English Version
This Site Is Available In English

در کنگره۶۰ تاخیر برای حضور در جلسات معنا ندارد

در کنگره۶۰ تاخیر برای حضور در جلسات معنا ندارد

جلسه پنجم از سری پنجاه و سوم کارگاه‌های آموزش عمومی کنگره۶۰، نمایندگی سلمان فارسی به استادی راهنما محترم  مسافر سعید، نگهبانی مسافر سعید و دبیری مسافر مهران با دستور جلسه در استحکام پایه های مالی و علمی کنگره 60، من چه کرده ام؟ پنجشنبه 27 اردیبهشت ماه 1403 ساعت 16 آغاز به کار نمود

سخنان استاد:

من زمانی که مصرف‌کننده بودم، شب‌هایی بود که تا صبح گریه می‌کردم و همیشه می‌گفتم خدایا من از تو ماشین، خانه و هیچ‌چیز دیگری نمی‌خواهم، تنها می‌خواهم فقط تا از خواب بیدار می‌شوم خمار نباشم. چندین سال من باحال خراب زندگی می‌کردم و در تنهایی خود گریه می‌کردم و بیدار شدن از خواب هم با ناراحتی همراه بود. کنگره60 من را احیاء کرد، در هیچ کجای دنیا چنین N.G.O وجود ندارد و تابه‌حال هیچ راه درمانی برای اعتیاد کشف نشده بود.

خداوند ما را خیلی دوست دارد، زیرا در زمانی که آقای مهندس حضور دارند زندگی می‌کنیم. من روش‌هاي زیادی برای ترک انجام داده‌ام و هرروز دنبال یک روش ترک جدید می‌گشتم و خبر از درمان نداشتم، هرجایی که آدرس می‌دادند برای اینکه نجات پیدا کنم وارد می‌شدم اما بی‌حاصل بود.

خب حال باید چه‌کاری انجام بدهیم؟ در آن زمان حاضر بودم تمام دارایی خود را بدهم تا از بند اعتیاد رها شوم، اما اکنون‌که این اتفاق افتاده نظرم تغییر کرده است؟ اکنون باید به‌اندازه وسع و توانایی خود به کنگره60 کمک کنم و تمام تلاش خود را برای بازپرداخت انجام دهم.

آقای مهندس در دستور جلسه قبل فرمودند هیچ‌کس هیچ بدهی به کنگره60 ندارد، اما خود می‌دانیم به کنگره60 بدهکار هستیم. آقای مهندس فرمودند هرN.G.O به مثلثی نیاز دارد که سه‌ پارامتر دارد؛ علمی، مالی و نیروی متخصص، علم را که آقای مهندس هر هفته در اختیار ما می‌گذارند، نیروی متخصص نیز که در کنگره ۶۰ به تعداد زیادی وجود دارد.

روز سه‌شنبه امتحان در شعبه سلمان فارسی برگزار شد و ۱۴۰ نفر در این آزمون شرکت کردند و این نشان‌دهنده این است که نیروی متخصص در حال آموزش گرفتن می‌باشند. منابع مالی را باید چه کنیم؟ من که تعهد مالی می‌دهم حتی درصورتی‌که شرایط سازگار نباشد حداقل باید بخشی از مبلغ را پرداخت نمایم، بعد از رهایی در سفر اول باید بمانم و به خود و یک سفر اولی خدمت کنم تا به رهایی برسد. آقای منصوری راهنمای عزیزم به من کمک کرد تا رها شوم و بعد از رهایی باید شروع به خدمت کنم و دین خودم را نسبت به کنگره۶۰ ادا کنم. دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما می‌کاریم تا دیگران برداشت کنند و این مهم به بهترین شکل ممکن در حال انجام است.

انشاالله هرکسی به‌اندازه وسع و توان خود بتواند خدمت‌های محول شده را انجام دهد. من در اوایل سفر با موتور به کنگره60 می‌آمدم، موتور سرقتی نبود اما مأموران نیروی انتظامی موتور و ظاهر خراب را که مشاهده می‌کردند من را نگه می‌داشتند، پس از استعلام پلاک با لحنی که پر از دلسوزی و ترحم بود، رهایم می‌کردند. با وضع نامناسبی از لحاظ مالی و ظاهری و همان اوایل حتی با انجام اعمال ضد ارزشی به جلسات می‌آمدم.

