی و آگاهی نرسیده است. همه بدبختی و مشکلات بشر از جهل و نادانی است. منظور از آگاهی و دانایی همان دانایی مؤثری است که از طریق تجربه، آموزش و تفکر به دست میآید و بهصورت کاربردی در زندگی پیاده میشود؛ بنابراین باید آگاهی، دانش و تجربه خودمان را ذرهذره بالا ببریم و اگر این باور را داشته باشیم که کسی که در حق ما بدی میکند دلیلش عدم آگاهی و دانایی است دیگر از او ناراحت نمیشویم و درد و رنج خودمان کم میشود.
منبع: سی دی آداب معاشرت، ادب و بیادبی
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دهم)
ویرایش: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دهم)
ویراستاری و ارسال: راهنما همسفر فهیمه (لژیون ششم)
همسفران نمایندگی شهرری
- تعداد بازدید از این مطلب :
329