نوشتن با دست، قسمت بسیار حیاتی از مغز را به منظور یادگیری فعال میکند که متاسفانه در صورت اجتناب از نوشتن برای مدت طولانی، این توانایی از دست خواهد رفت. نوشتن تاثیر بسیار عمیقی در یادگیری دارد. پژوهشگران تاکید دارند که احساس گرفتن قلم در دست و کشیدن آن روی کاغذ، قسمتی از مغز را به نام موتور حافظه، سنسوری موتور فعال میکند و با استفاده از قلم و نوشتن، شناخت بصری فرد از حروف و کلمات تقویت میشود و باعث میشود فرد به کلماتی که مینویسد فکر کند.
اگر تا به حال نوشتن مطالبی که میخواهید یاد بگیرید را تجربه نکردهاید، میتوانید یکبار این کار را انجام دهید تا تفاوت خواندن و گوش دادن را با نوشتن احساس کنید. برای اینکه این تفاوت را بهتر لمس کنید، باید حداقل یکبار تجربهی پیادهروی از خیابانی که همیشه با اتومبیل از آن عبور میکنید را داشته باشید؛ اگر بخواهید بعد از هر کدام از دو حالت اتومبیلسواری و پیادهروی، مناظر آن خیابان و آنچه را که دیدهاید توصیف کنید، در حالت اتومبیلسواری شاید یک یا دو صفحه بیشتر نتوانید بنویسید و شرح دهید؛ ولی در حالت پیادهروی میتوانید چند برابر حالت قبل راجعبه مناظری که دیدهاید توضیح دهید و چندین صفحه بنویسید. در حالیکه هنوز از توضیحاتتان راضی نیستید. در واقع پیادهروی صحنه آهسته اتومبیلسواری و نوشتن صحنه آهسته خواندن و گوش کردن است.
وقتی صرفاً میخوانید و یا گوش میکنید، میزان حواس پرتیتان بیشتر است، چرا که فقط چشم یا گوش شما است که مجبور به دیدن یا شنیدن است؛ ولی حین نوشتن دستتان هم دخیل است و ذهنتان هم باید دقت بکند که درست بنویسد، این باعث میشود که تمرکزتان بر آنچه مینویسید بیشتر باشد و تمرکز بیشتر هم شرایط را برای فهم بهترو کاملتر مهیا میکند.
خیلی وقتها که چیزی را یاد نگرفتهاید، حین نوشتن در ذهنتان جرقه میزند و فهمتان نسبت به آن چیز کامل میشود. از طرفی برای حفظ و یادگیری یک عبارت، فرمول یا هر چیز دیگری حین نوشتن آن، در واقع جزئیات آن را نیز زیر ذرهبین قرار میدهید و به ریز و درشت مفاهیم آن مطالبی که قرار است فرا گرفته شود، دقت میکنید. در نتیجه ماندگاری آن در ذهنتان بیشتر میشود.
علاوه بر مطالب گفته شده فرایند قرار دادن خودکار بر روی کاغذ و نوشتن از روی یک جزوه چاپی یا یک سخنرانی ضبط شده، منجر به هک شدن دانش در مغز میشود. در فرایند نوشتن همراه با خواندن یا گوش دادن تعداد زیادی از حواس افراد دخالت دارند و هنگام نوشتن با دست، مغز بازخوردی از ماهیچهها و نوک انگشتانمان دریافت میکند و مکانیزم یادگیری را قویتر میکند.
این برای تمام کسانی که فقط یکبار مطلبی را که میخواهند یاد بگیرند نوشتند، کاملاً اثبات شده است. همچنین میدانیم که نوشتن نیاز به فعالیت و تلاش فکری بیشتر و همچنین زمان بیشتری دارد و در نتیجه به یادسپاری مطالب کمک زیادی میکند. از آنجایی که نوشتن با دست، نیاز به زمان بیشتری نسبت به خواندن یا گوش دادن دارد بخش تمپورال مغز که در یادگیری نقش دارد نیز فرایند یادگیری را تحت تاثیر قرار میدهد.
