زمانی که خداوند، انسان را خلق کرد و به او قوه اختیار داد برای اینکه از عهده اختیار خود بتواند برآید، کارهایی که به ضررش است را انجام ندهد، عقل را بهعنوان یک ابزار هدایت در انسان قرارداد که انسان را در کارهای درست هدایت کند. ما در وادی پنجم یاد گرفتیم که تفکر بهتنهایی کافی نیست بلکه باید حرکت را آغاز کنیم. زمانی که تصمیم به حرکت میگیریم، دنیای مادی بهقدری جاذبه دارد که گاهی اوقات اگر کسی را نداشته باشیم که از بیرون ما را هدایت کند قطعاً به بیراهه خواهیم رفت. خداوند در بیرون برای ما پیامبران و قرآن را فرستاد تا درجاهایی که ما نمیدانیم چهکاری درست یا غلط است از سخنان پیامبران استفاده کنیم و همچنین راهنما را برای ما قرارداد و عقل را بهعنوان پیامبر درونی در درون ما نهاد تا جاهایی که نمیدانیم، حتماً بهفرمان عقل عمل کنیم؛ چراکه در این دنیا گاهی دروغ گفتن و غیبت کردن بسیار جاذبه دارد، گاهی پول داشته باشیم و به دلیل جاذبه مادیات و زرقوبرق دنیا نخواهیم به کسی کمک مالی کنیم و واقعاً اگر عقل نبود ما انسانها خطاهای زیادی انجام میدادیم؛ یعنی شاید زمان بیشتری سپری میشد تا به نقطهای که قرار است برسیم.
برای رسیدن بهفرمان عقل باید از کارهای کوچک شروع کنیم؛ چرا باید از فرمانهای کوچک شروع کنیم؟ اگر دقت کنیم تمام مشکلات بزرگ ما در زندگی، از همین مسائل کوچک شروعشده است؛ یعنی اگر ما درمسائل کوچک بهفرمان عقل گوش بدهیم مطمئن باشیم که ۹۵ درصد از مشکلات ما حل می شود چیزی که برای من جالب بود این است که هرکس وادی ششم را گوش میدهد، با خود میگوید: آیا من میتوانم بهفرمان برسم؟ آیا میتوانم فرماندهی عقل خود را به دست بگیرم؟ آقای مهندس میگویند کار سختی نیست درصورتیکه از چیزهای کوچک شروع کنید، هرچقدر انسان بتواند کارهای کوچک ازجمله نمازخواندن سروقت، بیرون گذاشتن زباله و ... را انجام دهد؛ یعنی بهفرمان عقل رسیده است. پس مطمئناً میتوانیم کارهای بزرگتر انجام دهیم و بهفرمان عقل برسیم. در ابتدای وادی نوشتهشده که عقل مانند یک خورشید است.
قبل از ورود به کنگره شناختی نسبت به خودم و صور آشکار و پنهان خود نداشتم و تواناییها و ضعفهای خودم را نمیشناختم؛ وقتی وارد کنگره شدم با آموزش گرفتن و رسیدن به وادی ششم، در مورد تشبیه عقل به خورشید، برای خودم این مثال را تداعی میکردم که من در یک اتاق بسیار تاریک قرار داشتم که این اتاق تاریک یک پنجره و یک پرده داشت هرچقدر در کنگره بیشتر حرکت کردم و آموزش گرفتم بیشتر بهفرمان عقل و به آن دانایی رسیدم که باید نور بیشتری به اتاق تاریک من بتابد تا بتوانم خودم را بهتر بشناسم و از طریق آموزشها هرچقدر این پرده را بیشتر کنار بزنم، قطعاً نور بیشتری وارد اتاق من میشود و اتاق من روشنتر خواهد شد و من بهتر حرکت میکنم. هرچه قدر بیشتر آموزش بگیرم و حرکت من در صراط مستقیم باشد و به شناخت خود برسم، بهفرمان عقل نزدیکتر خواهم شد و به تعادل و آرامش نسبی خواهم رسید. قطعاً زمانی که من مصرفکننده دخانیات بودم از فرمان عقل برخوردار نبودم و هنوز به آن دانایی و شناخت نفس نرسیده بودم اما کمکم باگذشت زمان و گرفتن آموزشها از خواب غفلت بیدار شدم خدا را بابت این عمل عظیم شکر انشاءالله خداوند یاری کند که بیشتر حرکت کنم و چراغ این اتاق تاریک درونم را بتوانم توسط عقل روشن نمایم.
نویسنده و رابط خبری: راهنمای ویلیام وایت همسفر زهره، نمایندگی سهروردی
ویراستاری و ارسال: راهنمای ویلیام وایت همسفر طاهره، نمایندگی البرز
گروه همسفران ویلیام وایت کنگره ۶۰
- تعداد بازدید از این مطلب :
502