اول از همه خدا را شکر میکنم که من و مسافرم را در چنین مسیری قرار داد که روز به روز بیشتر از دروازه وجود خودمان عبور کنیم و بیشتر به خود و خدا نزدیک شویم؛ چون به نظرم مسیر کنگره مثل راه هستی است و همه چیز درست و دقیق سر جایش است و قانونهایی دارد که اگر در مسیرش قرار داشته باشیم، روز به روز حال دلمان خوب میشود و میتوانیم راحتتر زندگی کنیم.
الان در این قسمت از زندگی که من و مسافرم به آن رسیدهایم برمیگردم به گذشته نگاه میکنم انگار اصلاً آن دو تا آدم قدیم غربیههایی بودند که حتی دوستداشتن همدیگر را هم بلد نبودند و کلی تفاوت دارند با این شقایق و رامینی که الان هستیم.
از همینجا دستان آقای مهندس رو میبوسم که گویی دستان خود خداست و یک زنجیر محکم آهنی است که همه ما را بههم وصل کرده است برای بودن، برای پیدا کردن خودمان، برای درست زیستن.
این هفته هفته گلریزان است. امیدوارم که حداقل کاری را که از دستم برمیآید بتوانم انجام بدهم و عضو لژیون سردار بشوم و بتوانم این زندگی دوبارهای را که کنگره به من و مسافرم هدیه داد جبران کنم و امیدوارم در آینده بتوانم یکی از پهلوانهای شعبه خودمان باشم که واقعاً آرزوی قلبی من است.
در آخر از راهنمای خوب خودم خانم الهه عزیزم تشکر میکنم که آموزشهای کنگره را به خوبی به ما انتقال میدهند. الهی که راه زندگی مهندس عزیزم و خانواده محترمشان و همه کسانی که در این مسیر خدمت میکند سبز و پر نور باشد.
نویسنده: همسفر شقایق رهجوی راهنما همسفر الهه از لژیون یکم
ویراستار: همسفر عارفه رهجوی راهنما همسفر حلیمه از لژیون سوم
ارسال مطلب: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر راضیه از لژیون چهارم
مرزبان خبری: همسفر نرجس
- تعداد بازدید از این مطلب :
351