کنگره ۶۰ یک مرکز علمی و تحقیقاتی و آموزشی در حوزه اعتیاد و درمان میباشد که طبق بند چهارم قوانین داخلی خود خط مشی آن بر اساس آموزش، پیشگیری، مهار و راهنمایی درمان اعتیاد و نیز اصل جاذبه است. مسئله آموزش در کنگره ۶۰ از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است و ما در کنگره در قالب یک آکادمی یا مرکز دانشگاهی پویا مدام در حال آموزش و فراگیری هستیم. لحظه به لحظه حضور ما در کنگره ۶۰ یعنی آموزش دیدن و به طور کلی میتوان گفت کل ساختار کنگره ۶۰، آموزشی است و حتی آموزشدهندگان نیز خودشان در حال آموزش و یادگیری هستند؛ اگر در کنگره ۶۰ میبینیم که یک مصرفکننده مواد مخدر با حال خراب و در بدترین وضعیت وارد کنگره ۶۰ میشود و پس از ۱۰ ماه تبدیل به انسانی میشود که نه تنها اعتیاد خود را به صورت کامل و قطعی درمان کرده است؛ بلکه کل فرهنگ زندگی او دچار دگرگونی شده است. آیا چیزی جز نتیجه آموزشهای کنگره ۶۰ است؟
همه این تحولات و دگرگونیها نتیجه قرار گرفتن در پروسه عظیم آموزش در کنگره ۶۰ است که تمامی مسافران سفر اول و دوم و همسفران را در بر میگیرد. در پرتو همین آموزشها است که ما میتوانیم اعتیاد خود را به هر نوع ماده مخدری که باشد درمان کنیم؛ آن هم درمانی که در هیچ کجای این عالم نظیر آن به طور قطع وجود ندارد. درمانی که حتی فقط یک نمونه آن خارج از کنگره ۶۰ مشاهده نمیشود. در پرتو همین آموزشهاست که جسم ما به تعادل میرسد، اخلاق و روان ما نیز درست میشود، تفکرات و جهانبینی ما نیز سالم میشود و فرهنگ زندگی ما تغییر میکند.
در پرتو همین آموزشهاست که اعضای کنگره ۶۰ به جایی میرسند که حتی حاضر نیستند که ذرهای آشغال یا زباله را در محیط شهری و زندگی خود و یا هر جای دیگری رها کنند. همه اینها به واسطه وجود سیستم آموزش کنگره ۶۰ میباشد. ما، در کنگره ۶۰ اعتقاد داریم که انسان برای دو چیز پای به جهان هستی گذاشته است؛ یکی خدمت و دیگری آموزش. آموزش در کنگره از طرق مختلف و در سطوح مختلف و با ابزارهای متفاوت به اعضای کنگره ارائه میشود، از دستورجلسات هفتگی گرفته تا کارگاههای آموزشی، لژیونها، منابع آموزشی مکتوب، برنامههای عملی و میدانی نظیر فعالیتهای ورزشی، اردوهای آموزشی و تفریحی، اردوهای درختکاری، همه و همه از برنامههای آموزشی مهم کنگره ۶۰ میباشد و اما یکی از مهمترین ارکان و ابزارهای آموزشی کنگره ۶۰ سیدیهای آموزشی بنیان کنگره ۶۰ است که هر هفته در اختیار اعضا قرار میگیرد. سیدیها یکی از منابع مهم آموزش و یادگیری هستند که در پرتو آموزش در کنگره ۶۰ به آرامی انجام میگیرد و نتیجهی فوقالعاده و سریعی دارد؛ چون در آموزش گرفتن و کاربردی کردن است که تغییر اتفاق میافتد.
در وادی دهم ما یاد گرفتیم که صفت گذشته در انسان صادق نیست؛ چون جاری است. بنابراین تمام صفات در یک فرد مصرفکننده و خانوادهشان یا هر انسانی قابل تغییر است؛ چه در جهت مثبت و چه در جهت منفی. در جهت منفی خیلی راحت اتفاق میافتد و فرد درگیر مسائل و مشکلات میشود؛ ولی در جهت مثبت، آموزش صحیح خیلی مهم و کاربردی است که هر فردی اگر بخواهد در جهت مثبت تغییر کند باید آموزش سالم و تجربهی مفید داشته باشد.
آموزش سالم در کنگرهی ۶۰ توسط آقای مهندس، از طریق کتابها و سیدیها وجود دارد و تجربه مفید هم بهدست آمده است. در اینجا فقط خواسته خودش است که آیا میخواهد تغییر کند یا نه؛ اگر من بخواهم که صفتم تغییر کند بستگی به این دارد که از مثلث جهل چقدر فاصله بگیرم، چقدر از منیت خودم فاصله بگیرم. تغییر صفت یعنی حالم بد است و میخواهم حالم خوب شود و از ناامیدی به امید، از ترس به شجاعت و از قهر به ایمان برسم و این یعنی تغییر صفت. برای تغییر صفت که در وادی دهم به آن اشاره شده میگوید سه ضلع نور، صوت و حس را در آموزش استفاده نماییم.
باید تمام حواس خود را درگیر آموزش کنیم؛ زمانیکه سیدی گوش میکنیم به اهمیت گوش کردن و نوشتن سیدی پی میبریم. در کنگره ۶۰ اگر یک نفر به صورت انتخابی سیدی را گوش کند جذب آن میشود و متوجه میگردد که چه بسیار چیزهایی که نمیدانسته و اگر بخواهیم که نور، حس و صوت را با هم داشته باشیم باید تمام حواس خود را درگیر آن نماییم و برای درگیر کردن تمام حواس خود، بهترین کار نوشتن مطالب سیدی است؛ وقتی انسان سیدی مینویسد، در درون خود یک تغییر را احساس مینماید و یک اتفاق در درون انسان صورت میپذیرد و مثلث تغییر، تبدیل و ترخیص به وجود میآید.
انسان از جرقههای کوچک به روشنایی بزرگ میرسد و این نیست که با نوشتن سی دی این تغییر به وجود بیاید و تبدیل ایجاد شود و حال بد من خوب شود؛ بلکه در کنار نوشتن سیدی با تکرار و تمرین، این اتفاق جاری میگردد. در وادی نهم پارامتر زمان و تکرار و تمرین با استفاده از صوت، نور و حس میتوانیم این کار را انجام دهیم.
نیروهای بازدارنده باز جلوی انسان میایستند و کار نیروهای بازدارنده این است که با شلوغ نمودن ذهن، ذهن را چنان درگیر کنند که انسان بگوید فرصت و وقت ندارم؛ اما وقتی شروع به نوشتن میکند، نور در انسان جاری میشود و ضلع مثلث دانایی را نمیتواند متوقف نماید و دیگر تاریکی جایی ندارد و تاریکی به واسطه نبود نور اتفاق میافتد. در نهایت مثلث تغییر، تبدیل و ترخیص اتفاق میافتد. سیدیهای آقای مهندس، ضمن اینکه قویترین مطالب علمی و کاربردی در حوزه درمان اعتیاد و رهایی از اعتیاد را در بر میگیرد، مطالب بسیار مفید دیگر در زمینههای مختلف زندگی از ورزش گرفته تا خواب، تغذیه، کسبوکار، مردمداری، صلحجویی و در یک کلام درس زندگی کردن را در بر میگیرد.
سیدیهای آقای مهندس ضمن آموزش این درس بزرگ مانند گاردریل، در علائم راهنمایی و رانندگی ما را در مسیر درست پیش میبرد و از انحراف ما در مسیر جلوگیری مینماید. در کنگره ۶۰، هر چقدر هم که بدانیم؛ اما اگر از نبض آموزش کنگره ۶۰؛ یعنی سیدیها فاصله بگیریم مطمئن باشیم نمیتوانیم به درستی مسیر را ادامه بدهیم؛ اگر در بالاترین سطوح خدمتی کنگره ۶۰ حضور داشته باشیم؛ اما سیدی گوش نکنیم شک نکنیم که به تدریج از مسیر خارج میشویم. اطلاعاتی که جناب مهندس دژاکام، بنیان کنگره ۶۰ در اختیارمان میگذارند به ما کمک بسیاری میکند تا بتوانیم گرههایی که در طول سفر و یا حتی زندگی شخصی برای ما ایجاد میگردد را باز کنیم.
این آموزشهای کاربردی راه را به ما نشان میدهد و مسیر را برای ما نورانی میکند؛ اگر میخواهیم به رهایی برسیم باید به تمام مسائل و نکتههای ظریف جناب مهندس، بدون هیچ چون و چرایی عمل کنیم؛ وقتیکه آقای مهندس در هفته یک سیدی به ما میگویند بنویسید برای این است که سلامتی جسم و افکار و اندیشهی ما تقویت میشود و در اثر تکرار نوشتن آن مطلب، ملکه ذهن ما میشود. گوش دادنِ تنها فایده ندارد، با نوشتن حافظه و ادبیات ما هم قوی میشود. در ضمن از گرفتن آلزایمر هم جلوگیری میکند.
تمام اعضای کنگره ۶۰ حتی دیدهبانها هم در هفته یک سیدی را مینویسند. آقای مهندس فرمودند که هر کسی سیدی ننویسد، نمیتواند در کنگره خدمت بگیرد و هر سیدی یک کتاب است برای آموزش ما و همین آموزشها است که کنگره را استوار نگه داشته. سفر اولیها، وادیها را بنویسند و چند تا از سیدیهای استاد امین مثل ساختار درون، منیت، قیاس و حس. این سیدیها و همین منابع اطلاعاتی سالم هستند که تکتک افراد کنگره را گرد هم و به یاری هم و در کنار هم در صلح و آرامش نگه داشته است. سیدیهای آموزشی در حال حاضر خط مقدم و نبض فعالیتهای آموزشی کنگره ۶۰ میباشد. هر کس که به کنگره ۶۰ میآید تا زمانیکه بهطور کامل با سیدیهای هفتگی هماهنگ نشود و آنها را گوش نکند، گویی در مسیر موفقیت و درمان در کنگره ۶۰ قرار نمیگیرد.
سفر اولیها بعد از آنکه داروی OT را دریافت میکنند و سفر خود را با متد DST آغاز میکنند، جرقههای تغییر و زنده شدن و احیا شدن را میتوان به راحتی و به وضوح در آنها مشاهده کرد. چقدر زیبا و لذتبخش است دیدن این صحنهها؛ اما زمانیکه گوش کردن و نوشتن سیدیها را بهطور منظم شروع میکنند، این تغییرات و این احیا و زنده شدن رنگ و لعاب دیگری پیدا میکند؛ گویی بندهای اهریمن دیگر در او قدرتی ندارد. حال و هوای آزادی از بندهای اعتیاد و نیروی منفی را میتوان در چهره، سخن و رفتار او به عینه دید و حس کرد. او با اینکه در سفر اول است؛ اما چنان انرژی و شعفی دارد که همه را به وجد میآورد. این تنها بخشی از قدرت آموزش سیدیها است.
سیدیهای آموزشی فقط برای سفر اولیها نیستند؛ بلکه سیدیها برای تمام اعضای کنگره ۶۰ میباشد، از سفر اول گرفته تا سفر دوم و همسفران سفر اول و دوم و هر کسی که عضو کنگره است و با کنگره همکاری مینماید. این هنر و توانایی منحصر به فرد بنیان کنگره ۶۰ است که میتواند طوری مطالب را بیان نماید که برای تمامی اعضای کنگره ۶۰ لذتبخش و کاربردی باشد. از تحصیلات دیپلم و پایینتر از آن و حتی افراد کم سواد گرفته تا افراد با تحصیلات عالی دانشگاهی، همه و همه از این مطالب استفاده میکنند و میفهمند و لذت میبرند. برای من هم یکی از لذت بخشترین تجربهای که در کنگره ۶۰ داشتم همین نوشتن سیدی بود.
هنوز هم در تعجب هستم که چرا نوشتن سیدیهای آقای مهندس آنقدر لذتبخش است. برای یادگیری بهتر مطالب گفته شده در جزوات و همچنین سیدیهای کنگره به هر مطلب دیگر، در همه جا بهتر است که آن مطلب را بنویسیم؛ اما این واقعیت را نیز خوب میدانیم که مطالب مختلف، هر چند با تمرکز فراوان، همراه با نوشتن یا هر روش دیگری فرا گرفته شوند، باز هم فرّار هستند و پس از مدتی بخشی از آنها از حافظه انسان پاک میشود؛ بنابراین بهتر است که پس از نوشتن کامل مطالبی که میخواهیم یاد بگیریم، چکیده یا برداشتی از آن را به زبان ملموس و قابل درک برای خودمان بنویسیم؛ چرا که این برداشت، مرور دوباره مطالب را بسیار آسان خواهد کرد.
میتوانیم از مطالبی که میخواهیم یاد بگیریم پس از نوشتن و یادگیری سوال استخراج کنیم و سطح یادگیری خود را محک بزنیم. هر توصیهای که از سمت راهنمایان عزیز به ما گفته میشود، علاوه بر اینکه بارها و بارها تجربه شده و صحت آن به اثبات رسیده است و حتی پایه علمی دارد، وظیفه ما همسفران و مسافران است که این توصیهها را دقیق و کامل اجرا نماییم. هر سیدی که از جناب مهندس گوش میکنم، چیز جدیدی یاد میگیرم.
در سخن آقای مهندس، یاد میگیرم که چگونه در زندگی پسانداز کنم، چگونه تغذیه کنم، چگونه به نفس خودم غلبه کنم، چگونه به طرف ضدارزشها نروم، جهانبینی و قدرت تفکر را بالا ببرم و از فکرم به درستی استفاده کنم. باید ببینم در زندگیام چه چیزی را باید بیاموزم و در جهانبینی به دنبال چه چیزی باشم، باید ببینم چه کسی هستم، به کجا میروم و به دنبال چه چیزهایی میباشم و اینها چیزی نیست جز اینکه نگاه من به خودم و جهانبینی درون باشد؛ یعنی نگاه به جهانبینی بیرون؛ یعنی ارتباط خودم با خودم و ارتباط خودم با جهانبینی. سیدیها مانند فانوس روشن در دست تکتک اعضای کنگره است و چه خوب است که با تکرار کردن روز به روز نور این فانوس را بیشتر کنیم. با گوش دادن سیدی و نوشتن آنها طرز بیان و برخورد و آداب معاشرت ما هم به تعادل میرسد.
جناب مهندس میفرمایند پیوند مثلث بین من و شما با این سیدی متصل میشود؛ یعنی پیوند من و اعضای کنگره همین سیدیها هستند؛ ممنونم.
نویسنده: همسفر فائزه رهجوی راهنما همسفر بهجت (لژیون دوازدهم)
تایپ: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون یازدهم)
عکس و ارسال: همسفر ملیکا رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون یازدهم)
همسفران نمایندگی ابنسینا
- تعداد بازدید از این مطلب :
417