سومین جلسه از دوره ششم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ ویژه همسفران نمایندگی نایین با استادی راهنما تازهواردین همسفر سمانه، نگهبانی راهنما همسفر افسون و دبیری همسفر طاهره با دستور جلسه جهانبینی در ورزش روز دوشنبه ۶ آذرماه ۱۴۰۲ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار نمود.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
خدا را شاکر و سپاسگزارم که یکبار دیگر توانستم در این جایگاه قرار بگیرم و آموزش ببینم.
دستور جلسه امروز جهانبینی در ورزش است. خدا را شکر به کنگره آمدیم و باعث شد دید ما نسبت به زندگی عوض شود و محیط پیرامون خود را درست ببینیم؛ من قبل از اینکه وارد کنگره شوم دید درستی نسبت به زندگی نداشتم؛ یعنی مفاهیم زندگی را برعکس متوجه میشدم و این دیدی که الان به زندگی دارم را قبلاً نداشتم. آقای مهندس در صحبتهای خود فرمودند: «جهانبینی مربوط به یکرشته خاص نیست و هر چیزی که در اطراف ما یا جهان پیرامون ما وجود دارد جهانبینی است.» یعنی پدر، مادر، فرزندان، کار خوب و کار بد، همه اینها جهانبینی میشود و ما باید به همه اینها توجه داشته باشیم.
آقای مهندس فرمودند: «بالاترین هنر، هنر زندگیکردن است و بالاترین علم، علم زندگیکردن است.» من قبل از ورودم به کنگره چنین موضوعی را اصلاً نمیفهمیدم و نمیدانستم زندگی یعنی چه! زندگی من روال معمولی را طی میکرد، شب و روز میگذشت و کارهای تکراری و هیچ انگیزهای برای ادامه زندگی نداشتم؛ ما علم بهتر زندگیکردن را در کنگره یاد میگیریم که این همان جهانبینی میشود. خدا را شکر امروز اثری از آن ناامیدیها در من وجود ندارد و در خودم دیدم که ذرهای از جهانبینی که آقای مهندس به ما آموزش میدهند در من رشد داشته و دید من به زندگی عوض شده است.
آقای مهندس فرمودند: «جهانبینی یعنی دیدن جهان و دید ۳۶۰ درجه به زندگی داشته باشیم، نه اینکه از سوراخ کلید به زندگی نگاه کنیم.» من این جمله را بارها شنیده بودم؛ ولی هیچ موقع مفهوم آن را نمیتوانستم درک کنم و با تکرار دستور جلسات این جملات برای من قابلدرک شد و متوجه معنی آنها میشوم.
حال اگر بیاییم روی جهانبینی در ورزش و بخواهیم در مورد آن صحبت کنیم باید بگویم من اضافهوزن داشتم و ورزش انجام میدادم، اما به چه نیتی؟ از همان سوراخ کلید جهان را میدیدم؛ یعنی باشگاه میرفتم و خودم را اذیت و خسته میکردم و دنبال معرکهگیری بودم و این همان نگاهکردن از سوراخ کلید بود؛ اما حالا به کنگره آمده و آموزش گرفتم و دید من نسبت به ورزش عوض شده من حتی در خواب هم نمیدیدم که صبح جمعه ساعت ۶ از خواب بیدار شوم در گرما و سرما برای ورزشکردن به پارک بروم و خدا را شکر الان این اتفاق در زندگی من افتاده و با شوق و اشتیاق برای ورزش به پارک میروم و این به نظر من همان دید ۳۶۰ درجه به زندگی است. قبلاً با زور به باشگاه میرفتم که کاهش وزن داشته باشم، اما الان با اشتیاق ورزش انجام میدهم که بدن یا جسمی سالم داشته باشم. این تغییر نگاه است و یعنی من دیگر از سوراخ کلید به ورزش نگاه نمیکنم.
آقای مهندس فرمودند: «کنگره حرمت دارد و حرمت کنگره میشود جهانبینی و ما باید یاد بگیریم که به حرمت و قوانین احترام بگذاریم.» این یعنی کنگره حرمتهایی دارد و در زمین ورزش هم باید حرمتها را اجرا کنیم، برای مثال هر چه داور میگوید حتی اگر اشتباه هم بکند باید حرف داور را قبول کنیم و به او احترام بگذاریم؛ مثل همان احترامی که در کنگره به جایگاهها میگذاریم. آقای مهندس فرمودند: «اگر شالی را گردن چوب خشکی هم انداختیم شما موظف هستید که به آن شال و آن جایگاه احترام بگذارید.» حالا ما اگر ببینیم داور یا ورزشبان چیزی را اشتباه میگوید باید به جایگاه او احترام بگذاریم و حرمتها را حفظ کنیم.
ورزش برای مسافران مکمل درمان است و برای ما همسفران هم همین حکم را دارد که آنچه در کنگره یاد گرفتیم بتوانیم در ورزش و پارک آنها را عملی کنیم. برای شخص خودم پیش آمد که در ورزشبانی والیبال دچار مشکلاتی شدم و میخواستم ثابت کنم که من مقصر نیستم، اما خدا را شکر خیلی زود با آموزشهای کنگره متوجه شدم که من برای چه در این جایگاه قرار گرفتهام؟ برای اینکه بتوانم در لحظات سخت خودم را کنترل کنم و بتوانم تصمیم درست بگیرم و یاد گرفتم اگر در پارک مشکلی پیش آمد اول به درون خودم رجوع کنم و ببینم مشکل چیست و سعی کنم راهی پیدا کنم تا مشکل حل شود.
آقای مهندس فرمودند: «ما در کنگره برد یا باخت نداریم؛ یا میبریم یا میآموزیم.» این بسیار قشنگ و زیبا است. در یکی از وادیها آقای مهندس به این موضوع اشاره کردند که بازیکن معروفی بودند که در بازیهای جام جهانی دست بازیکن دیگری را گاز گرفتند و این نشاندهنده عدم جهانبینی است. در پارکهای بزرگ جمعیت بسیار زیادی از افراد کنگره جمع میشوند و همه یک زمانی مصرفکننده بودند و بدون هیچگونه دعوا و درگیری ورزش برگزار میشود و اینها همه نشئتگرفته از درستشدن جهانبینی است.
همچنین آقای مهندس فرمودند: «ما باید نظموانظباط را یاد بگیریم و به همدیگر احترام بگذاریم تا بتوانیم آنچه را یاد گرفتهایم در پارک هم اجرا کنیم.» ورزشی که انجام میدهیم مهم نیست و نتیجه آن مهم است. یعنی چه؟ یعنی ما به پارک نمیرویم بهعنوان برد یا باخت یا اینکه به کسی ثابت کنیم که ما ورزش یاد گرفتهایم، ما به پارک میرویم که آن حال خوش را دریافت کنیم. چند ساعتی در کنار همدیگر هستیم صبحانه میخوریم و بعد ورزش میکنیم که در کنار هم آموزش ببینیم و به حال خوش برسیم و این همان چیزی است که ما از ورزشکردن میخواهیم.
مسافر من در سالهایی که مصرفکننده بودند حتی روزهای کاری هم بهزور از خواب بیدار میشدند و همیشه یک ساعت با تأخیر سرکار میرفتند و با ورزش هیچ آشنایی نداشتند. یعنی نمیتوانستم تصور کنم که مسافر من روزی صبح زود به پارک بیاید و پشت تور والیبال قرار بگیرد و الان خدا را شکر این اتفاق افتاده و آقای مهندس میفرمایند: «این یعنی همان برندهشدن، وقتی میتوانیم صبح زود از خواب بیدار شویم، به استخر و پارک برویم؛ یعنی برنده هستیم.» یعنی از تاریکیها و ناامیدیها بیرون آمدهایم. ما در کنگره ۱۴ رشته ورزشی داریم؛ امیدوارم بیشتر حضور فعال در پارکها داشته باشیم و از رشتههای ورزشی حمایت کنیم تا جسم سالمتری داشته باشیم.
در ادامه جلسه تقدیر از مسئول امتحانات راهنما همسفر مینا انجام شد و به راهنما همسفر افسون تبریک عرض میکنیم.
.jpg)
.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر سارا و مسافر رسول
تایپ: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر محبوبه(لژیون اول)
ویراستار: همسفر سمانه راهنمای تازهواردین
عکاس: همسفر سارا، مرزبان خبری
ارسال: همسفر طیبه راهنمای تازهواردین
همسفران نمایندگی نائین
- تعداد بازدید از این مطلب :
550