English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده - اجرای حکم عقل و تأثیر آن بر عملکرد من

گروه خانواده - اجرای حکم عقل و تأثیر آن بر عملکرد من

جلسه دهم از دوره اول کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره 60 نمایندگی یوسف‌آباد با استادی راهنمای تازه‌واردین همسفر مونا، نگهبانی همسفر سارا و دبیری همسفر فرح با دستور جلسه «وادی ششم (حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نماییم) و تأثیر آن روی من» در روز سه‌شنبه 24 مردادماه 1402 ساعت 17:00 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

دستور جلسه این هفته در خصوص وادی ششم و تأثیر آن روی من است، من چندین هفته است که در این خصوص فکر می‌کردم و به این معتقد هستم که دستور جلسات، استاد را انتخاب می‌کنند؛ چراکه یکی از ضعف‌های من همین وادی ششم بوده و تا حدی هم هست.

در باشگاه تیر و کمان یک دوستی است که اتفاقاً ارتباط خیلی خوبی با هم داریم و می‌دیدم که ایشان شو و شود خیلی قوی دارند و در هر جایی از زندگی‌ هر آنچه را که می‌خواهد را می‌تواند محقق کند. برایم جالب بود که چطور می‌شود یک‌سری از افراد دارای شو و شود بالایی هستند؛ می‌گویند، تلاش می‌کنند و به آن خواسته درونی‌شان می‌رسند؟ در یکی از سی‌‌دی‌های هفتگی که داشتم گوش می‌دادم جوابم را گرفتم متوجه شدم که وقتی سوالی برایت پیش می‌آید انگار تمام کائنات دست به دست هم می‌دهند تا جواب این سوال را بدهند.

جناب آقای مهندس در همین سی‌دی گفتند: «کسانی که شو و شود بالایی دارند، وادی ششم را خیلی خوب اجرایی می‌کنند. در واقع حکم عقل را اجرا می‌کنند به جای اینکه از نفس اماره پیروی کنند.» من جواب خودم را از همین سی‌دی گرفتم با خودم فکر می‌کردم که چقدر می‌تواند این وادی ششم مهم باشد و من بعد از سه، چهار سالی که به کنگره آمدم تازه متوجه درجه اهمیت وادی ششم شدم که چطور می‌شود که گاهی اجرایی کردن و عملی کردن کارها برایم دشوار می‌شود.

در دنیای بیرون دادگاهی داریم که یک طرف قاضی است و طرفین دعوی هم حضور دارند، صحبت می‌کنند از خودشان دفاع می‌کنند و با توجه به اطلاعاتی که در اختیار قاضی قرار می‌دهند، حکمی از طرف قاضی صادر می‌شود. در درون ما هم همین است؛ ما دادگاهی داریم که قاضی آن عقل است؛ یکی از طرفین جن و یا نفس اماره است و طرف دیگر روح‌مان است.

دو طرف می‌آیند صحبت می‌کنند، از خودشان دفاع می‌کنند و در نهایت با توجه به اطلاعاتی که به عقل داده می‌شود، بهترین حکم توسط عقل صادر می‌شود. می‌دانیم عقل فر ایزدی دارد و هیچگاه اشتباه نمی‌کند؛ حال چه پیش می‌آید که ما اشتباه می‌کنیم و اشتباه می‌شود؟ و یا عقل از چه طریقی اطلاعات بدست می‌آورد؟

عقل از طریق برگزاری دادگاه و دیگری از طریق حس درونی اطلاعات خود را به دست می‌آورد. وقتی می‌آیم فرمان‌ غلط را اجرایی می‌کنم درحقیقت حکم عقل را اجرا نمی‌کنم. اینجا حس‌ من هم آلوده و در آن اختلال ایجاد می‌شود و از طرفی هم از آن دادگاه اطلاعات غلط به عقل می‌رسد.

ما همیشه و هر لحظه بر سر دوراهی هستیم که آیا من بروم کلاس یا نه؟ این را بپوشم یا نه؟ هنگامی‌که حکم عقل صادر می‌شود این کار را انجام بده یا نه؛ اینجا نفس اماره ساکت نمی‌نشیند، جنگ خودش را شروع می‌کند که این کار را انجام بده، اصلا کار اشتباهی نیست و با یکبار اتفاقی نمی‌افتد.

تجربه ای که من خودم داشتم از این قضیه نکته ای بود که راهنمایم به ما گوشزد کردند و آن  این بود که همیشه اولین صدایی که می‌شنوم صدای عقل‌مان است و بعد از آن صداهایی که می‌شنوم صدای نفس اماره است که با ما صحبت می‌کند و مکرراً می‌آید و مرا توجیه می‌کند که کار  اشتباه را عملی کنم. درحالیکه عقل تنها یکبار می‌گوید؛ یک‌بار می‌آید و می‌گوید این کار ضد ارزشی است و تمام و آنکه صدایش تکرار می‌شود نفس اماره است و این راه همیشه برایم یک راه تشخیص بوده و هست. از طرفی ما می‌دانیم که آن صدای اولی که می‌شنویم همان راه سخت‌تری است که عقل پیش رویمان قرار می‌دهد و راه درست نیز همان است.

در وادی ششم مطرح می‌کند که حکم عقل را در قالب فرمانده کاملا اجرا کن، این مسئله برای من به این نحو بود که به عنوان مثال اگر قرار بود برای یک هفته آینده پروژه دانشگاهم را تحویل دهم، حکم عقل من می‌گفت که خوب از همین حالا شروع کن و تا یک هفته آینده فرصت کافی برای انجام آن داری؛ برای من حکم عقل صادر می‌شد ولی دقیقاً در لحظه آخر آن را اجرایی می‌کردم.

مهم این است که حکمی که عقل من صادر می‌کند را همان لحظه اجرا کنم، نه اینکه آن را موکول کنم به دو روز بعد، یک هفته بعد کنم؛ چرا که دیگر ارزشی ندارد. من در دوره‌ای از زندگی‌ام دچار این مشکل شده بودم که که اجرای حکم را عقب می‌انداختم و شده بودم یک انسان اهمال‌کار که حتی در کوچکترین کارهایم اهمال‌کاری دیده می‌شد. مثلا ً اگر ساعت 5 قرار داشتم؛ ساعت 5:10 و یا 5:15 به آن قرار می‌رسیدم یا پارچه‌ای را تهیه می‌کردم تا برای یک هفته آینده برای جشنی آماده کنم و بدوزم درحالیکه پارچه گرفته می‌شد، فرمان عقل هم می‌آمد که بدوز، ولی من شاید سال دیگر آن را عملی می‌کردم.

من از این وادی فرا گرفتم که که اگر الان فرمان عقل برایم صادر می‌شود بایستی اجرایی شود؛ چرا که بعد از گذشت روزها و هفته‌ها دیگر ارزش خود ندارد.

 

مرزبانان کشیک: همسفر افسانه و مسافر وحید
عکس: مرزبان خبری، همسفر افسانه
تایپ و ارسال: همسفر سارا، خدمتگزار سایت
همسفران نمایندگی یوسف‌‌آباد

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .