English Version
This Site Is Available In English

سفر اول در کنگره مثل یک روزه ده ماهه است

سفر اول در کنگره مثل یک روزه ده ماهه است

جلسه دوم از دوره سی‌ام کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی خواجو با استادی‌ راهنما مسافر امیرحسین، نگهبانی مسافر مصطفی و دبیری‌ مسافر محمود با دستور جلسه «الهام از رمضان» روز پنج‌شنبه ۱7 اسفند‌ماه ۱۴۰۲ راس ساعت ۱۶ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان امیرحسین هستم یک مسافر، خداوند را شاکر و سپاسگزار هستم که در جمع شما دوستان هستم و از آقای مهندس و خانواده محترمشان سپاسگزاری می‌کنم.
دستور جلسه اول الهام از رمضان می‌باشد، ماه مبارک رمضان را از خودم شروع می‌کنم و مشکلاتی که در زندگی من بوجود آمد همین جهان‌بینی مذهبی بود، ماه رمضان فرصت خوبی برای مواد مصرف کردن من بود، یکی از آن فرصت‌ها شب‌های احیاء بود که من همسفرم را به مسجد می‌بردم و برای مصرف موادم به خانه برمی‌گشتم، ورودم به کنگره و همینطور رهایی من در  ماه مبارک رمضان بود. من شخصا در کنگره از آقای مهندس این را آموختم که اگر شخصی مواد مصرف می کند حداقل حرمت ماه مبارک را حفظ کند و در انزار عمومی مواد غذایی مصرف نکند و حرمت این ماه را نشکند.
سفر اول در کنگره مثل یک روزه ده ماهه است که ساعت انتظار دارو همانند یک شخص روزه دار می‌‍باشد و تا زمان مشخص نرسد از مصرف دارو خودداری می‌کند؛ البته که روزه بر سفر اولی‌ها واجب نیست؛ همانند یک بیماری است که نباید روزه بگیرد. استاد امین می‌فرماید: کسی که سیستم شبه افیونی‌اش کار نمی‌کند اصلا نمی‌تواند روزه بگیرد، من در کنگره آموختم که نماز و روزه برای آینده نیست و هرآنچه هست برای همین لحظه است و رمضان یعنی سوزاندن؛ که گناهان ما در این ماه از بین می رود.
موضوع بعدی اتوفاژی است که دانشمندان می‌گویند: اگر شخصی بالای 12 ساعت چیزی مصرف نکند و غذایی نخورد باعث می‌شود که بسیاری از بیماری ها مثل اوره و چربی و مواد مضری که در بدن وجود دارد از بدن خارج شود و بدن سالم تر می‌شود.
آقای مهندس می فرمایند: غذا خوردن درکنار هم  باعث می‌شود محبت بین همدیگر بیشتر شود. روش درمان D.S.T  از ماه مبارک رمضان الهام گرفته است و اهمیت ویژه ای برای اعضاء کنگره دارد. ما دراین ماه باید رشد کنیم وهرسال نسبت به سال قبل پیشرفت بیشتری داشته باشیم و بر نیروهای منفی ونفس خود غلبه کنیم .

دستور جلسه دوم سومین سال رهایی راهنما مسافر ابوالفضل می‌باشد.
ابوالفضل در کنگره خیلی فعال است و با وجود این‌که لژیون او به تأخیر افتاده است ولی با این حال فعالیتش در لژیون سوم بسیار زیاد است و به من خیلی کمک می‎‌کند، همچنین گروه خانواده هم در کنگره از اهمیت بالایی برخوردار است. همسفر ایشان در راه پیشرفت ابوالفضل بسیار موثر بوده است و هر دو وظایفشان را به نحو احسنت انجام می دهند.
ابوالفضل به مدت یک سال نگهبان لژیون سرداربود و تلاش بسیاری در این جایگاه خدمتی داشتند و همچنین راهنمای تازه واردین را هم پشت سر گذاشت و در یکسری از فعالیت هایی نظیر پارک و فراهم کردن صبحانه بسیار منظم و موثر عمل می‌کند.
در آخر برایش آرزوی موفقیت می‌کنم و این رهایی را به خودش، همسفرش و راهنمای گروه خانواده تبریک عرض می‌کنم.
اعلام سفر مسافر ابوالفضل:
آنتی‌‍ایکس مصرفی: تریاک، شیره و الکل. 10 ماه و 15 روز به روش D.S.T  با داروی OT به  راهنمایی آقای امیر حسین  ساسانی سفر کردم و اکنون 3 سال و دو ماه است که رها هستم، رشته ورزشی والیبال.
آرزوی مسافر ابوالفضل: آرزوی من این است که هر تازه واردی که وارد کنگره می‌شود در آخر امر بتواند طعم رهایی را بچشد.
آرزوی همسفرزهرا : آرزو دارم که من و مسافرم و همسفر کوچکم بتوانیم جایگاه پهلوانی را تجربه کنیم و از این حال خوش بهره مند شویم.
سخنان راهنما مسافر ابوالفضل:
سلام دوستان ابوالفضل هستم یک مساف، خداوند را بابت حضورم در کنگره 60 شاکر و سپاسگزارم. تشکر می‌کنم از آقای مهندس و اساتید محترمشان و همچنین از راهنمای بزرگوارم آقا امیر حسین قدردان و سپاسگذارم.
خداوند را شاکرم از داشتن راهنمایی که تمامی آموزش‌های کنگره را به من آموخت، مشخصا بسیار سخت است که بخواهی جا پای استادت بگذاری ولی در حد توانم، آموزش‌های کاربردی را در زندگی پیاده می کنم.
من برای بدست آوردن این جایگاه، سختی زیادی را متحمل شدم، و بواسطه پیدا کردن مسیر درست، بسیاری از تاریکی‌ها را تجربه کردم. من از بچگی سؤالاتی در ذهنم بود و تنها راهی که باعث شد به نور برسم همین تجربه تاریکی‌ها بود. تمام سختی‌ها و ظلمات، سرمایه محسوب می‌شود و تمامی مصرف کنندگان این سرمایه را دارند، چون هر کس وارد مقوله اعتیاد می‌شود باید یکسری از تاریکی‌ها را تجربه کند. یکی از کارهای مهمی که در کنگره انجام دادم فرمانبرداری بود، یعنی شخص با ورود به کنگره متوجه می‌شود، تمام چیزهایی که از قبل داشته است از قبیل؛ افکار، اندیشه ، دانش و معلوماتش هیچ تأثیر مثبتی برایش نداشته و نتوانسته بود اعتیادش را کنار بگذارد.
شکسپیر می گوید: با فکر و اندیشه‌ای که مشکل درست شده است؛ نمی توان با همان فکر و اندیشه مشکلاتت را حل کنی.
خداوند را شکرگزارم که حال خوبی دارم و در جمع شما عزیزان هستم.
از راهنمای همسفرم و از همه شما عزیزان که در این جشن شرکت کردید سپاس‌گزاری می‌کنم.

سخنان راهنما همسفر زهرا :
سپاسگزار خداوند هستم که در این جایگاه قرار گرفتم، سومین سال رهایی آقا ابوالفضل را به خودشان و همسفرشان و آقا امیرحسین عزیز تبریک عرض می‌کنم. در مورد خانم زهرا عزیز اگر بخواهم عرض کنم من واقعا تغییر را در خانم زهرا دیدم، ما هر اسم و جایگاهی که در کنگره داریم در مقابل آن مسئول هستیم، اگر هر کدام از ما وظیفه خودمان را به درستی انجام دهیم خیلی اتفاقات خوبی رخ می‌دهد، خانم زهرا در سفر اول وظایف رهجو را خیلی خوب فرا گرفتند، خانم زهرا خیلی عالی و پر انرژی هستند و در کار لژیون بسیار به من کمک می‌کنند، آرزو دارم که انشالله شال کمک راهنمایی را بر دوششان ببینم. وقتی فردی از سفر اول وارد سفر دوم می‌شود؛ مشترک بیبن این دو سفر است، یعنی هر آن انسان می‌تواند سقوط و برگشت کند و وارد سفر اول بشود، تنها چیزی که می‌تواند ما را از لحظه سقوط دور کند فقط خدمت کردن است. یک سفر دومی که حالش خوب نیست فقط علت آن است که خدمت نمی کند و خانم زهرای عزیز واقعا در سفر دوم پر انرژی خدمت می‌کند.
خانم زهرا در خزانه سردار خدمت و تلاش بسیاری می کنند و من واقعا به ایشان افتخار می کنم.
سخنان همسفر زهرا :
خداوند را بابت بودن در این جایگاه سپاسگزارم، از تمامی عزیزانی که باعث شدند که ما این حال خوش را تجربه کنیم تشکر می‌کنم.
در ابتدا حکایتی از بودا است که از بچگی در قصر زندگی می کند و پدر و مادرش اجازه بیرون آمدن از قصر را به او نمی‌دادند و لی روزی که از قصر به بیرون می آید تازه متوجه زندگی می‌شود که چقدر می‌توان زندگی بالا و پایین داشته باشد و با واقعیت رو به رو می‌شود، من نگاه واقع بینانه ای به زندگی  و واقعیات نداشتم و وقتی که وارد زندگی با مسافرم شدم اصلا مقاومت نداشتم و غرور و منیت زیادی داشتم. بعد از ورودم به کنگره آموزش‌ها بسیار به دلم نشست و این سفر درونی برای من بسیار خوش آیند بود و توانستم به فلسفه زندگی و مرگ و سؤالاتی که در ذهنم بود برسم و با جنگیدن توانستم به سختی های زندگی فائق شوم. مسافرم به واسطه کتاب‌هایی که قبل از کنگره خوانده بود به یکسری از مجهولات زندگی اش رسیده بود ولی خوب درک نمی‌کرد و با ورود به کنگره عاشق کتاب 60 درجه شد و بسیار تلاش کرد و به جایگاه راهنمایی رسید. من خیلی چیزها از ابوالفضل یاد گرفتم و در زندگی مشترکمان هر دو تلاش داریم که به رشد و تعالی همدیگر کمک کنیم. از همه شما عزیزان  که در این جشن شرکت کردید تشکر می‌نماییم.

تایپ: مسافران امید، مهرداد و بهزاد
تنظیم و ارسال: مسافر بهنام

نمایندگی خواجو

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .