سلام دوستان ناهید هستم راهنما یک همسفر
ترس به معنای احساسی است که در مقابل از دست دادن چیزی یا مقامی که خیلی دوست داریم به وجود میآید. یک ترس برای انسانها واژه مرگ هست، اگر تصور انسان بر این پایه باشد که مرگ پایان زندگی است و با مرگ همهچیزتمام میشود، دچار ناامیدی میشود و زندگی برایش بیمعنا میشود؛ اما در این وادی برای ما مطرح میکند که هر فعالیت یا کاری که انجام میدهیم یک خط بهحساب میآید و هر موقع که این فعالیت یا خط تمام شد و نقطهای به نشانه پایان گذاشتیم، باز خط دیگری شروع میشود و این باعث امید در ما میشود که هستی ادامه دارد و نیستی وجود ندارد، به عبارتی نیستی هم خود یک هستی است.
این وادی به ما بیان میکند که یومالفصلهای زیادی را باید تجربه کنیم و آگاه باشیم که هر خطی را که از دست دادیم خطی دیگر و شاید بهتر را شروع میکنیم. خط خمر که خط چهارم نیز نامیده میشود در حقیقت همان مواد شبه افیونی بدن ما است که مانند خونی است که در رگهای ما جریان دارد و تمامی حالات و ویژگیهای ما به این خط بستگی دارد، اگر این خط بهخوبی کار کند ما در بهشت زندگی میکنیم ولی اگر درستکار نکند دچار انواع بیماریهای جسمی و روانی و سردرگمیها میشویم، ما با حرکت در مسیر ارزشها و دوری از ضد ارزشها باعث تقویت این خط میشویم.
سلام دوستان بهار هستم یک همسفر
در هستی همهچیز آغاز و پایانی دارد. وادیها راه و روش زندگی کردن را به ما آموزش میدهند و ابزار لازم را در اختیار ما قرار میدهند تا با عمل کردن به این وادیها به صلح و آرامش دستیابیم و از زندگی خوبی برخوردار شویم. وادی سیزدهم بیان میکند که پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است. نکته مهمی که در این وادی بیانشده، اینکه نقطه پایان نیست بلکه یک آغاز است! برای اینکه از تاریکی و جهل به روشنایی و دانایی رسید؛ بنابراین برای رسیدن به نتیجه دلخواه باید تغییرات آرامآرام صورت گیرد. انسان فنا ندارد بلکه بقا دارد و فاصله بین تولد تا مرگ فرصت زندگی کردن و آموختن است و بعد از مرگ زندگی ادامه دارد و در پایان هر مرحله، مرحله دیگری آغاز میشود.
در سی دی آغاز و پایان هم آقای مهندس فرمودند: «بین آغاز و پایان باید نتیجهای مثبت یا منفی داشته باشیم و شخص مصرفکننده اگر به درمان نرسد و تغییر نکند با همان ویژگی وارد جهان دیگر میشود و انسان با اختیاری که دارد میتواند در هرلحظه خط یا مسیر زندگی خود را تغییر دهد و با تفکر خطوط زیبایی را در مسیر ارزشها ترسیم نماید و با مشکلات که روبهرو میشود از حرکت بازنایستد که اگر مشکلات و سختیها نباشند، دیگر حیاتی وجود نخواهد داشت چون تلاشی صورت نمیگیرد». همهچیز در حال حرکت و چرخش است و هیچچیز در حال سکون نیست.
در زندگی ما باید تغییرات آرامآرام صورت گیرد و اگر این تغییرات در جهت ارزشها باشد، زندگی ما سرشار از صلح و آرامش خواهد بود. زمانی که تبدیلات فقط ظاهری و بدون تغییرات اساسی باشد تبدیلی هم انجام نمیگیرد. مثل میوه کالی میماند که ارزشی ندارد. تبدیلشدن بدون تغییرات امکانپذیر و به همین سادگی نیست باید سالها طول بکشد تا به انسان کاملی تبدیل شویم؛ مثل یک جنین وقتی کامل شد مرحله ترخیص انجام میگیرد. تغییرات در دو قسمت انجام میشود در فیزیولوژی (جسم) به روش DST و در افکار و کردار با آموزش گرفتن و پالایش انجام میشود تا بتوان به رودی خروشان تبدیل شد.
من با آموزش گرفتن و بالا بردن اطلاعات و آگاهی میتوانم از سکون و راکد ماندن جلوگیری کنم و از یک مرحله وارد مرحله دیگری شوم. اگر در صراط مستقیم باشیم و قوانین زندگی را بدانیم و کارهایمان را بهدرستی انجام دهیم این پایانها و آغازها شیرین خواهد بود و نقطه بعدی را بهخوبی آغاز خواهیم کرد. لحظهای که تصمیم به حرکت میگیریم و حرکت میکنیم پایان سکون و ناامیدی و شروع امیدواری و حرکت در مسیر روشنایی است؛ مثل شخصی که در کنگره سفرش را آغاز میکند قطعاً این آغاز را پایانی است و آغاز هر حرکت درست پایانی دلنشین دارد و اینجا پایان همان رهایی است و این پایان آغاز دیگری دارد و شروع سفر دوم است. در این وادی نوید امیدواری را به ما میدهد؛ زیرا بعد از غروب خورشید طلوعی زیبا و خواهد بود. هر موجود کمالی دارد و دوست دارد که به آن برسد و کمال انسان روح اوست که کار زیبا و نیت خوب همه از روح پاک خبر میدهد.
سلام دوستان بنتالهدی هستم یک همسفر
انسان سهبعدی میداند که در صور پنهان خودش، دارای پنج حس پنهانی است که دقیقاً مشابه حواس ظاهری هست که به آنها پنج حس بیرونی میگوییم. بهعبارتیدیگر انسان سهبعدی، در شرایط خاص میتواند رؤیت کند اما نه با این چشم میتواند بشنود اما نه با این گوش! البته همه انسانها بهصورت غیرارادی و در خواب از حواس پنهان یا بیرونی خود استفاده میکنند؛ اما خود آنها را باور ندارند. انسان سهبعدی بهصورت ارادی و در شرایط خاص و طبق محدودیتهای خاصی قادر به استفاده از حواس بیرونی خود هست. انسان سهبعدی آگاهی دارد که یک حس دیگر نیز وجود دارد که به آن حس یازدهم میگوییم که مترجم و یا واسطهای است بین پنج حس ظاهری و یا درونی با پنج حس پنهان یا بیرونی که عموم مردم آن را به نام حس ششم میشناسند.
بهغیراز مطالب فوق، انسان سهبعدی متوجه میشود که غیرازاین جسم خاکی دارای شش پیکره یا جسم دیگر نیز هست که هرکدام دارای طولموج و یا ارتعاش خاصی هستند؛ بنابراین انسان سهبعدی به کمک سایر پیکرهها و حواس پنهانیاش قادر است در شرایط خاص از مرزهای زمان و مکان عبور کند و با سایر جهانهای آفرینش ارتباط برقرار نماید و اطلاعات و آگاهیهای لازم را کسب نماید. به دیگر سخن؛ انسان سهبعدی با یازده حس و هفت پیکره برای سیستم عقل، مطالب را جمعآوری میکند؛ ولی انسان دوبعدی این کار را آگاهانه با یک جسم و پنج حس انجام میدهد. در این شرایط انسان سهبعدی از ابزار بیشتری برخوردار هست به همین دلیل مطالبی که برای انسان سهبعدی روشن و یا درک میشود برای انسانهای دوبعدی قابل حس و قابلباور نیست.
سلام دوستان فاطمه هستم همسفر
موضوع اصلی این وادی «پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است» هست اینکه در هستی هیچچیزی در حال سکون نیست و هرکدام از موجودات در حیات خویش در حال گرفتن قدرت و آموزش از قدرت مطلق هستند تا با اختیاری که دارند، راه و مسیر تکاملی خود را بهتر پیدا کنند و با تفکر و اندیشه درست و سالم به حیات خود ادامه دهند و متوجه این موضوع شوند که اگر در حیات دورهای تمام شود، دورهای دیگر آغاز میشود و مشکلات به گونههای مختلف همیشه وجود دارند. هرگاه درراه و مسیر مشکل ایجاد میشود اگر ما توانستیم در مقابل این رویدادها سه مرحله تغییر، تبدیل و ترخیص را باتجربه و عمل کردن سپری کنیم و نتیجه آن را مشاهده کنیم، انسان دوبعدی میشویم. انسانی که در صلح و آرامش زندگی میکند خود را گرفتار مسیر ضد ارزشها نمیکند و قادر است برای هر مسئله راهحل پیدا کند.
خطوط عقل، عشق، ایمان و خمر او بهدرستی کار میکند و شرایط زندگی خود را بهگونهای مهیا میکند که باعث سالم نگهداشتن و فعال بودن چشمهها و نهرهای خمر خود میشود؛ بنابراین درک میکند که آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است. این وادی انسان را به امیدوار بودن و موفقیتهای زندگی سوق میدهد تا از حرکت بازنایستد و آرامش درونی خود را حفظ کند.
سلام دوستان عارفه هستم یک همسفر
در وادی از قلم صحبت به میان آمده که همان عملکرد ماست که اگر اجرایی شود، رود خروشان تشکیل میدهد و محتوا را به انسان میرساند. اینها اهداف بشر را تشکیل داده و آنچه تصور میکند به تصویر که همان حقیقت موضوع است میرساند و با فرایزدی به مکانی که فرمان است خواهند رفت که ابتدا و انتها ندارد از آسمان به زمین و بالعکس خواهد بود. درواقع این وادی بیانگر یوم الفصل است روز جدایی یا لحظهای که از یک مرحله وارد مرحله دیگر میشویم. هر زمان که به پایان یک نقطه میرسیم، لحظهای به نام یوم الفصل وجود دارد که سپس در آغاز خط دیگری است مثل موقعی که کیسه آب درون شکم مادر میترکد و نوزاد متولد میشود یا لحظه ازدواج یا طلاق یا زندان و یا استخدام و...
در زمین هم یومالفصل او در هم پیچیدن خورشید، تیرگی ستارگان، شکافتن آسمان و روان شدن کوهها، لبریزی دریاها و زلزله مهیب زمین و بیرون ریختن آنچه درون دارد است. برای اینکه خط دیگری آغاز شود، سه مورد تغییر، تبدیل و ترخیص باید صورت گیرد. تغییر یعنی ذرهذره به هدف نزدیک شویم؛ برای مثال حرکت دلو (سطل) به سمت آب داخل چاه و تبدیل یعنی مرحلهای که اگر خالی بودی پر از دانستهها شوی؛ مثل تبدیل دلو خالی به دلو پر از آب و ترخیص یعنی مرحلهای که با آن دانش بتوانیم کاری را اجرایی کنیم؛ مثل دلو پر از آب با کمک چرخ چاه از چاه خارج شود.
در این وادی بیان میشود پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است، همیشه همهچیز در حال چرخش است و سکون ندارد و فقط حقیقت تغییرپذیر نیست. بیشتر درد بشر از دانشهای کشف نشده است؛ بنابراین باید زیباترین عمل را که کاوش در دنیای علم است سرلوحه خود قرار دهیم تا دانش کشف نشده را پیدا کنیم و اگر انسان آواره است به خاطر نبودن تفکر و اندیشه او هست. پس باید به ارزشها اهمیت داد و تنها راه آن صراط مستقیم است. با امتداد یک نقطهبهنقطه دیگر خط یا اتصال به وجود میآید که از نمونههای خطوط همان کار، تفریح، عشق و ورزش، پول و... است.
درراه زندگی انسانها به سه دسته تقسیمبندی میشوند ۱_ تکبعدی ۲_ دوبعدی ۳_ سهبعدی. انسانهای تکبعدی مانند یک خط هستند که گرفتار مشکل میشوند و قادر به حل نیستند و قدرت خروج از بحران را ندارند. انسان دوبعدی در صلح و آرامش زندگی میکند، برای جامعه مفید است و انسانها را دوست دارد و انسانها هم او را دوست دارند و در زمان بروز مشکل با پیدا کردن راهحل مناسب آن را حل مینماید. انسان دوبعدی برای سیستم عقل مطالب را آگاهانه با یک جسم و پنج حس ارسال میکند، انسانها برای اینکه تنها نباشند نیازمند مثلث عقل، عشق و ایمان هستند که از تکبعدی به دوبعدی و از خط به سطح وارد میشود. اگر بخواهیم سه ضلع مثلث، رشد و فعالیت یابد نیازمند بستری هستیم که نام آن خط خمر است که اگر درستکار نکند، خطوط این مثلث قادر به کار کردن نیستند و بالعکس.
یکی از عوامل اصلی بروز بیماریهای جسمی، روحی و روانی عدم تعادل یا عملکرد خط نامرئی است؛ اما انسان سهبعدی در شرایطی طبق محدودیت خاص، قادر به استفاده از حواس بیرونی خود هست و در شرایط خاص میتواند از مرزهای زمان و مکان عبور کند و نشانه آن عقل، عشق، ایمان و خمر است و هیچگاه ادعا نمیکند که من از دیگران بیشتر آگاه هستم، دوستدار همه موجودات است و رفتار عجیبوغریب از خود بروز نمیدهد، در دخمههای عجیبوغریب زندگی نمیکند. انسان سهبعدی با یازده حس و هفت پیکره برای سیستم عقل مطالب را جمعآوری میکند که از ابزار بیشتری برخوردار است. آنچه برای انسان سهبعدی درک میشود برای انسان دوبعدی قابل حس و باور نیست. انسان سهبعدی دارای حس دیگری هم است که نام آن حس ششم است که درواقع همان حس یازدهم است که مترجم یا واسطهای بین پنج حس ظاهری یا درونی با پنج حس پنهانی یا بیرونی است.
سلام دوستان مریم هستم یک همسفر
در علومی که برای شناخت انسان درس داده میشود، دانشمندان فقط توانستند به صور ظاهر دست یابند؛ اما تا زمانی که صور پنهان انسان شناخته نشود به هیچچیزی پی نخواهیم برد. در کل موجودات به سه قسمت تقسیم میشوند ۱_ موجودات یکبعدی ۲_ موجودات دوبعدی ۳_ موجودات سهبعدی. هرچه به جلو میرویم از تعداد انسانهای بدطینت کم میشود و انسانهای پاکسیرت زیاد میشوند. به انسان اختیار کامل دادهشده تا خود انتخاب کند و بیاموزد آنچه را که نمیداند و وقتیکه دانست، متوجه شد که از قوه به فعل درآوردن دانستهها، راهی است بسیار سخت و سنگین که در این وادی بیان میشود.
پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است؛ برای مثال تولد و مرگ هرکدام یک نقطه هستند. نقطهها در زمین و آسمان خط میشوند که میتواند هم مرئی و هم نامرئی باشند. انسان در هرکجا قرار دارد، اختيار کامل دارد که در هرلحظه خط یا مسیر خود را اگر بر وفق مراد نیست تغییر دهد، مسئله اصلی این است که ما چگونه و از چه راهی برای حل این مشکل اقدام کنیم. تمام آوارگیهای انسان به علت نبودن تفکر و اندیشه در آنهاست، حل مشکل از خود مشکل مهمتر است، گاهی اوقات ما میخواهیم مشکلی را حل کنیم؛ اما صدتا مشکل بزرگتر را به وجود میآوریم.
انسانهایی که گرفتار مشکل میشوند و قادر به حل آن نیستند موجودات تکبعدی هستند؛ مثل افرادی که گرفتار الکل و مسیرهای غلط در زندگی میشوند و یا افرادی که فقط به فکر پول درآوردن هستند. انسانهای دوبعدی در صلح و آرامش زندگی میکنند و برای جامعه مفید هستند و موقع پیدا شدن مشکلات قادر به پیدا کردن راهحل هستند. انسانهای سهبعدی با یازده حس و هفت پیکره برای سیستم عقل مطالب را جمعآوری میکند و عقل، عشق، ایمان و خمر او به مرحله لازم رسیده است، همه هستی را دوست دارد و هیچگاه ادعای واهی ندارد چون انسان هرچه بیشتر بداند متوجه میشود که چقدر نمیداند و خوب میداند که پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است.
رابط خبری: همسفر منیر رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون پنجم)
عکس: مرزبان خبری، همسفر فرح
ویراستاری و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر سمیرا (لژیون شانزدهم)
همسفران نمایندگی میرداماد اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
628