روز پنجشنبه 96/10/14 جلسه چهارم از دور پانزدهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی با نگهبانی مسافر علی٬ دبیری مسافر مجید و استادی مسافر جلال با دستور جلسه: «کمک کنگره به من و کمک من به کنگره» و دستور جلسه دوم: (سومین سال رهایی مسافر قاسم) رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

دستور جلسه این هفته یک ظاهر و یک باطن دارد که یکی صور آشکار و دیگری صور پنهان نام دارد. در قسمت ظاهری یا صور آشکار این دستور جلسه ما پی به این مسئله میبریم که در طی یازده ماهی که یک مسافر سفر میکند یک سری خدمتهایی به او میشود و افرادی هستند که آن مسافر را هدایت میکنند که در رأس آنها آقای مهندس هستند که باعث میشود سفر خوبی داشته باشیم.
آقای مهندس همیشه میگویند که هیچکدام از ما هیچگونه بدهی به کنگره نداریم و به دلیل اینکه کنگره 60 در صراط مستقیم و الهی قرار دارد اگر کسی برای کنگره خدمتی انجام میدهد بدون هیچ دستمزد و پاداشی است و این راه ادامه مییابد. آقای مهندس راهی را شروع کردند که پایان آن دست هیچکدام از ما نیست. ما باید به یاد بیاوریم که قبل از کنگره چه شرایط، اعتبار و امتیازاتی داشتیم والان چه شرایطی داریم، قبل از ورود به کنگره از صحبت کردن، گرفتن حقوحقوقمان، برخوردهای اجتماعی و ... در چه وضعیتی بودهایم و الان در چه وضعیتی هستیم.

وقتی این مسائل را به یاد میآوریم متوجه میشویم که همه خدمتهایی که در کنگره انجام دادهایم به خودمان بوده و هیچ کاری برای کنگره انجام ندادهایم و خدمتهایی بوده که کنگره برای من انجام داده است. اگر ما بخواهیم به قسمت دوم دستور جلسه که همان کمک من به کنگره است عمل کنیم باید به قوانین و حرمتهای کنگره احترام بگذاریم با این کار درراه حرکت و رسیدن کنگره در مسیر الهی تلاش میکنیم. برای مثال در مسائل سیاسی وارد نشویم ، پوششمان (لباس سفید، تمیز و مرتب) را رعایت کنیم، در جلسه از موبایل استفاده نکنیم، در آخر جلسه با همدیگر صحبت نکنیم و ... تا مسیر حرکت کنگره را هموار کنیم و همه این مسائل که در قالب قوانین و حرمتهای کنگره بیانشده است کمکی بزرگ میباشد به سفر اولیها و هدف والایی که کنگره دارد.
دستور جلسه دوم تولد سومین سال مسافر قاسم:
بسیار خوشحالم و امیدوارم که همیشه شاهد این تولدها و رهاییها باشیم. آقا قاسم در شعبه استیجاری شیخ بهایی جزو اولین افراد لژیون من بودند، ایشان حساسیت زیادی در مورد انتخاب لژیون داشتند و بعد از چند هفته در لژیون من آمدند و در طول سفر از هیچ خدمتی دریغ نمیکردند ایشان دبیر لژیون بودند، ایشان حلاوت و شیرینی خدمت را در سفر اول احساس کردند. مرتب، منظم و سروقت در جلسات حاضر میشدند و در سفر دوم در قسمت اوتی و مبصری کلینیکها خدمت میکردند والان هم در دوره دوم خدمت در مرزبانی میباشند و راز موفقیت ایشان هم همین خدمتها بوده است.

پس از سخنان استاد٬ مشارکت مسافران و همسفران و قرائت آوای کنگره سومین سالروز رهایی مسافر قاسم را با شور و شوق فراوان جشن گرفتیم:

اعلام سفر مسافر قاسم:
مدت تخریب:19 سال_آنتی ایکس مصرفی: شیره، متادون و تریاک- روش درمان: دی اس تی _ داروی درمان: اوتی_مدت سفر: 11 ماه و 25 روز _ نام راهنما: آقا جلال – مدت رهایی: سه سال



آرزو همسفر حسین: آرزو میکنم همه افرادی که پدر و مادر دارند در پناه خداوند باشند.

آرزو مسافر قاسم: آرزو میکنم همه عزیزانی که مشکل خانه و سرپناه دارند صاحبخانه و سرپناه شوند.

سخنان مسافر قاسم:
بسیار خوشحالم که امروز سومین سال رهاییم را جشن میگیرم. خوشحالم که پدر و مادرم و همسفرهای عزیزم در این جشن زیبا و پرانرژی شرکت کردند و به خاطر اذیتهایی که در زمان مصرف برای این عزیزان ایجاد کردم معذرت میخواهم و دست این عزیزان میبوسم و امیدوارم بتوانم در طول زندگی زحمات این عزیزان را جبران کنم.
در سال ۷۳ بود که مادرم مقداری مواد در جیب من پیدا کردند، مادرم مرا صدا زدند و گفتند اینها چیست؟
من هم جواب درستی به ایشان ندادم و ایشان در جواب من گفتند : دنبال مواد مخدر نرو که آخر و عاقبت ندارد و گرفتار میشوی و آینده خودت و بقیه را خراب میکنی. زمانی که ازدواج کردم، همسرم متوجه اعتیاد من بودند اما به روی خودشان نمیآوردند و عکسالعملی نشان نمیدادند. من در دوران مصرف ایشان را خیلی اذیت کردم که امیدوارم بتوانم جبران کنم.

یکی از اقداماتی که برای درمان اعتیاد قبل از ورود به کنگره انجام دادم این بود که به انجیویی رفتم و اقدام به ترک مواد کردم ولی متأسفانه یا خوشبختانه یک سال بیشتر دوام نیاوردم و در طول یک سال هم بهنوعی تحمل میکردم و دوباره بعد از یک سال به مصرف مواد روی آوردم. تا اینکه یک روزی یکی از دوستان پیام کنگره را به من دادند ولی من به دلیل ترس از ترک و تحمل مصرف نکردن مواد میترسیدم و بعد دو سال به کنگره آمدم و با مشاورهای که من را کردند متوجه شدم که بین ترک مواد و درمان آن فرقی وجود دارد و من باید درمان شوم.
از آقا جلال کمال تشکر رادارم من از ایشان در طول سفر اول و در سفر دوم آموزشهای زیادی گرفتم. از راهنمای درمان سیگارم آقا بهزاد هم سپاسگزارم و امیدوارم بتوانم جبران ذرهای از زحمات این بزرگواران را بکنم. از آقای مهندس، خانم آنی، برادران هم لژیونی، گروه اوتی و گروه مرزبانی و همه خدمتگزاران کمال تشکر رادارم.

در ضمن در این جلسه کمک راهنمایانی که در روز دوشنبه از آقای مهندس شال کمک راهنمایی دریافت کردند خودشان را معرفی کردند.
تایپ: مسافر مجید
عکاس: مسافر رضا
ارسال: مسافر مصطفی
نمایندگی شیخ بهایی اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
3044