English Version
This Site Is Available In English

خیلی چیزها را با چشم سر نمیتوان دید

خیلی چیزها را با چشم سر نمیتوان دید

جلسه چهارم، از دوره پنجم لژیون سردار کنگره۶۰؛ نمایندگی امین قم، ویژه مسافران با استادی  پهلوان محترم مسافر احمد، نگهبانی راهنمای تازه واردین مسافر مهدی و دبیری  راهنمای تازه واردین مسافر مجید، با دستورجلسه « قدرت بخشش» روز پنجشنبه ۱۴۰۲/۷/۷ رأس ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خوبی کنگره این است که آدم در هیج شعبه‌ای احساس غریبی نمی‌کند.

دستور جلسه قدرت بخشش است، هفته پیش قائم‌شهر مهمان بودم که سه تا دکتر در بین ما بودند. صحبت‌های ما که تمام شد، به رئیس علوم پزشکی استان مازندران گفتند که بیاد بالا و یک جمله‌ای صحبت کردند برای من خیلی جالب بود. گفتند به مسافرت کاشان می‌رفتیم، پسر کوچکم گفت شارژر ماشین شارژی جا مانده است، می‌شود برگردیم؟ گفتم نه آن جا یک کاریش می‌کنیم. کمی دیگر رفتیم، دخترم گفت چیزی جا مانده که آن را هم یک جوری از سر باز کردم. خانمم گفت کادوئی که برای کاشان گرفته بودیم هم جا مانده است! گفتم اشکالی ندارد. کادو همه جا هست. آن جا تهیه می‌کنیم. سفید‌رود ایستادم که یک چیزی بخرم، دیدم کیف پولم جا مانده است. دیگر نمی‌شد کاریش کرد، برگشتم. برگشتم ولی همه آن چیز‌هایی که جا مانده بود را باید بر می‌داشتم. منظورش این بود که می‌گفت خوش به حال شما‌ها که اجازه دادند برگردید و همه خوبی ها را بردارید. بعدش هم در مرزبانی نشسته بودیم،که انرژی محیطش را گرفته بود و او اعلام کرد ما چقدر عقب هستیم. می گفت به شما اجازه داده شده برگردید چیز های بد را بگذارید و چیز های خوب را با خودتان بردارید. بخاطر این در کنگره وقتی می‌آئیم صحبت می کنیم همه می گوییم به حال خوش رسیدیم. چون اگر کسی حالش بد شود، نمی ماند. همه به حال خوب می رسند. 

و خدا را شکر بعد از چندین سال کسی را فرستاد،که من در صحبت های گذشته ام هم گفته ام دی‌اس‌تی توبه است. راه برگشت است و داریم بر میگردیم به سلامتی خودمان و حتی دید ما نسبت به هستی تغییر میکند. در زمان مصرف همه نه، ولی اکثرا از خانواده و اجتماع دور شده بودند، از دولت و از همه طلب کار بودند. چه اتفاقی می‌افتد که آگاهی من عوض می شود. این ها،به عقیده من نیاز به فهم دارد که آقای مهندس در سی‌دی غبار می فرمایند کم‌تر از پنج درصد فیزیک است، یعنی نیاز به فهم دارد. هیچ دستگاهی هم این را نشان نمی دهد. این چیز ها را با چشم سر نمی توان دید و باید یک چیزی از درونت آزاد بشود. ریموت کنترل در جیبت هست و میزنی درب پارکینگ باز می شود، کسی نمی بیند. من احساس می کنم این گونه هست، قدرت بخشش قدرت من است. بعضی وقت ها دیدیم که بخاطر پنج هزار تومان راننده و مسافر به جان هم افتادند، خب این جا می آیی از ده میلیون از پنجاه میلیون از پانصد میلیون می گذری، حتما نیاز به یک تفکر یا فهم یا آگاهی دارد که این کار را انجام بدهی.

تایپ: مسافر صادق لژیون دوم

 

ارسال خبر: مرزبان خبری مسافر علیرضا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .