همسفر سمیرا:
اگر خوب نگاه کنیم دستور جلسه خلقت همین است و ظرفیتها را تعیین میکند که هر موجودی چه ظرفیتی دارد و چقدر میپذیرد و این مسئولیتش را برای انسانهایی به کار میبرد که وقتی به یک جایی میرسند و یا به یک نقطهای میرسند دیگر معبود خودشان را گم میکنند، این در سطح خانه و کنگره مشاهده میشود، کسانی که باعث شدند به جایگاهی برسند آنها را فراموش میکنند که میگویند این انسانها قبله را گم کردهاند. « ان الانسان لرب و کنود» انسان موجودی هست که به رب خود ناسپاس است تمام هستی بر مبنای ظرفیت تقسیمبندی شده و ظرفیت یک روزه به وجود نیامده است، حال جالب این است که جمادات، نباتات و حیوانات تمام خواصی که آنها دارند همهٔ اینها در انسان جمع شده است شاهکار خلقت انگار انسان همه این مراحل را طی کرده است، انسانها ظرفیتشان با هم فرق میکند بعضیها ظرفشان مانند انگشت دانه، بعضی مانند حوض و بعضیها مانند دریا است پس ظرف هر انسان با یکدیگر میکند. ما باید ذرهذره ظرفیتمان را با کار کردن، آموزش، علم، دانش، آگاهی و با تجربه بالا ببریم یکمرتبه نمیشود، وقتی ظرفیت بالا برود پذیرش بیشتری دارد چون ظرفیتش بالا رفته است اگر غیر از این باشد قبله خود را گم میکند این انسانها به طرف الهامات الهی میروند و دو قست از وجودشان یکی میشود یعنی صورپنهان و آشکار، ظاهر و باطن، پس اگر محبت واقعی باشد آن نقاب کنار میرود و این موجود در بین مردم محبوب و در نزد خداوند گرامی میشود.
همسفر معصومه:
هر انسانی باید به اندازه ظرفیتش مسئولیت بپذیرد تا بازدهی خوبی نیز داشته باشد در غیر این صورت به هدف نخواهد رسید. ظرفیت داشتن در تمام سطوح برای انسانها لازم است. بالا بردن ظرفیت در انسان یک مرتبه امکانپذیر نیست بلکه ذره ذره و با تفکر، آموزش، تجربه، دانش، علم و آگاهی میتوان ظرفیت را بالا برد، با بالا بردن ظرفیت در انسان مسئولیتپذیری نیز به وجود میآید به طوری که اگر از او سوالی شد پاسخگو باشد، اگر به فردی که ظرفیت لازم در او به وجود نیامده باشد مسئولیت بدهند باعث گم کردن قبلهاش خواهد شد. احساس مسئولیت در کنگره یعنی اینکه ما هیچ چیز را نمیدانیم حداقل دربارهٔ درمان اعتیاد و خیلی از مشکلات که در زندگیمان داریم اگر آگاهی داشتیم مشکل برایمان پیش نمیآمد و اگر هم پیش میآمد میتوانستیم به راحتی آن را حل کنیم پس نمیدانیم. در کنگره یاد میگیریم و آموزش میگیریم که مسئولیت یعنی چه و آن را به نحوه احسنت انجام دهیم.
همسفر اعظم:
آقای مهندس میگویند: ما در کنگره۶۰ به جایی رسیدهایم که با متد DST باید همه مسافران تعطیلات داشته باشند حتی سفر اولیها، همچنین ما بررسي میکنیم که قطع ناگهانی مواد باعث میشود سیستم ایمنی بدن دچار مشکلات شود و در مقابل بیماریها مقاومت نداشته باشد و از همه مهمتر نیروگاه هر سلول متا کنگرهای تحت تأثیر قرار گیرد. ما در درمان اعتیاد چیزی به نام وسوسه و پرهیزمداری نداریم چون سیستم بدنی تمام بچههای کنگره کار میکند بنابراین تعطیلی رفتن بچهها معمولی است. آقای مهندس میگویند: بالاترین ضربه این است که ما به یک نفر مسولیت بدهیم ولی آن فرد ظرفیت نداشته باشد مانند یک راهنما که یک راهنما در مقوله اعتیاد از بسیاری از اساتيد دانشگاه بیشتر میداند، در اصطلاح به کسی که مسیر و هدفش را گم کند و اگر مسولیت بگیرد و ظرفیت آن را نداشته باشد میگویند قبلهاش را گم کرده است. و اما نق زدن و حاشیه، در قدیم میگفتند: عروس بلد نیست برقصد میگوید زمین گرد است، اکنون همینطور است کسی که نمیتواند کاری انجام دهد نق میزند و دلایل مسخره میآورد، اگر کسی روی برنامه و درست باشد و در حاشیه نباشد امکان ندارد نق بزند.
همسفر رقیه:
آقای مهندس گفتند: کسی که آن هدف یا مسیرش را گم بکند اصطلاحاً میگویند قبله گم کردن یعنی تا امروز خیلی با همه خوب بوده اما امروز دارای جایگاهی شده مثلاً مرزبان از فردا با کسی حرف نمیزند و خیال میکند خیلی بالا رفته و عوض شده است به این میگویند: اصطلاحاً قبله گم کردن یعنی دارای هر منصب یا هر مقامی هستیم به ما مسئولیتی میدهند باید ظرفیتش را داشته باشیم و اخلاقمان تغییر نکند. به قول قدیمیها گفته شده در قدیم هر شخص سالی یک جفت کفش استفاده میکرد اما اکنون هر کدام ۵ یا ۶ جفت کفش دارند، یا شلوارش دوتا شد یعنی قبله گم کرده، یعنی ظرفیتش را نداشته است، پس باید هرچه انسان مقامش بالا میرود سرش پایینتر و متواضعتر باشد. افتادگی آموز اگر طالب فیضی، پس زمانی که انسان مغرور میشود یعنی قبلهاش را گم کرده است.
همسفر زهرا:
این سیدی در مورد این است که بدانیم هر موجودی چقدر ظرفیت دارد و ظرفیت هر شخص برای پذیرش مسئولیت چقدر است، اصطلاح قبله گم کردن را برای کسانی به کار میبریم که وقتی به جایگاهی میرسند دیگر معبود خود را فراموش میکنند. اینها مانند انسانهایی هستند که وقتی کسی به آنها کمک میکند زمانی که به جایی میرسند دیگر آنها را فراموش میکنند، مهمترین مسئله هستی ظرفیت است یعنی تمام هستی بر مبنای ظرفیت دستهبندی شده است، مثلا درختها و حیوانات هر کدام ظرفیت مشخصی دارند یا برای مثال اطلاعات و آگاهی که یک شیر دارد با یک کرم فرق میکند و در اصل این نفس است که تعیین موجودیت میکند. جالب اینجاست تمام خواصی که در گیاهان و جانوران و حیوانات هست همه آنها در انسان جمع شده است، بعضی از انسانها مثل مار گزنده هستند بعضیها ترسو و آبزیرکاه و بعضیها موزی و بعضی دیگر هم صغیر و کبیر نمیشناسند، مثلاً سگها خیلی وفا دارند و تا پای جان برای صاحب خود جان فشانی میکنند ولی گربه هرچه به او خدمت کنی کار خودش را میکند. بعضیها ظرفیتشان انگشت دانهای هست یعنی به اندازه یک اسکان بعضیها اندازه یک سطل و بعضیها اندازه یک دریا، ظرفیت انسان را باید ذره ذره با کار کردن و با شعور، تجربه، آموزش و تفکر بالا برد، هر شخصی باید مسئول باشد یعنی پاسخگو باشد پس هر موجودی بر مبنای ظرفیتی که دارد پذیرش میشود. اگر انسان ظاهر و باطنش یکی باشد بین مردم محبوب میشود و نزد خدا نیز گرامی است این انسان میتواند عروج کند به آنچه خداوند میخواهد برسد از جمله انبیا بزرگ که ما باید از قصههای انبیا درس بگیریم.
همسفر سمیه:
من یک سفر اولی هستم ۱۰ ماه قبل وارد کنگره ۶۰ کاشمر شدم بدون هیچ اطلاعاتی و ذره ذره به اطلاعات و دانایی من اضافه شد و ظرفیت و دانایی خود را فهمیدم، مسئولیت دادن به یک سفر اولی بسیار شیرین است چون میتواند ظرفیت خود را محک بزند. ظرفیت یعنی همان ظرف وجودی یا همان دانایی، شخصی که به ظرفیت رسیده باشد میتواند مسئولیتهایی را بپذیرد اگر این مسئولیت بیشتر از توان و ظرفیتش باشد باعث تخریب او خواهد شد. مثال: یک لیوان آب را اگر بیشتر از ظرفیتش آب کنید لبریز میشود و میشود گفت هر چیزی یا هر کسی یک نقطه تحمل دارد، وقتی مسئولیت کاری را بر عهده میگیریم باید در آن سعی و تلاش کنیم تا موفق شویم اما مواظب باشیم تا قبله و هدف خود را گم نکنیم کسی که قبلهاش را گم کند یعنی تمام آرمان و هدفش را گم کرده است، یعنی از مسیر خود خارج شده است و مسیرش را گم کرده است. ما باید ظرفیت خود را با دانش، آگاهی، آموزش، تفکر و تجربه بالا ببریم تا وقتی که به ما مسؤلیت داده شد هر زمان مورد سوال قرار گرفتیم بتوانیم پاسخگو باشیم. قبله خود را گم نکنیم و اگر اشتباهی مرتکب شدیم مسئولیت آن را بپذیریم، نق نزنیم و از حاشیه رفتن پرهیز کنیم و اشتباه خود را گردن دیگران نیندازیم آن را بپذیریم و در مسیر درست و یا صراط مستقیم قدم برداریم.
همسفر ربابه:
ظرفیت یعنی اینکه یک ظرف چقدر گنجایش دارد و مسولیت یعنی پاسخگو بودن در قبال وظایفی که بر عهده داریم. ظرفیت انسانها با هم متفاوت است پس وقتی ظرف انسانها با هم فرق میکند قطعاً ظرفیت آنها نیز با هم متفاوت است، اگر اکنون احساس میکنم خیلی از چیزها را ندارم چون ظرفیت لازم در من ایجاد نشده است. ضربالمثلی است که میگوید: یا رب مباد آنکه گدا معتبر شود یا خدا خر را شناخت که شاخش نداد. همیشه باید ظرفیت با مسولیت یکسان باشد در این صورت تعادل ایجاد میشود در غیر اینصورت باعث تخریب میشود یعنی اگر شخصی مسولیتش از ظرفیتش بیشتر باشد از نقطه تعادل خارج میشود که در اصطلاح به آن قبله گم کردن میگویند، قبله گم کردن یعنی خارج شدن از صراطمستقیم، پس انسان میتواند با کسب تجربه، تفکر، آموزش و همچنین بالا بردن نقطه تحمل ذرهذره ظرفیتش را بالا ببرد سپس مسولیتی را بپذیرد مسولیتپذیری بهایی است که برای بزرگی میپردازید.
همسفر راضیه:
ما مسلمین به طرف قبله که خانه خدا است نماز میخوانیم، کسی که قبله را گم کند اصطلاحاً میگویند: قبله گم کردهای، یعنی هدف و معبودش را گم کرده است و در مورد انسانهایی است که وقتی به نقطهای میرسند دیگر معبود خود را فراموش میکنند و برای معبود خود ارزش قائل نیستند. انسانهایی هستند که به کمک دیگران به آن نقطه میرسند و بعد از رسیدن به نقطه مورد نظر دیگر آن انسانهایی که به او کمک کردند فراموش میکنند و قبول ندارند. مهمترین مسئله در هستی ظرفیت است و تمام هستی بر مبنای ظرفیت تقسیمبندی شده است، ظرفیت در تمام حیوانات و انسانها با هم متفاوت است و هر ظرفیتی در هر موجودی است خودش آن را کسب کرده است. جمادات، نباتات و حیوانات همه خواصی را که دارند در انسانها نیز این خواص جمع شده است و انسان مجموعهٔ اینها است. برای مثال: بعضی از انسانها مانند سگ وفادار هستند و بعضی از انسانها مثل مار نیش میزنند پس انسان خاصیت همه را دارد، در مورد ظرفیت، باید موجود به یک ظرفیتی برسد تا ظرفیت بالاتری را داشته باشد ظرفیت یعنی ظرف هر شخص چقدر است مثلاً ظرفیت یک لیوان چقدر است آبی که یک لیوان دارد اگر در داخل یک استکان بریزیم آب از آن لبریز میشود چون ظرفیت استکان کمتر است، پس ظرفیت انسانها با یکدیگر فرق دارد چون ظرفشان فرق میکند. بعضی انسانها ظرفشان به اندازه یک نگهبان یا یک خدمتکار است و بعضی دیگر بالاتر میتوانند رئیس باشند، ظرفیت در مقام، تحصیل، علم و عرفان نیز وجود دارد این ظرفیت چگونه به وجود میآید؟ ظرفیت دست خود فرد نیست که بتواند آن را تغییر دهد بلکه باید ذرهذره آن را بالا ببرد و یکمرتبه نمیشود پس با کار کردن، دانایی، شعور و فهمیدن، تجربه، آموزش و تفکر آن را میتوان به صورت تدریجی بالا برد.
تایپ، ویرایش و ارسال: همسفر سمیه، راهنما همسفر رقیه(لژیون سوم)
همسفران نمایندگی کاشمر
- تعداد بازدید از این مطلب :
822