در کنگره۶۰ موارد بسیاری از قبیل منبع درآمد، شغل، خانواده و غیره دریافت کرده‌ایم، باید به‌اندازه وسع خود خدمت مالی انجام دهیم تا افرادی که پشت در منتظر ورود به کنگره۶۰ هستند وارد شوند و آموزش بگیرند و به رهایی برسند. برای بخشش شاید این دیدگاه در ذهنمان شکل بگیرد من فلان مقدار می‌توانم ببخشم، اما کمتر می‌دهم و کسی متوجه نمی‌شود؛ باید این را مدنظر داشت که کائنات تماماً ما را زیر نظر دارد و همان مقدار را از ما می‌گیرد

دستور جلسه دوم

آقا محسن خدمتگزار خوبی در کنگره۶۰ می‌باشد، خدمت‌هایی از قبیل خدمت در سایت، OT، دبیر جلسه و لژیون را انجام داده‌اند. ازنظر خدمتی خیلی خوب عمل کرده‌اند، ازنظر مالی از روزی که وارد کنگره۶۰ شد و ایمان آورد، یک دوره تعهد سردار و یک دوره تعهد دنوری خود را پرداخت نمود، دو پارامتر از اضلاع مثلث دستور جلسه این هفته را انجام داده است، تنها پارامتر علمی باقیمانده است که امیدوارم امسال در امتحان راهنمایی قبول شود و شال مقدس راهنمایی را از دستان آقای مهندس دژاکام دریافت کند و ضلع سوم این مثلث را کامل نماید.

محسن باحال خراب درحالی‌که انضباطی شده بود، وارد لژیون من شد، مشکلات زیادی داشت اما در لژیون حاضر می‌شد و زمانی که دیر به جلسه می‌رسید تنبیه می‌شد. رهجو مانند یک بادبادک می‌ماند، آنها را هنگام ضرورت تنبیه می‌کنیم اما اگر بخواهند دور شوند نخ آنها را می‌کشیم و مهار می‌کنیم. محسن در اوایل سفر حال خوبی نداشت، به زندان رفت و با وثیقه آزاد شد. به ایشان توصیه کردم اگر خواست درمان داشته باشی تمام مشکلاتت حل خواهد شد.

در زندان به بند کارگری رفته و بعد از آزادی مشغول کار شد و به من گفت به دلیل تایم کاری شاید دیر به جلسات بیایم که به ایشان گفتم در کنگره۶۰ دیر آمدن معنا ندارد. گاهی اوقات می‌دیدم زمانی که به کنگره۶۰ می‌آید؛ به علت دویدن و به جلسه رسیدن عرق کرده است. تخریب‌های زیادی به خانواده وارد کرده بود، در ابتدای سفر به خیال خام خود راهنما و خانواده را دور می‌زند، اما با هماهنگی یک راهنما که با او نسبت داشت، تنبیهی برای او در نظر گرفتیم که موجب شد سختی زیادی را تحمل کند، اما این تنبیه باعث شد که سفرش را به‌خوبی ادامه بدهد و به رهایی باکیفیتی برسد، بااینکه ما در کنگره۶۰ آموزش می‌گیریم و جهان‌بینی کار می‌کنیم که نه گفتن را در جایگاه درست به کار ببریم، اما محسن هنوز نتوانسته این سادگی خود را با آموزش‌ها کنار بگذارد، امیدوارم این معضل را نیز به زودی برطرف نماید. من این تولد را به محسن و همسفرانش، همچنین به راهنمای خودم دیده‌بان محترم آقای اصغر منصوری و همه عزیزانی که در کنگره ۶۰ خدمت می‌کنند تبریک می‌گویم.

اعلام سفر مسافر محسن:

آنتی ایکس مصرفی هرویین، شیشه و متادون، مدت تخریب 10 سال، نام راهنما آقای سعید صادقی، مدت سفر 10 ماه 22 روز، مدت رهایی 1 سال و 8 ماه، رشته ورزشی باستانی

آرزوی مسافر محسن:

امیدوارم تمام کسانیکه بیرون از این در حضور دارند و خواسته درمان دارند وارد کنگره60 شوند

 

سخنان مسافر محسن:

از آقای مهندس دژاکام، آقای سعید صادقی، راهنمای درمان سیگارم آقای میثم صانعی، راهنمای هم‌سفرم و هم‌سفرم تشکر و قدردانی می‌نمایم.
من در سال ۹۵با مصرف شیره و تریاک وارد شعبه امام قلی خان شدم، منیت بسیاری زیادی داشتم، با خودم گفتم می‌روم و برمی‌گردم. بازگشتن من به کنگره۶۰ هفت سال طول کشید، به چه قیمتی؟ به قیمت از دست دادن زندگی‌، اعتبار، جایگاه شغلی و اجتماعی و بهترین لحظات جوانیم. حال خرابی داشتم بیماری اعتیاد مانند قطاری است که آخرش مرگ است، اگر کسی سوار این قطار شد، زندگی‌، آبرو و اعتبارش از بین می‌رود و بهای سنگینی باید پرداخت نماید.

گاهی اشخاصی زودتر پیدا می‌شوند و اشخاصی مانند من تا آخر می‌روند. اعتیاد سلامتی عقل و فرماندهی جسم را از من گرفت، فرمان می‌داد غیبت‌کن و کارهای ضد ارزشی انجام بده، زمانی که وارد کنگره60 شدم از اینکه وضعیت خوبی نداشتم حتی راهنمای تازه‌واردم را به یاد نمی‌آوردم. تخریب زیادی داشتم، هنوز صدای گریه‌های هم‌سفرم در گوشم زمزمه می‌شود، راهنمایم فرمود تعهد سردار و دنوری را پرداخت کرده‌ام، در قبال حال خوش و این زندگی که کنگره۶۰ به من داده است من چه‌کاری می‌توانم انجام دهم.

من هیچ کاری برای کنگره60 نکرده‌ام، بیماری اعتیاد تنها چیزی هست که همه را به یک چوب میزند، سن و سال براش مطرح نیست، زندگی همه را آشفته می‌کند، تفاوت نمی‌کند که شخص پولدار یا فقیر باشد. در سفر اول من چند عمل را انجام دادم تابه‌حال خوش، آرامش، ثروت، خانواده و هر خواسته‌ای که داشتم رسیدم، گوش‌به‌فرمان بودم و دوم چشم گفتن.راهنمایم فرمودند: قبل از ساعت ۵ در کنگره60 حضورداشته باش، گفتم چشم؛ گفتند: OT را سر ساعت بخور، گفتم چشم، سوم صبر نمودم، وادی پنجم در سفر اول به من کمک زیادی کرد.

اعتیاد به‌یک‌باره برای من اتفاق نیفتاد، بلکه ذره‌ذره صورت پذیرفت. اول سیگار کشیدم، بعد مشروب مصرف کردم و در ادامه مواد شیره و تریاک، تا اینکه رسیدم به هروئین و شیشه. چهارم خدمت کردن در کنگره۶۰ بود. اگر روی این صندلی نشسته‌ای و خواسته درمان داری مطمئن باش به درمان می‌رسی، البته ذره‌ذره اتفاق می‌افتد.

سخنان همسفر، خانم نرگس :

از آقای مهندس دژاکام، خانم نفیسه، خانم زهرا تشکر و قدردانی می‌نمایم. کنگره60 طعم شیرین زندگی را به من چشاند، یکی از این لذت‌ها سالم و سلامت بودن آقا محسن می‌باشد.

یک روز خانم زهرا فرمودند: به‌عنوان مهمان در لژیون سردار شرکت نمایید، در ادامه عضو لژیون سردار شدم و تعهدم را پرداخت نمودم و بعد از مدتی چندین برابرش به زندگی من برگشت. این آرامش و حال خوش را مدیون آقای مهندس هستم، من به تمام مادران سفر اول توصیه می‌کنم که بهترین سفر، سفر اول می‌باشد. این تولد را به آقا محسن تبریک میگویم و امیدوارم که جشن بعدی را با همسفر جدیدش جشن بگیریم.

سخنان راهنما محترم همسفر، خانم زهرا :

خداوند را شاکرم که به‌واسطه یک تولد دیگر در این جایگاه قرار گرفتم، خدمت آقای مهندس و خانواده محترمشان، آقای صادقی، آقا محسن و همسفر خانم نرگس تبریک عرض می‌کنم.
خانم نرگس وقتی وارد لژیون من شدند سفر دوم بودند. در سفر اول زمانی که با ایشان هم مسیر می‌شدم همیشه لب به گله و شکایت می‌گشودند که ما همیشه ایشان را به صبر و استقامت تشویق می‌کردیم. خدا را شکر صبوری به خرج دادند و باایمانی که به کنگره۶۰ آوردند، توانستند گل رهایی را دریافت نمایند.
خانم نرگس در حال انجام خدمت با تمام وجود هستند و امسال هم عضو لژیون سردار شدند، مهماندار اتوبوس هستند و در آزمون‌ها نیز مرتب شرکت می‌کنند. امیدوارم این دو عزیز بتوانند شال زیبای نارنجی یا سبز را دریافت کنند.

ما هم‌سفران و مسافران فراموش می‌کنیم که با چه حالی وارد کنگره۶۰ می‌شویم و این‌ها ضد ارزش‌هایی هستند که ما را دور می‌زنند. در این مواقع ممکن است نزدیک پله‌های آخر باشیم ولی جن درونی ما اجازه ندهد که سفر را به خوبی تمام کنیم. خدا را شکر که به این مرحله رسیدند، اما امیدوارم با صبر خودشان بتوانند گذرگاه‌ها سخت را پشت سر بگذارند .

مرزبان کشیک

نگارش: رضا کورنگی ل 17، ارسلان مکوندی ل 25،  حسین کیانی ل 30

ویراستار: مسافر علی چلمغانی لژیون 25

عکاس: مسافر حمید چلمغانی لژیون 12

کاور: مسافر حسین نریمانی لژیون 17

تنظیم: مسافر سجاد سنابادی لژیون 23

از طرف خدمتگزاران سایت تقدیم نگاه زیبایتان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .