آیا دانایی با سوادیکی است؟ آیا هر فرد باسوادی، داناهم هست؟! در اینجا برای پاسخ به این سوالات ابتدا باید تعریفی از دانایی و سواد ارائه داد. دانایی یعنی تشخیص ماهیت خواستهها، یعنی تشخیص اینکه ماهیت کدام خواسته خوباست و کدام خواسته بداست. درتعریف دانایی، مثلث دانایی مطرح شده است که دارای سه ضلع تفکر، آموزش وتجربه است که اگر هر سه ضلع را به یک اندازه رشد دهیم میتوانیم بگوییم که انسان دانایی هستیم.
برای مثال: اگر ما فقط ضلع تفکررا بسط دهیم وبه آن دوضلع توجه نکنیم نمیتوانیم خیلی ازمسائل راحل کنیم چون فقط با تفکرتنها نمیتوان به نتیجه رسید. درجهت رسیدن به اهدافمان باید هرسه ضلع را به یک اندازه رشد دهیم تابه نتیجه برسیم. ماباید آموزش بپذیریم وازتجربه دیگران هم استفاده کنیم تابه نتیجه لازم برسیم. درمقابل مثلث دانایی مثلث جهالت قراردارد که سه ضلع آن ترس، منیت، ناامیدی است.
ترس مانع از تفکر میشود. منیت مانع ازآموزش پذیری میشود وناامیدی مانع تجربه کردن میشود. زمانی که ما به هر سه ضلع مثلث دانایی به یک اندازه بها دهیم وازمثلث جهالت دوری کنیم میتوانیم بگوییم فرد دانایی هستیم ورشددانایی درهرانسانی یعنی رسیدن به تعادل ورسیدن به قدرت تشخیص. حال به دانایی رسیده ایم وخیلی چیزها را هم میدانیم. آیا فقط اینکه من بدانم مثلاً دروغ بد است کافی است؟!
زمانی دانایی مؤثر است که بتوانیم دانسته هایمان راعملی کنیم اگر میدانیم دروغ بد است پس نباید دروغ بگوییم واین همان دانایی مؤثراست. واما سواد! آیا سوادهمان دانایی است؟! برای پاسخ به این سوال ابتدا باید سواد را تعریف کرد، سواد یعنی داشتن اطلاعات وآگاهی دریک موضوع خاص. سواد، همان قدرت خواندن ونوشتن است که البته امروزه باسواد بودن رابا معیارهای دیگری میسنجند نه صرفاً با معیارخواندن ونوشتن.
جدیداً سازمان یونسکو،۶آیتم رابرای باسوادبودن ارائه کرده است که عبارتنداز: سوادعاطفی؛ (یعنی موفقیت درایجادارتباط بااطرافیان) سواد ارتباط باافرادجامعه؛ (یعنی توانایی ایجاد ارتباط با افرادجامعه) سوادمالی؛ (یعنی چگونه پساندازکردن و برنامه ریزی مالی داشتن) سوادرسانه ای؛ (یعنی قدرت تشخیص خبردروغ ازخبر راست) سوادآموزش وپرورش؛ (یعنی برنامه ریزی برای آموزش وتربیت فرزندان) سوادرایانه ای؛ (یعنی توان استفاده ازنرم افزارهای جدید).
وقتی به این ۶ آیتم نگاه میکنیم میبینیم که، به ما درکنگره ازسالهای قبل، این موارد آموزش داده شده است و رعایت هرکدام ازاین موارد برایمان بسیارمفیداست. حال باید دید که سواد با دانایی یکی است؟! گفتیم که دانایی یعنی قدرت تشخیص ماهیت خواسته ها یعنی به تعادل رسیدن و از نظر من فرد دانا کسی است که به خود و دیگران آسیب نمیرساند و از زندگی شادی برخوردار است، ولی چه بسیار انسان های باسوادی هستند که طریقه زندگی کردن رانمیدانند وبا رفتارها واعمال نادرست خود یا به خودشان و یا به دیگران آسیب میرسانند.
مثلاً دربالاترین مقطع تحصیلی مدرک گرفته است ولی طرز درست غذاخوردن را بلد نیست و به جسم خود، آسیب میرساند یا کوچکترین وظایف خود در قبال جامعه را انجام نمیدهد یا با خانواده وهمسایگان خود روابط خوبی ندارد و هم به خودش وهم به دیگران آسیب میرساند. پس سوادباعث دانایی نمیشود. میزان دانایی، سوادنیست، تمدن نیست، مانند انسان بودن به لباس پوشیدن نیست. بایستی، انسانی اندیشید.
نویسنده و رابط خبری: راهنما همسفر صفورا(لژیون چهاردهم)
عکس: مرزبان خبری، همسفر فرح
ویراستاری و ارسال: خدمتگزار سایت همسفر پریسا
همسفران نمایندگی میرداماد اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
463